“نگاهی به قتل عام مسلمانان توسط ارامنه

2008-04-16 18:23

مقدمه: همه ساله ارامنه كشورمان به بهانه واهي كشتار ارامنه در 24 آوريل 1915 در حالي دست به تظاهرات و يكسري اعمال ديگر جهت محكوم نمودن اين كشتار مي‌زنند كه به هيچ وجه كشتارهاي مورد ادعايشان صحت نداشته كه هيچ ، بلكه خود ارمنيان فجايع و جنايتهاي متعددي را علي

Gunaz.tv Quote | Gunaz article

مقدمه: همه ساله ارامنه كشورمان به بهانه واهي كشتار ارامنه در 24 آوريل 1915 در حالي دست به تظاهرات و يكسري اعمال ديگر جهت محكوم نمودن اين كشتار مي‌زنند كه به هيچ وجه كشتارهاي مورد ادعايشان صحت نداشته كه هيچ ، بلكه خود ارمنيان فجايع و جنايتهاي متعددي را عليه تغيير ساختار سنتي منطقه قفقاز ، نسل كشي و قتل عام مسلمانان انجام داده‌اند كه متأسفانه تاكنون عليرغم كثرت منابع ، اسناد ، مدارك و شواهد دالي بر مظلوميت مسلمانان و شدت ستمگري ارمنيان ، به دليل فقدان اطلاع رساني گسترده و وجود برخي رقابتهاي مذموم قومي ميان ملتهاي مسلمانان منطقه و از همه مهمتر حمايت بي دريغ رسانه‌اي جهان مسيحيت از تاريخ سازان و تاريخ جعلي نويسان ارمني مسلمين در اين ساحه هم مظلوم مانده و موفق به تنوير افكار جهان در رابطه با شدت و وسعت ياغيگريها و خونريزيهاي ارامنه نگرديده است از آنجاييكه بهره‌گيري از شيوه‌هاي استدلالي بهترين و مؤثرترين راهكار دفاع از حريم انديشه ، مباني حقيقت و اصول عدالت مي‌باشد لذا جهت تنوير افكار و تشريح حقايق هولناك دو قرن اخير در مورد تباني و همكاري ارامنه با روسها و نسل كشي و قتل عام مسلمانان بوسيله ارامنه بطور اجمالي بررسي و تببين مي‌شود . تجزيه قفقاز از ايران در اثر تباني و همكاري ارامنه با روس‌ها : روسها كه نخستين سالهاي قرن هيجدهم در آرزوي بدست آوردن آذربايجان و پس از آن كل ايران و رسيدن به سواحل خليج فارس بودند همواره چشم طمع به قفقاز و آذربايجان دوخته بودند و مترصد فرصتي براي رسيدن به اهداف شوم و پليد خود بودند كه تصميم به اضمحلال ساختار سنتي قفقاز و تركيب جمعيت مناطق مسلمان نشين ، انهدام تمدن اسلامي و جايگزيني آن با فرهنگ اسلام ـ ارتدوكس برآمدند براي نيل به اهداف خود تصميم به استفاده از ارمنيهاي خيانت پيشه كه نفرت شديدي نسبت به مسلمانان داشتندگرفته و از راههاي گوناگون ارامنه قفقاز ، روسيه ، ايران ، تركيه و ديگر نقاط را آلت دست خود قرار داده واز وجود آنان بهره بردند ، ‌ارامنه هم كه وطن و دولتي نداشتند باسوءاستفاده از فرصت بدست آمده براي دستيابي به هدف ايجاد دولت ارمني در اراضي تاريخي آذربايجان به دست روسها و با حمايت آنان ، نوكري براي اربابان خود و سياست كثيف اشغالگرانه آنان را همچون يك وظيفه ملي بجا آوردند . تباني و همكاري ارمنيان با روسها براي تجزيه قفقاز از ايران از عهد پطر كبير شروع و در دوران سلطنت جانشينان وي از جمله كاترين دوم ادامه يافت تا اينكه در جنگهاي ايران و روس تزاريسم در اثر خيانت ارامنه به مسلمانان و همدستي با تزار به هدف ديرين خود نائل شدند به جرأت مي‌توان گفت كه اگر خيانت ارامنه ، ‌تباني و همكاري آنان با اربابان روس خود نبود شايد هيچ وقت رشادت و پايمردي مسلمانان نمي‌شكست و خارهاي اين شكست در 12 اكتبر 1813 ميلادي در قريه گلستان شكوفه نمي‌داد و لکه ننگين دهم فوريه 1828 ، تركمنچاي به مردم ايران تحميل نمي‌شد . نظر به اينكه شرح اين جنگها و چگونگي شكسته شدن پايداري و ميهن دوستي مسلمانان قفقاز در اثر خيانت ارامنه در اين سطور نمي‌گنجد فقط به نمونه‌اي بسنده مي‌شود . سعيد نفيسي مي‌نويسد : « نرسس خليفه ارمنيان با سپاهيان روسيه همدست بود و با ايشان وارد اچميادزين شد و نفوذ روحاني فوق‌العاده او در ميان ارمنيان آن سرزمين بسيار مؤثر شد و توانستند عده‌اي از ارمنيان را مسلّح كنند و آذوقه براي خود بدست بياورند و از وضع سپاه ايران آگاه شوند . » و ناصر نجمي در كتاب ايران در ميان طوفان مي‌نويسد : « به گواهي تاريخ هم در ايروان و هم در تبريز به هنگام صعود سپاهيان روس اسقفهاي ارمني با سبدهاي گل به استقبال متجاوزين شتافتند و ورود اجانب را شادباش گفتند » . بدين گونه با وجود آنهمه رشادتها وطنخواهي مردم مسلمان قفقاز ، جنگهاي ايران و روس با شكست نيروهاي ايران پايان يافت و منجر به تحميل قرار داد ننگين تركمنچاي به ايران و از دست رفتن 17 ولايت ايران گرديد . ولي دفاع مردانه ، غيرت و جوانمردي آذريهاي مسلمان از جمله صفحات افتخار آفرين جنگهاي ايران و روس به شمار مي‌آيد كه براي هميشه در يادها زنده خواهد ماند مهاجرتهاي سياسي ارامنه ، دور خيز ارمنيان براي تشكيل كشوري در منطقه مسلمانان نشين : با سقوط قفقاز كه به قيمت جان صدها هزار مسلمان تمام شد. روسها به ارامنه و ديگر مسيحيان منطقه اختيارات فراواني دادند و از اين تاريخ سياست ارمني كردن اين ولايت مسلمان نشين آغاز شد و روسيه با بهانه كردن مواد 13 و 14 معاهده تركمنچاي اقدام به كوچانيدن اجباري ارامنه از ايران و ساير كشور كرد بطوريكه فقط در كشورمان ايران « 35 هزار نفر از ارامنه شهرهاي سلماس و اروميه در پي تشويق و ]تهديد[ روسها به ارمنستان مهاجرت كردند به اين ترتيب بود كه ارامنه پس از قرنها توانستند با جهان مسيحيت ارتباط برقرار كنند » . بنابه نوشته استاد صمد سرداري نيا در كتاب «ايروان يك ولايت مسلمان نشين بود » : در « نخستين سالهاي الحاق ولايت آن سوي ارس به قلمرو امپراطوري روسيه ، حكومت‌هاي خان ـ خاني لغو گرديد . بسياري از خان‌ها و ساير املاك آنها را مصادره كرد و سياست ارمني نشين كردن منطقه را اجرا نمود . روسها جهت تحقق بخشيدن به سياست كوچ مسيحيان ايران ،‌ از هيچ اقدامي فروگذار نبودند بگونه‌ايكه الكساندر سرگيي يوويچ گريبايدوف فرستاده ويژه تزار در امور اجرايي معاهده تركمنچاي و سفير وقت روسيه در ايران حتي بي‌شرمانه خواستار خارج كردن زنان تازه مسلمان ، ارمني و گرجي از عقد مسلمانان گرديد . كه اين فرمان موجب فوران خشم مردم تهران ، قتل گريبايدوف و ويراني سفارت روسيه در 1244 هـ.ق (1828م) گرديد . به اين ترتيب از سال 1813 تا 1918 ، سالروز تشكيل جمهوري اول آذربايجان ، ‌مسلمانان قفقاز تحت تبعيضات نژاد پرستانه روسهاي تزاري قرار گرفته و با زورگويي ،‌غارت وكشتار ارامنه مواجه شدند كه با حمايت دربار سن‌پترزبورگ عهده دار سمتهاي عالي‌رتبه مناطق مسلمان نشين شده بودند و در طي اين مدت دهها هزار ارمني از ايران و عثماني روانه قفقاز شدند و به همين ترتيب صدها هزار مسلمان قفقاز خانه و كاشانه خود را رها كرد و به كشورهاي اسلامي منطقه مهاجرت كردند كه به علّت اين مهاجرتها تركيب جمعيتي منطقه بطور فاحشي تغيير پيدا كرد . تزارها و ژنرالهاي روس عوض مي‌شدند ، اما سياست تجاوزكارانه تزارسيم روس و نيات مكارانه نوكران ارمني نشين تغييري پيدا نمي‌كرد . شوونيستهاي ارمني كه از نخستين سالهاي قرن هجدهم از حمايت و پشتيباني آشكار و پنهان روسيه تزاري برخوردار بودند براي تحقق بخشيدن به روياي جنون آميز « ارمنستان بزرگ » پاكسازي اراضي مورد ادعا خود در قفقاز جنوبي از ساكنان بومي را هدف قرار داده و در سايه جنايات و قتل عامهاي برنامه‌ريزي شده شان بيش از 2 ميليون آذربايجاني را از موطنشان تبعيد كرده حدود 5/1 ميليون نفر را به قتل رسانده و مناطق مسكوني ، خانه و كاشانه و آثار ديني و تاريخي را با خاك يكسان كردند . مهاجرت صدها هزار ارمني از ايران و تركيه به بخش‌ شمالي آذربايجان پس از انعقاد عهده نامه گلستان و تركمنچاي ، كه منجر به مهاجرت صدها هزار ارمني از ايران و تركيه به بخش شمالي آذربايجان پس از انعقاد عهده نامه گلستان و تركمنچاي ، ‌كه منجر به الحاق اين مناطق به روسيه تزاري گشت و اعطاي امتيازات و حقوق تبعيض آميز به آنان در مقايسه با ساكنان بومي ، باعث شد آذربايجانيها از هر جهت فشار و تبعيض قرار گيرند و باعث مهاجرت مسلمانان آن سوي ارس به داخل ايران كه نمي‌‌توانستند حكومت روس‌ها را تحمل كنند شد و از طرف ديگر موجب كوچ ارامنه از ايران به قلمرو روسيه مي‌گشت . سوء استفاده ارامنه از اصلاحات دولت عثماني براي تجزيه آن و تحميل جنگهاي خونين به مسلمانان : در حاليكه در بار تزار در سن‌پترزبورگ به برمولف خاطر نشان مي‌سازد « مرگ يك مسلمان به معناي رفاه صد روس است » با ب عالي در قسطنطينه بدستور سلطان محمود دوم در صدد انجام اصلاحات اساسي براي رفاه حال تمامي شهروندان مسلمان و غير مسلمان امپراطوري عثماني است . در سال 1839 فرماني تحت عنوان « خط شريف » صادر شد و به تمام اتباع امپراطوري صرف نظر از اينكه نژاد با مذهبشان چيست ، تأمين جاني و مالي كامل داده شد و بدنبال آن در سال 1856 نيز عليرغم تهاجمات شديد روسها به تماميت ارضي عثماني و تحريك گسترده اقوام اين امپراطوري از جانب جاسوسان روس ، فرانسوي و انگليسي فرمان جديدي بنام « خط همايون » تصويب شد و به هم اتباع امپراطوري عثماني آزادي و برابري كامل در قبال قانون داده شد و اجازه تشكيل شوراهاي ايالتي به شهروندان مسيحي اعطا شد وحتي حقوق غير مسلمانان در تصدي تمام مشاغل و مناسب به رسميت شناخته شده . روند اصلاح طلبي درامپراطوري عثماني در دسامبر 1876 با انتشار يك قانون اساسي آزاديخواهانه تكميل شد . از طريق قوانين پارلماني آزادي مطبوعات و اجتماعات براي همه اتباع عثماني تضمين گرديد . اما به رغم رسميت يافتن حقوق و آزاديهاي غير مسلمانان و بويژه ارامنه ، نوع ديدگاه اين قشر از امپراطوري عثماني به هم ميهنان مسلمانشان اصلاح نگرديد . در واقع با توجه به اقدامات تفرقه انگيز قومي كه از جانب اعمال روسيه ، ملي‌گرايان تندرو ارمني و ديگر دشمنان داخلي و خارجي عثماني گرفت . اقوام غير مسلمان اين امپراطوري اين بار نه براي رسيدن به تساوي حقوق با اقوام مسلمان بلكه براي تجزيه امپراطوري عثماني جنگهاي خونيني را بر مسلمين تحميل كردند . آنچه توسط ارمنيان اتفاق افتاد يك قيام آزاديخواهانه نبود بلكه اينها با تجهيز روسها اقدام به تشكيل ستون پنجم فعالي در قلمروي امپراطوري عثماني نمودن و كشتارهاي خونيني را عليه مسلمانان هدايت واجرا كردند ارامنه به دليل آشنايي با جغرافيا و شرايط اقليمي منطقه با ورود به قشون روسيه خسارتهاي جاني ، ‌مالي و ارزي قابل توجهي را بر عثمانيان وارد آورد . بگونه‌اي كه « لوريس ملكيان » فرمانده ارمني سپاه روس به دليل شجاعتها و همچنين بي‌رحمي هائي كه در تصرف قلعه قارس و كشتار مسلمانان از خود نشان داد از تزار روس صليب « سن‌ژرژ » و از ويلهم اول امپراطور آلمان « فرمان شايستگي » دريافت كرد . بديت ترتيب ادامه حملات ارامنه به سپاه عثماني و كشتار سازمان يافته مردم مسلمان اين امپراطوري به پشتوانه كمكهاي بي‌دريغ روسيه ، موجب مرگ شماري از غير نظاميان مسلمان گرديد . بطوريكه فقط در آستانه جنگ جهاني اول صدها هزار غير نظامي مسلمان در مناطق شرقي و جنوب شرقي اين امپراطوري توسط ارامنه به شهادت رسيدند. قفقاز شاهد ننگين ‌ترين فاجعه بشري ، ارامنه در آرزوي ارمنستان بزرگ : پس از تشكيل حزب داشناك ،‌ موسسين اين حزب كه آن را با هدف ايجاد ارمنستان بزرگ تشكيل داده بوند و قصدشان در گام نخست ايجاد يك كشور ارمني ، ‌مركب از ايالات شرق آناطولي و ايالت ايروان بود . در اواخر قرن نوزدهم ، چون در كشور عثماني نتوانسته بودند در اين راستا كاري انجام دهند لذا تمام نيروي خود را بكار بستند كه در قفقاز بتوانند با راه انداختن آشوب بخشي از برنامه‌هاي خود را پياده كنند . داشناكها كه مترصد فرصتي بودند شكست ناوگان روسيه در جنگ 1905 از امپراطوري نه چندان قدرتمند ژاپن كه با اعتراضات مردمي عليه نظام واپسگراي تزار و دوراني از نا‌آرامي و آشوب در سراسر روسيه و بويژه قفقاز همراه بود ، اين فرصت را پيش آورد . جنگهاي قومي ، مذهبي ميان مسلمانان و ارامنه قفقاز با ديگر شعله‌ور شد . اين‌بار نيز همانند دفعات گذشته روسها به عنوان حاكمان منطقه ، ‌نه تنها از برقراري امنيت سرباز زدند بلكه با تجهيز و تشويق ارامنه ، به امواج دهشتناك كشتار و غارت مسلمانان و بويژه آذربايجان دامن زدند . اين كشتار و يكي از ننگين‌ترين فجايع بشري كه بوسيله ارمنيها انجام شد . ابتدا با حادثه ترور يك بازرگان متنفذ آذربايجاني در باكو در سال 1905 توسط داشناكهاي ارمني آغاز شد و سپس پس از انتشار اين خبر تصادمات قومي ـ مذهبي خونيني در اين شهر بوقوع پيوست و پس از آن آتش جنگ تمام منطقه را درنورديد بطوريكه 158 روستاي آذربايجاني در حمله تروريستهاي داشناك و هينچاك خاكستر شد و بيش از ده هزار از آذربايجانيها به قتل رسيدند . شكست دولت قدرتمند روسيه تزاري از يك دولت ضعيف آن روزي ، مثل ژاپن ، در عين حال كه تعجب همگان را برانگيخت ، پوشالي بودن تشكيلات تزار را آشكار ساخت . بدين خاطر تزار با راه انداختن جنگ داخلي مابين اقوام مختلفي كه در داخل قلمرو روسيه زندگي مي‌كردند سعي كرد خود را لاپوشاني كرده و بتواند به راحتي سلطنت كند . به همين منظور خلق‌ها در عين حال كه به يك چشم ديده نمي‌شدند حتي براي جداماندن از يكديگر بطور مستقيم و غير مستقيم عليه يكديگر تحريك مي‌شدند و در نتيجه تبليغات دروغين تصورات غلطي از همديگر پيدا مي‌كردند . تزاريسم از اين تفرقه‌اندازي و تصورات غلط پديد آوردن : تنها يك هدف داشت و آن ابقاي حاكميت خونين خود بود. در جنگ ارامنه و مسلمانان در سال 1905 هر چند محرك دربار تزار بود ولي تندروي‌هاي داشناك‌ها و شتاب آنها در ايجاد ارمنستان بزرگ ، در بوجود آمدن اين نوع درگيريهاي خونين و فاجعه بار نقش عمده‌اي داشت . محمد سعيد اردوبادي در كتاب « قانلي سنه‌لر » ( سالهاي خونين ـ ترجمه رسول بؤيوك‌وند ) در زمينه آغاز اين جنگ‌هاي خانمانسوز چنين مي‌نويسد : با هر فكر و انديشه‌اي بود ، ارمني‌ها به فكر قيام عليه مسلمانان افتاده ،‌ به ترفندهاي مختلفي را آغاز كرده بودند در دوم فوريه آقا رضا نامي از مسلمانان ، توسط كميته ارمنيان ،‌ در ميدن « قوبا » به قتل رسيد ، با وقوع اين فاجعه رقّت انگيز ، مسلمانان حيثيت ملي خود را تحقير شده ديدند و بدين ترتيب آيا ممكن بود جلوي احساسات مسلمين را گرفت ! در حالي‌كه اين گونه اعمال مسلمانان را بي‌نهايت ناراحت نموده و آنها را به هيجان آورده بود لكن از سوي سران آنان حكمي براي انتقال داده نشد . ولي بي‌گناه كشته شدن يك مسلمان زنداني ، به دست يك سالدات ارمني‌ ،‌هنگام بردن براي بازجوئي و يا ديگر جنايات از اين دست مسلمانان را بيشتر داغدار كرد . آن روز ، روز ششم فوريه كه جريان حوادث ، ما را به سوي درياي خون سوق داد ، آن روز، روزي بود . در حاليكه ارمنيان خواهان ايجاد آشوب بودند ، مسلمانان در حيرت و شگفتي فرورفته بودند نيروهاي پليس در اين آشو‌ب‌ها نيز مداخله ننمودند . دامنه اين ناآرامي‌ها به ايروان و نخجوان و شوشا كشيده شد . نهايتاً به گنجه و تفليس نيز سرايت كرد . در اين آشوب 128 روستاي ارمني نشين و 158 روستاي آذري نشين مورد غارت و تخريب قرار گرفت . شمار كشته شدگان بين 3100 الي 10000 نفر تخمين ده شده است . تعداد آذريهاي مقتول بيش از ارامنه بود . خون مسلمانان سواحل درياچه اروميه را لاله گون مي‌كند : دراواخر قرن نوزدهم تعداد بيشتري از مسيونرهاي مذهبي در آذربايجان غربي بويژه شهر اروميه جهت پياده كردن اهداف خاص خود اسكان شدند. اين افراد كه عموماً از مسيحيان روسيه ، فرانسه ، انگليس و آمريكا بودند سعي مي‌كردند فعاليتهاي خود را در قالب آموزش علوم ديني ، تدريس زبانهاي خارجي و ارائه برخي خدمات عام المنفعه پوشش دهند . ولي در اصل مي‌كوشيدند تا مسيحيان منطقه بويژه ارامنه در قالب تيمهاي مسلح سازماندهي كنند . مسيونرهاي مذهبي جهت نيل به مقاصد سياسي خود ، ‌آشوريها ، ارامنه و مسيحي مهاجر را آلت دست خود قرار داده اقدام به تعليم نظامي آنها براي اغتشاش گري كردند كه تحريكات ضد ايراني و اسلامي همين مبشرين منجر به خونريزي و بلاياي غير قابل تصور گرديد كه اگر تحريكات مداوم تقويت‌ مالي و معنوي آنان نبود هرگز مسيحيان اروميه انديشه ايجاد اختلاف با مسلمانان كه ساليان دراز با آنها در صلح و صفا زندگي مي‌كردند نمي‌افتادند در پي تحريكات ضد انساني اين مسيونرها بود كه در 27 اسفند ماه 1296 هـ .ش (برابر با 17 مارس 1917) ارامنه و آشوريها با هدايت «نيكيتن » كنسول روسيه در اروميه و « شت » رئيس مذهبي مسيونرهاي آمريكا در اين شهر ،‌ اقدام به قتل و غارت مسلمان نمودند بطوريكه در طول يك روز نزديك به ده هزار مسلمانان در اروميه و حومه آن بي‌رحمانه قتل عام شدند . پس از كشتارها مناطق غربي آذربايجان ايران دستخوش حملات ارمنيان گرديد و در شهرهاي سلماس ، ‌خوي و ماكو نيز هزاران مسلمان اعم از ترك و كرد و قرباني نسل كشي نفرت انگيز ارامنه شدند . در اين فاجعه هم ارامنه ارمنستان در كنار اين مسيونرهاي خارجي قرار داشتند ؛ تعداد 3000 تن از داشناكها به رهبري آندرانيك در سال 1296 شمسي به سمت شهر خوي حركت كرده و آنجا را محاصره نمودند . آنها قصد قتل عامل مردم خوي را داشتند كه به كمك سپاه عثماني عده‌اي كشته و جمعي ديگر مجبور به فرار شدند وبه اين ترتيب شهر خوي از دست ارامنه خارج شد . احمد كسروي در كتاب « تاريخ هيجده ساله آذربايجان» دراين خصوص مي‌نويسد : « روسيان همچنان بدرفتاري مي نمودند و آشوريان و ارمنيان به پشتگرمي آنان بيدادگري بي‌اندازه ميكردند و چون كسي بجلوگيري بر نمي‌خاست روز بروز بدي بيشتر مي‌نمودند وهفته‌اي نمي‌گذشت كه چند كسي كشته نگردد و يك داستان ناگواري روي ندهد . گذشته از درون شهرها در بيرونها آنچه مي‌خواستند دريغ نمي‌گفتند . يكدسته از ارمنيان از قفقاز گريخته و باينجا آمده و بهمدستي جيلوها راهزني مي‌كردند و اگر كسي دست باز مي‌كرد او را مي‌كشتند .» اينگونه بود كه جنايتهاي مسيحيان و بويژه ارامنه عليه مسلمانان آذربايجاني وبي‌توجهي‌هاي خفت‌بار مقامات وقت تهران ، آذربايجان كه به « طاووس شرق » مشهور بود به مرغي نيم سمبل تبديل كرد . شهرهاي مرند و خوي و سلماس و اروميه و غيره مورد بي‌رحمترين هجومها قرار گرفت ، ارامنه قره‌داغ به پاس هم كيشي ، مسلمانان بي‌پناه و دست خالي را از دم تيغ مي‌گذرانيدند . اينان شكم زن حامله را دريده و جنين را به تن بريده پدرش نصب مي‌نمودند مسلمانان به بلايي بدتراز جنگهاي صليبي دچار شده بودند . طراحان ارمنستان بزرگ به هر قيمتي كه شده مي‌‌خواستند طرحشان را پياده كنند . كسروي در اين باره ادامه مي‌دهد : « امروز در اين كشتار نزديك به ده هزار تن از مردم بيگناه و از زنان و بچگان كشته گرديد . مسيحيان از دميده بامداد آغاز كرد ، تاراج و كشتار دريغ نمي گفتند و پس از نيمروز هم اگر چه با دستور متسر « شت » دست از كشتار برداشتند ولي باز تاراج در كار بود » . و كسروي در آخر اينگونه مي‌نويسد : « اين داستانها چندان دلگداز است كه ما بهتر مي‌دانيم ناگفته گذاريم و بگذريم » . اما به رغم همه اين جنايات آنچه در نوشته‌هاي مدافعان ارامنه آمده است تحريف اين حوادث مي‌باشد اين تحريفات كه عمدتاً از طرف انگليسها اعمال مي‌شود اهداف خاص خود را دنبال مي‌كند . در حالي حكايت از مرگ نزديك به 25 هزار ارمني و آشوري در درگيريهاي آذربايجان ايران دارد كه پس از انفعال قفقاز از ايران و مهاجرت آنان به روسيه تعداد مسيحيان اين منطقه به شدت كاهش يافته بود و كشته شدن 25 هزار مسيحي به معناي مرگ تمام ارامنه و آشوريهاي غرب درياچه اروميه است . موضوعي كه هرگز صحت نداشته و ندارد و واقعيات تاريخي عكس اين را بازگو مي‌كند . و در مقابل ارامنه آشوريها بدليل حمايت مسيونرها، همكاري داشناكها و مسيحيان با روسيه از تعمليات نظامي لازم بهره برده بودند كه با شگردهاي نظامي خود توانستند مسلمانان غافلگير را براحتي به كشتار دهند كه قبرهاي دسته جمعي مسلمانان آذربايجان موجود در اطراف شهرهاي سلماس و اروميه حكايت از فجايع ارامنه در حوالي درياچه اروميه دارد . مسلمانان آذربايجان بزرگترين قرباني كشمش‌هاي قفقاز : انقلاب 1917 شوروي و جنگ داخلي متعاقب آن مثل هر جاي ديگر اين كشور ، آشوب و خونريزي فراواني را در قفقاز به همراه آورد . نمايندگان سياسي گرجي ، آذري و ارمني در تفليس حكومتي تشكيل داده و مستقل از مسكوبه اداره امور پرداختند ، اما دستيابي به استقلال در قفقاز جنوبي بهاي گزافي داشت. ارامنه كه نه تنها در هيچ نقطه قفقاز در اكثريت نبودند بلكه طبق نوشته « ترميناسيان » از يك قلمرو مشخص نيز برخوردار نبودند حزب داشناك مشكل عدم قلمرو ملي را با روش‌هاي خشن و جنايتكارانه‌اي و با كمك استعمارگران بويژه انگليس حل كردند . صدها هزار تن در كشتارهای اسفباري كه در سطح گسل، ملتهاي ترك ، ارمني و گرجي صورت مي‌گيرد جان مي‌بازند ، شواهد حكايت از آن دارد كه مسلمانان آذربايجان بزرگترين قرباني اين كشمش‌ها هستند « داشناك‌ها كليه روستاهاي آذري نشين ايروان را با خاك يكسان كردند... در ولايت ايروان 211 روستای آذری نشين تخريب وصدها هزارقتل عام شدندوبه اين ترتيب قريب به 300 هزار آذری ايروان به قتل رسيدند و با نهايت درماندگي خود را به مناطق ارمني چون گنجه رساندند تنها گروه اندكي در سرزمين آبا و اجدادي خود ماندند . اين حوادث كه دومين موج درگيري‌هاي ارمني - آذري در قفقاز بود روابط آذري‌ها و ارامنه را به قدري تيره نمود كه ديگر به هيچ وجه مقدور نبود در اتحاد سه گانه حكومت فدرال قفقاز بتوانند در كتار هم بمانند و لذا اين فدراسيون در 26 مه 1918 از هم پاشيد و پس از آن سه جمهوري مستقل آذربايجان ،‌ارمنستان و گرجستان تشكيل شد . » دراين فاجعه اسفبار هزاران نفر از مسلمانان قفقاز خانه و كاشانه خودرا رها كرده و آواره كوه و بيابان شدند در همين رابطه سيد جعفر پيشه‌وري در خصوص مشاهدات خود چنين مي‌نويسد « من وحشيگري داشناكها را در 18 مارس 1918 ديدم . در آن روز عده بيشماري از مردم بي‌گناه مخصوصاً ايرانيان بي‌طرفي را كه در كاروان سراها سوخته و ذغال شده بودند با چشم خود مشاهده كردم . از ديدن جناياتي كه اين مردم بي‌شعور بدون علت اساسي مرتكب شده بودند روان انسان عاصي مي‌شد . » ارامنه در 24 مارس شش روز بعد از مشاهدات پيشه وري به همراه روسها اقدام به خلع سلاح شبه نظاميان مسلمان كردند و دراين نبردها هزاران مسلمان به شهادت رسيدند پس از اين مغلوبيت ، ‌باكو وضعيتي اسفبار بخود گرفت چرا كه دراين ميان بلشويكها و داشناكها اقدام به قتل و غارت در محلات مسلمان نشين كردند . به اين ترتيب ايراوان و حومه آن كه عمدتاً مسلمان نشين بود از جمعيت مسلمان خالي شد .همزمان با ايروان مسلمانان شهرهاي قارمس ،‌ اردهان ، بورچالو و آخاتسيخ نيز كشتار شدند. در اين نسل كشي بي‌رحمانه بيش از 200 هزار مسلمان به شهادت رسيدند . درچنين شرايطي ديگر هيچ علقه‌اي ميان مسلمانان براي باقيماندن در دولت قفقاز وجود نداشت بنابراين دولت موقت قفقاز جنوبي از هم پاشيد كه اين اتفاق ارامنه را بيش از پيش در حمله به اراضي جمهوري اول آذربايجان تشويق كردند . در قره‌باغ ، فهم ديني و باور ملي مسلمانان اضمحلال مي‌شود : جمهوري اول آذربايجان پس از 19 ماه حيات در 27 آوريل 1920 با حمله نيروهاي 60 هزار نفري ارتش به رهبري «سرگئي كيروف» سقوط كرده و پرچم اتحاد جماهير شوروي درچنين روز سياهي برفراز پارلمان ملي جمهوري اول آذربايجان نصب گرديد و پنج ماه بعد جمهوري ارمنستان در دوم دسامبر با حمله بلشويكها سرنگون شد . با تصرف قفقاز توسط نظام شوراها و آغاز استيلاي مخوف بلشويكها بحران قره‌باغ فروكش كرد و نهايت در 7 ژوئيه 1923 ،‌ايالت خود مختار «ناگورنو قره‌باغ »در تركيب جمهوري دوم آذربايجان واقع در جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي تأسيس شد. اما با عطاي حق خود مختاري به ارامنه قره‌باغ و واگذاري بخش مسلمان نشين زنگه‌زور و شرق درياچه سيوان به جمهوري شوروي ارمنستان حقوق مسلمانان آذربايجاني بصورت فاحشي نقض گرديد و در مقابل هيچ حقوقي متقابلي براي مسلمانان مقيم ارمنستان در نظر گرفته نشد پس از شش دهه اختناق توأم با تنش‌هاي بعضاً خونين ميان تركان و ارامنه در ايالت خود مختار قره‌باغ ، ‌بار ديگر با پيدايش سستي در اركان امپراطوري شوروي ، عفريت كشمشهاي ميان مسلمانان و ارامنه افراطي سراز قبر نفرت انگيز خويش برداشت. ارامنه از نوامبر سال 1987 به دنبال اظهارات تحريك كننده « آگابنگيان » مشاور ارمني الاصل گورباچف ، آخرين دبير كل شوروي ،‌ در برابر دولت باكو سر به شورش برداشتند ، يكسال بعد كشتارهاي خونيني راعليه مسلمانان ساكن قره‌باغ به عمل آوردند بطوريكه در 20 فوريه 1988 نمايندگان ارمني مجلس محلي قره‌باغ بي‌اعتنا به مخالفت نمايندگان مسلمان ،‌الحاق قره‌باغ به ارمنستان را اعلام كردند . داشناكها براي اجرای مقاصد خود نيازمند جاري شدن خونهاي بي‌گناهان بودند كه مي‌بايست جهت آغاز درگيريهاي نژادي در اسرع وقت بر زمين ريخته مي‌شد بطوريكه حتي زلزله مخوف در شمال ارمنستان هم نتوانست وقفه‌اي در تندرويهاي پان ارمنيستهاو داشناكها ايجاد كند . از نکات قابل توجه زلزله شهر « اسپيتاك » اخباري بود كه در روزنامه‌هاي ماه دسامبر 1988 و ژانويه سال 1989 درشهر پراگ پايتخت جمهوري چكسلواكي سابق درج گرديد و خشم و نفرت جهانيان را برانگيخت . امدادگران كشور مذكور كه با خود سگهاي تربيت شده‌‌اي را به همراه داشتند متوجه بي‌قراري تعجب آور اين سگها در مجاورت لوله قطور و طويلي مي‌شوند كه در يك از مناطق زلزله زده به حال خود رها شده بود اين امدادگران پس از بريدن لوله در درون اينها دهها جسد از نونهالان و كودكاني را پيدا مي‌كنند كه در حال تعفن هستند با انتشار اين خبر مشخص مي‌شود كه اين افراد كودكان بي‌گناه و معصوم مسلمان هستند كه از آغوش مادران خود توسط داشناكهاي جنايتكار دزديده شده‌اند . با آغاز سال 1989 ،‌ارامنه ارمنستان و قره‌باغ اقدام به قتل و غارت مسلمانان ساكن اين مناطق كردند به دنبال اين اقدام بيش از دويست هزار تن از مسلمانان مقيم ارمنستان بصورت مشقت بار ، مجبور به ترك خانه و كاشانه خود شدند. ودر قره باغ، مسلمانان غافلگير شد و گروه گروه توسط ارامنه تندرو اين ايالت سلاخي شدند و حادثه غم انگيز ديگر فاجعه 26 فوريه 1992 شهر خوجالي مي‌باشد كه نقطه عطفي در جنايتهاي سازمان يافته عليه بشريت محسوب مي‌شود كه در اين حادثه هزاران نفر از مسلمانان مظلومانه با حيوانيت تمام قتل عام شدند .ابعاد مختلف و نتايج اين فاجعه انساني قابل بيان نيست و تنها مي‌توان از اين بررسيها به عنوان « جستجوی سياه » نام برد. در اين قتل عام و نسل كشي 613 نفر از اهالي بي‌دفاع شهر خوجالي كشته شد . كه از اين تعداد 106 نفر زن و 83 نفر كودك بودند 1275 نفر به اسارت در آمدند و 150 نفر هم مفقود شدند . طبق برخي قرائن و شواهد اعضاي بدن برخي از اين اسرا در اقدام جنايت بار ديگري در بازارهاي غير قانوني پيوند اعضا در اروپا به فروش رسيدند . 560 نفر از قربانيان تحت شكنجه كشته شده و اجساد برخي از آنها مثله شد . (5) اما جنايت ارامنه در خوجالي ، آخرين جنايت رژيم نژادپرست ايروان عليه مسلمانان آذربايجان نبود بلكه هنگام سقوط شهرهايي چون شوشا( 9-1992) لاچين (17 فوريه 1993) ، خارمون (21 فوريه 1992) ، ‌قوبادلي (31 اوت 1993) ،‌زنگيلان (6 آوريل1993) جبراييل (18 اوت 1993) ،‌آقدام (23 جولاي 1993) نيز تكرار شد . بگونه‌اي كه تا كنون نزديك به 25 هزار آذربايجاني شهيد ، 5/1 ميليون نفر آواره و 20 درصد از خاك جمهوري آذربايجان توسط ارمينان اشغال شده است . بدين وسيله امروزه در قره‌باغ بسان فلسطين اساسي‌ترين و مهمترين رشته پيوند انساني ما يعني فهم ديني و باور ملي كه از آغاز زندگي تك‌تك‌ها با ما بوده دچار از هم پاشيدگي شده است . دو زخم عميق جهان اسلام يعني قره‌باغ در جهان ترك و فلسطين در جهان عرب يكي بدست مزدوران ارمني ديگري صهيونيزم در حال نابود كردن كيفيت معنوي و تلقيات فكري ـ اجتماعي ما طراحي شده است . هر دو را عزيز شماريم و رهايي هر دو را مد نظر قرار دهيم . اما به رغم اين جنايات آنچه كه در كتابها و مقاله‌ها مدافعان ارمني آمده است تحريف حوادثي است كه بوقوع پيوسته است . دولتمردان ارمني ابتدا سعي در انكار اكثر جنايات انجام داده خود بودند كه كم‌ كم زير فشار جهان و وجدانهاي منصف كم‌كم به جناياتي در شهر خوجالی و امثالهم اعتراف كرده و در نهايت براخي از اين آقايان با قضاوت هر چه تمام پيش كشيدن عقده‌هاي تاريخي خود از جمله شكست ارامنه در جنگ با عثماني در سال 1915 قاتلين و مصوبين فجايع عليه مسلمانان را بسان قهرمانان ملي خود ارزش و بها دادند ولي لكه ننگ جنايات انجام شده و حمايت آنان از جنايت آفرينان تاابد در كارنامه آنان ثبت خواهد شد . زير نوشت : 1- نويد آذربايجان - شماره مسلسل 133- مقاله « شهوت خون داشناك‌ها » 2- آورندگان تزاريسم به آذربايجان 3- نويد آذربايجان - پيشين 4- مجموعه مقالات مير جعفر بيشه‌وري - رحيم رئيس نيا 5- هفته نامه آزاز -15 اسفند 1381 هـ.ش
Post | Gunaz article thumb

Paylaş :

Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social Post | Gunaz article social
Şərhlər
Şərh Yaz
gun az article

Son etirazlarda tutulan 66 fəalın adı məlum olub

2020-10-22

gun az article

Milli fəal Əli Əzizinin məhkəmə iclası keçirilib

2020-10-22

gun az article

Xanım Həkimə Əhmədi mülki vəsiqə qərarına rəğmən, məhkəmədən Təbriz zindanına aparılıb

2020-10-22

gun az article

Bir qrup milli fəal müvəqqəti azadlığa buraxılan Səccad Colani ilə görüşüb

2020-10-22

gun az article

Milli fəallar Təbriz həbsxanasında aclıq aksiyasına başlayıblar

2020-10-22

gun az article

İranın Ermənistana dəstəyinə qarşı keçirilmiş etirazlarda tutulan xanımlardan bəzilərinin adları məlum olub

2020-10-22

gun az article

GünazTV Oct.21.2020: Qarabağ davası Dünya mediasında, İrançılar nədən ermənilərə dəstək verirlər

2020-10-22

gun az article

GünazTV Oct.21.2020 : “Azərbaycanın şanlı ordusu 27 il sonra Zəngilanı işğaldan azad etdi!”

2020-10-21

gun az article

Milli fəal Vəhid Bəyzadə həbs edilib

2020-10-21

gun az article

13 milli fəal Təbrizin İnqilab məhkəməsinə çağırılıb

2020-10-21

gun az article

Təbriz etirazında tutulan milli fəal Həmid Məhəmmədtağızadə zindana köçürülüb

2020-10-21

gun az article

Milli fəal Zeynal Tənhayi müvəqqəti azadlığa buraxılıb

2020-10-21

gun az article

Ciral parkında tutulan fəallar Ərdəbilin Mərkəzi həbsxanasının müvəqqəti saxlama təcridxanasına köçürülüblər

2020-10-21

gun az article

Məsullar Təbrizdə son etirazlarda tutulmuş xanımlarla bağlı məlumat vermirlər

2020-10-21

gun az article

Ceyhun Bayramov Moskvaya gedib

2020-10-21

gun az article

Doktor Maşallah Rəzmi Qarabağla bağlı Kanadanın "Pəyam Radiosu"na müsahibə verib

2020-10-21

gun az article

Milli fəallar Vudud Əsədi və Məhəmməd Eyni həbs edilib

2020-10-21

gun az article

GünazTV Oct.20.2020-Özümüz: Əhməd Şah Dönəmi

2020-10-21

gun az article

GünazTV Oct.20.2020 -GÜNDƏM MASASI: Azərbaycana qarşı İran və Ermənistanın düşmənçiliyi

2020-10-21

gun az article

GünazTV Oct.20.2020 : “Azərbaycan və Ermınistanın Xarici İşlər Nazirləri Vaşinqtonda görüşəcək”

2020-10-20