آخرین خبرها

تاریخ را با جان می‌نویسیم/شاهین برزگر

۱۴۰۴.۰۹.۰۶, ۱۳:۱۲
تاریخ را با جان می‌نویسیم/شاهین برزگر

Gunaz.tv

 

 

اعتصاب غذا برای زندانیان سیاسی، به‌ویژه فعالین سیاسی حرکت ملی آزربایجان، نه یک انتخاب ساده بلکه آخرین فریاد بی‌دفاع آنها در برابر سیستمی است که راه اعتراض را بسته و حق دفاع را از آنها گرفته است. وقتی دیوارهای زندان همه صداها را خاموش می‌کنند، تنها چیزی که باقی می‌ماند بدن است، بدنی که خودش را تبدیل به ابزار مقاومت می‌کند.

من اعتصاب غذا را دو بار، در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰، در سلول‌های وزارت اطلاعات تجربه کرده‌ام. روزهای اعتصاب غذا فقط گرسنگی نیست، بلکه هر دقیقه‌اش جنگی میان روح و تن است. به محض اعتصاب، ضعف از پاها شروع می‌شود، سر گیج می‌رود، بدن می‌لرزد و یک لحظه می‌رسد که دیگر کنترل از دست می‌رود. من هر دو بار به تشنج افتادم و بی‌هوش شدم.

در آن لحظه‌ها واکنش آنهایی که روبه‌رویم بودند، حقیقت اعتصاب را برملا می‌کرد.

نگهبانان با چهره‌های نگران بالای سرم می‌دویدند. التماس می‌کردند:

«اعتصاب را بشکن، غذایت را زود حاضر میکنیم. همین الان با کارشناس پرونده‌ات صحبت می‌کنیم، انشالله فردا آزاد می‌شوی و...»

ترس نگهبانان از مرگ من نبود، بلکه یک اقدام کاملاً اداری بود، آنها از این می‌ترسیدند که مرگ من در شیفت آنها اتفاق بیفتد و برایشان دردسر شود. آن‌ها می‌خواستند من زنده بمانم تا کارشناسان پرونده بتوانند فردا دوباره مرا بازجویی کنند و پرونده‌سازی را کامل‌تر سازند.

اما بازجوها خیلی آرام، سرد و بی‌حس بودند، انگار که زندگی و مرگ من در برابرشان هیچ ارزش و اهمیتی ندارد. فقط تهدید می‌کردند: «شنیده‌ایم همکاران ما را به زحمت انداخت‌ای.

حتما خبر داری که اعتصاب غذا خودش جرم است. البته اگر بمیری هم تقصیر نظام نیست، مسئولیتش پای خودت است و...»

این جملات را کسی می‌گوید که خودش بخشی از همان دستگاهی است که تو را بی‌دلیل به این نقطه رسانده و این سردی و تهدید، محصول تربیت یک سیستم امنیتی است که انسان را فقط تا جایی می‌بیند که آماده تسلیم باشد و اگر نه، باید یا خاموش شود یا به تدریج فرسوده گردد.

اما در پس این صحنه‌ها، یک حقیقت مهم تر وجود دارد:

هیچ‌کس «بی‌تقصیر» نیست. هرکسی که در این چرخه کار می‌کند، در شکست روح متهم سهم دارد، حتی اگر نقش‌شان کوچک به‌نظر برسد، بخشی از همان ماشین‌اند.

نگهبان، بازجو، پزشک و حتی کارمند اداری بازداشتگاه، همه حلقه‌هایی از یک زنجیره‌اند. 

زنجیره‌ای که وظیفه‌اش نه حفاظت از قانون، بلکه حفاظت از نظام است.

 

 

نظامی که سال‌هاست حرکت ملی آزربایجان را دشمن امنیتی تعریف کرده و هر فردی که در جهت احقاق حقوق ملت تورک حرکت کند باید تحت فشار، ارعاب و تحقیر قرار گیرد. تفاوت بین نگهبانی که به ظاهر دلسوزی می‌کند و بازجویی که تهدید می‌کند، تنها در لحن است، هدف مشترک است: 

شکستن زندانی، ساختن پرونده‌ای سنگین‌تر و البته تغییر مسیر زندگی او با تحمیل سرفصل‌های امنیتی. هیچ‌کدام بیرون از این دستگاه نیستند و هیچ‌کدام بی‌طرف یا مستثنی نیستند، همه در خدمت سیستم مرکزگرا و فارس‌محوری قرار دارند که هر شکل از هویت‌خواهی تورک را «تهدید» تعریف کرده است.

اعتصاب غذا دقیقاً به همین حلقه ضربه می‌زند و امروز قهرمانان سربلند ملت آزربایجان که نزدیک یک ماه است در زندان اوین اعتصاب غذا را شروع کرده و تا پای جان ادامه خواهند داد بخشی از تاریخ مقاومت یک ملت را رقم می‌زنند.

ملتی که بارها تلاش کرده صدایش را از راه‌های قانونی و مدنی بلند کند اما هر بار با مشت آهنین سیستم مرکزگرا روبه‌رو شده است. در چنین شرایطی، اعتصاب غذا تبدیل می‌شود به بلندترین فریادی که از دل سلول انفرادی خارج می‌شود. فریادی که نه دیوارها می‌توانند خاموشش کنند، نه بازجوها می‌توانند تحریفش کنند و نه دستگاهای امنیتی می‌توانند آن را نادیده بگیرند.

و درست در همین نقطه است که شعار تاریخی حرکت ملی آزربایجان یعنی 

«آزادلیق، عدالت، میللی حکومت»

معنا پیدا می‌کند. شعاری که هم هدف این مقاومت را روشن می‌کند و هم تداوم آن را تضمین می‌کند.

به راستی این شعار، اسم رمز ایستادگی است، پرچمی است که حتی در دست‌های لرزان یک زندانی گرسنه هم نمی‌افتد. این همان روحی است که دشمن از آن می‌ترسد. روحی که اگر تمام دیوارها فروریزد، باز هم خاموش نمی‌شود.

 

شاهین برزگر 

تبریز (1404/9/5)

 

گوناز تی وی

E. Y

اخبار منتخب

Most Read