آخرین خبرها

دو دریاچه، یک حقیقت؛ درس قزاقستان برای آذربایجان جنوبی، مدیریت ملی، کلید احیای اورمیه

۱۴۰۴.۰۷.۲۹, ۱۴:۴۰
دو دریاچه، یک حقیقت؛ درس قزاقستان برای آذربایجان جنوبی، مدیریت ملی، کلید احیای اورمیه

Gunaz.tv

 

 

 

 

دریاچه آرال، یکی از بزرگ‌ترین زخم‌های کره خاکی است که به دست بشر ایجاد شد. روزگاری آرال، چهارمین دریاچه بزرگ جهان با وسعتی بیش از ۶۸ هزار کیلومتر مربع بود؛ دریاچه‌ای که با حیات‌بخشی به پیرامون خود، اقتصاد محلی، ماهیگیری و کشاورزی را رونق می‌داد. شهرهای بندری، باغ‌های انگور و کارخانه‌های فرآوری ماهی در پیرامون آن، قلب تپنده اقتصاد آسیای میانه به شمار می‌رفتند. اما این دریاچه عظیم قربانی سیاست‌های غلط شوروی شد.

 

به گزارش "صفحه اطلاع رسانی عباس لسانی"،

در دهه ۱۹۴۰ میلادی، دولت شوروی در چارچوب سیاست خودکفایی کشاورزی، تصمیم گرفت آب رودخانه‌های سیحون و جیحون (که منابع اصلی تغذیه دریاچه بودند) را به سوی زمین‌های بایر آسیای میانه منحرف کند. هدف، توسعه‌ی کشت پنبه و برنج بود؛ اما این تصمیم فاجعه‌بار، آغازگر بحرانی زیست‌محیطی شد که تا امروز اثراتش ادامه دارد.

 

از اواخر دهه ۱۹۵۰، با اجرایی شدن طرح‌های انتقال آب، سطح دریاچه به سرعت کاهش یافت. میان سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰ سطح آب به طور متوسط سالانه ۲۰ سانتی‌متر پایین رفت، و در دهه ۱۹۸۰ این رقم به ۹۰ سانتی‌متر در سال رسید. تا دهه ۱۹۹۰، بیش از ۹۰ درصد از مساحت دریاچه به کلی خشک شد و تنها بخشی کوچک در شمال و نواری باریک در غرب باقی ماند. در نتیجه، تمام گونه‌های آبزی نابود شدند و زمین‌های شور و مسموم جای طبیعت سرسبز گذشته را گرفتند.

پیش از اجرای سیاست‌های آبی شوروی، شهر ساحلی «مویناق» در جمهوری خودمختار قاراقالپاقستان، روزانه ۱۶۰ تن ماهی صید می‌کرد. اما امروز این شهر ۱۵۰ کیلومتر از خط ساحلی خشک‌شده فاصله دارد و در دل بیابانی به نام «آرال‌قوم» قرار گرفته است.

 

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دریاچه آرال به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شد که هرکدام سرنوشتی متفاوت یافتند. بخش جنوبی که در قلمرو ازبکستان قرار دارد، به‌دلیل تداوم همان سیاست‌های نادرست، تقریباً به‌طور کامل خشک شد و امروزه «صحرای آرال‌قوم» نامیده می‌شود.

اما بخش شمالی که در خاک قزاقستان واقع شده بود، داستان دیگری یافت. قزاقستان با درک اهمیت زیست‌محیطی و اقتصادی دریاچه، سیاستی مستقل و علمی در پیش گرفت و با همکاری بانک جهانی و بانک توسعه آسیا، پروژه‌ای جامع برای احیای آن آغاز کرد.

 

 

در سال ۲۰۰۵، با ساخت سد «گوک‌آرال» (یا کوکارال) بر روی رودخانه «سیر‌دریا»، بخش شمالی دریاچه از بخش جنوبی جدا شد تا آب ذخیره شود. طبق گزارش بانک جهانی، تنها در سه سال نخست پس از اجرای پروژه، سطح آب دریاچه شمالی ۶۸ درصد افزایش یافت.

همچنین کیفیت آب بهبود یافت، شوری کاهش پیدا کرد، و جمعیت ماهیان بازگشت. صنعت شیلات با صید سالانه بیش از ۸۰۰۰ تُن ماهی دوباره جان گرفت.

 

دولت قزاقستان اکنون در حال اجرای مرحله دوم پروژه احیای آرال است و نتایج مثبت این اقدام شامل تعدیل اقلیم منطقه، کاهش طوفان‌های نمکی و افزایش بهره‌وری کشاورزی اطراف دریاچه است.

 

نمونه قزاقستان نشان می‌دهد که وقتی سرنوشت یک سرزمین در دست حاکمیت ملی و پاسخگو باشد، طبیعت نیز فرصت باززنده‌شدن می‌یابد.

 

سرنوشت دریاچه اورمیه در آذربایجان جنوبی، شباهت عجیبی با آرالِ دوران شوروی دارد. در چند دهه گذشته، ساخت سدهای متعدد بر روی رودخانه‌های منتهی به دریاچه، انتقال بی‌رویه آب به مناطق دیگر، و ترویج الگوهای کشت پرمصرف، توازن طبیعی دریاچه را بر هم زده است.

بی‌توجهی مرکزگرایانه تهران به بحران اورمیه و تصمیم‌گیری‌های سیاسی بدون مشارکت مردم بومی، روند خشک شدن دریاچه را تشدید کرده است. نتیجه، از بین رفتن زیست‌بوم‌های اطراف، نابودی صنعت گردشگری و تهدید معیشت میلیون‌ها نفر در منطقه است.

 

تجربه آرال شمالی نشان می‌دهد که احیای دریاچه نه با دستورهای مرکزگرایانه، بلکه با مدیریت بومی، دانش ملی و اراده‌ی محلی ممکن است.

اگر آذربایجان جنوبی نیز اختیار مدیریت زیست‌محیطی و حاکمیت ملی خود را داشته باشد، می‌تواند همان‌گونه که قزاقستان آرال را زنده کرد، اورمیه را نیز احیا کند.

 

زیرا بحران اورمیه، صرفاً یک مسئله فنی یا اقلیمی نیست؛ ریشه‌ی آن در فقدان اختیار سیاسی و مدیریتی مردم این سرزمین نهفته است.

قزاقستان مستقل توانست با بهره‌گیری از دانش، همکاری بین‌المللی و سیاست ملی، دریاچه‌ی آرال شمالی را احیا کند؛ همان‌گونه نیز آذربایجان جنوبی می‌تواند با مدیریت ملی و مشارکت مردم، حیات دوباره را به دریاچه اورمیه بازگرداند.

 

گوناز تی وی

E. Y

اخبار منتخب

Most Read