آخرین خبرها

تحلیل اورشلیم پست از اهمیت ژئو سیاسی آذربایجان ( شمالی و جنوبی )

۱۴۰۴.۱۰.۰۶, ۱۲:۱۰
تحلیل اورشلیم پست از اهمیت ژئو سیاسی آذربایجان ( شمالی و جنوبی )

Gunaz.tv

 

روزنامه جروزالم پست مقاله‌ای با عنوان

«مشاور رئیس‌جمهور آذربایجان به واشنگتن هشدار می‌دهد: اشتباهات ما را تکرار نکنید»

منتشر کرده است. شبکه گوناز تی‌وی متن این مقاله را ارائه می‌دهد.

 

در شرایطی که اسرائیل همچنان نقش ترکیه در مسئله غزه را ارزیابی می‌کند، آذربایجان با تکیه بر تجربه درگیری‌های خود تأکید کرده است که رویکردی که صرفاً «امنیت را مهم‌ترین عامل» بداند، بدون ادغام اقتصادی نمی‌تواند مؤثر باشد.

 

«هر نیروی تثبیت‌کننده باید واقعی باشد، نه صرفاً نمادین»،

حکمت حاجی‌یف، دستیار رئیس‌جمهور الهام علی‌اف در امور سیاست خارجی، در گفت‌وگو با The Media Line گفته است.

 

حاجی‌یف افزود که هرگونه معماری امنیتی باید به‌صورت تدریجی شکل بگیرد و نه از طریق اجبار.

 

این هشدار در زمانی مطرح می‌شود که تنش‌ها در منطقه رو به افزایش است و آذربایجان می‌کوشد راهی برای مصالحه بیابد. باکو در حالی اتحاد راهبردی خود با اسرائیل را حفظ می‌کند که نزدیک‌ترین شریک آن، یعنی ترکیه، خود را میانجی اصلی در آینده غزه می‌داند؛ مسئله‌ای که اسرائیل را، که نسبت به برنامه های آنکارا در سوریه و شرق مدیترانه نگران است، نگران کرده است.

 

برای آذربایجان، موضوع فراتر از غزه است. این کشور خود را در مرکز رقابت‌های ژئوپلیتیکی می‌بیند که از اسرائیل و ترکیه تا ایران، روسیه و قفقاز جنوبی امتداد دارد. مسیر این رقابت‌ها نه‌تنها با ایدئولوژی، بلکه با عواملی مانند کریدورها و مسیرهای انرژی تعیین می‌شود.

 

در همین راستا، حسین حسینوف، معاون وزیر اقتصاد آذربایجان، در گفت‌وگو با The Media Line گفت:

«آذربایجان خود را صرفاً یک ناظر نمی‌داند. ما سیستم‌هایی ایجاد می‌کنیم که مناطق را به هم متصل می‌کند، وابستگی‌ها را کاهش می‌دهد و منافع مشترک به وجود می‌آورد. ثبات از این راه ساخته می‌شود.»

 

حکمت حاجی‌یف با استناد به تجربه آذربایجان تأکید کرد که هر معماری‌ای که تنها بر امنیت متکی باشد، محکوم به شکست است.

«بدون افق سیاسی، هیچ سازوکار امنیتی پایداری نخواهد داشت.»

 

این رویکرد آذربایجان نتایج مثبتی نیز به همراه داشته است. در بندر بین‌المللی تجارت دریایی باکو، ظرفیت جابه‌جایی کانتینرها در سال ۲۰۲۵ بیش از سه برابر افزایش یافته و برای نخستین بار از ۱۰۰ هزار کانتینر فراتر رفته است. حدود ۴۰ درصد این محموله‌ها از چین می‌آیند که نشان می‌دهد صادرکنندگان آسیایی در حال کاهش استفاده از مسیرهای شمالی مرتبط با روسیه و کریدورهای تحریم‌شده هستند.

 

این دستاوردها نتیجه تمرکز بر یکپارچه‌سازی بنادر، راه‌آهن و عملیات گمرکی بوده است که زمان ترانزیت از طریق دریای خزر را کاهش داده و «کریدور میانی» ترانس‌خزر را تقویت کرده است؛ مسیری که چین و آسیای مرکزی را به قفقاز، ترکیه و اروپا متصل می‌کند.

 

برقی‌سازی خطوط راه‌آهن در قره‌باغ و زنگیلان، دیجیتالی‌سازی تشریفات گمرکی و سرمایه‌گذاری موازی در مراکز لجستیکی، در شرایطی که عدم قطعیت سیاسی در سایر نقاط منطقه افزایش یافته، نشان‌دهنده عزم باکو برای تقویت پیوندهای شرق–غرب است.

 

 

شراکت میان اسرائیل و آذربایجان

 

در مرکز سیاست منطقه‌ای آذربایجان، شراکت رو‌به‌گسترش با اسرائیل قرار دارد؛ شراکتی که مقامات و تحلیلگران آن را نه مقطعی، بلکه ریشه‌دار توصیف می‌کنند.

 

برندا شافر، استاد مدرسه تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی آمریکا و متخصص امنیت انرژی و اوراسیا، گفت:

«اسرائیل و آذربایجان اتحاد راهبردی واقعی دارند، نه موقتی. این روابط بسیار فراتر از نفت و خرید تسلیحات است و بیش از سه دهه به‌طور پیوسته توسعه یافته است.»

 

آذربایجان حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد نفت خام وارداتی اسرائیل را تأمین می‌کند، عمدتاً از طریق خط لوله باکو–تفلیس–جیهان و مسیرهای کشتیرانی مدیترانه‌ای. در مقابل، شرکت‌های دفاعی اسرائیل طی دهه گذشته از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان تجهیزات نظامی آذربایجان بوده‌اند و پهپادها، سامانه‌های پدافند هوایی و فناوری‌های دقیق را فراهم کرده‌اند که موازنه نظامی در قفقاز جنوبی را تغییر داده است.

 

پس از وقایع ۷ اکتبر و جنگ اسرائیل در غزه، اهمیت این روابط افزایش یافته است. در حالی که بخش بزرگی از جهان اسلام از اسرائیل فاصله گرفته، آذربایجان همکاری خود را حفظ کرده و در برخی حوزه‌ها حتی گسترش داده است.

 

حاجی‌یف تأکید کرد که باکو به روابط خود با اسرائیل نه به‌عنوان یک هماهنگی تاکتیکی کوتاه‌مدت، بلکه به‌عنوان شراکتی تثبیت‌کننده و بلندمدت نگاه می‌کند.

 

شافر گفت:

«آذربایجان از نظر راهبردی اهمیت دارد، زیرا تنها کشوری در جهان است که هم‌زمان با روسیه و ایران مرز مشترک دارد و از طریق نخجوان با ترکیه هم‌مرز است. این کشور در تقاطع بسیاری از خطوط گسل ژئوپلیتیکی قرار گرفته است.»

 

نخجوان، که توسط اراضی ارمنستان از بخش اصلی کشور جدا شده، بخشی از خاک آذربایجان است و ایجاد ارتباط زمینی میان نخجوان و سرزمین اصلی یکی از اولویت‌های راهبردی باکو به‌شمار می‌رود.

 

این موقعیت جغرافیایی، ارزش آذربایجان را در نگاه واشنگتن افزایش داده است؛ به‌ویژه آن‌که دولت ترامپ به دنبال احیای توافقات ابراهیم و گسترش آن‌ها فراتر از جهان عرب است. به گفته شافر، دولت آمریکا آذربایجان را «یک شریک مسلمان راهبردی و قابل اعتماد در راستای منافع آمریکا و اسرائیل» می‌داند، به‌ویژه در شرایطی که واشنگتن تلاش می‌کند دیپلماسی را به زیرساخت‌های فیزیکی مانند راه‌آهن، خطوط لوله، شبکه‌های برق و کابل‌های فیبر نوری تبدیل کند.

 

مسئله انرژی همچنان ستون اصلی نفوذ منطقه‌ای آذربایجان باقی مانده است، به‌ویژه در زمانی که اروپا و اسرائیل به دنبال جایگزین‌هایی برای تأمین انرژی روسیه هستند.

 

شافر گفت:

«نقش انرژی آذربایجان صرفاً جایگزینی گاز روسیه نیست، بلکه تنوع‌بخشی است. حتی حجم‌های اندک از یک تأمین‌کننده اضافی می‌تواند توان روسیه برای نگه‌داشتن همه کارت‌ها را تضعیف کند.»

 

روابط اکنون فراتر از نفت خام رفته است. در سال ۲۰۲۵، شرکت دولتی انرژی آذربایجان (SOCAR) در قالب معامله‌ای به ارزش حدود ۹۰۰ میلیون دلار، ۱۰ درصد از میدان گازی تامار اسرائیل را خریداری کرد؛ یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌های آذربایجان در اسرائیل تاکنون. در چارچوب همین بسته، SOCAR به همراه BP برنده مناقصه اکتشاف گاز دریایی در آب‌های اسرائیل شد.

 

مقامات باکو این توافق را نه صرفاً تجاری، بلکه راهبردی توصیف می‌کنند که نشان‌دهنده گذار به سمت تولید بلندمدت، همکاری در بخش بالادستی و برنامه‌ریزی مشترک برای امنیت انرژی است.

 

آذربایجان در سال ۲۰۲۰ طی جنگی شش‌هفته‌ای با ارمنستان، کنترل قره‌باغ و مناطق اطراف آن را بازپس گرفت و به اشغال حدود سی‌ساله‌ای که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شده بود، پایان داد. این مناقشه در اوایل دهه ۱۹۹۰ نزدیک به یک میلیون آذربایجانی را آواره کرد. آتش‌بس با میانجی‌گری روسیه تا سپتامبر ۲۰۲۳ وضعیت مناطق را حل‌نشده باقی گذاشت، تا آن‌که آذربایجان عملیات نظامی کوتاهی انجام داد و عملاً به کنترل ارمنستان بر این مناطق پایان داد.

 

این جنگ معادلات منطقه‌ای را بازتعریف کرد: ناتوانی روسیه در حمایت از ارمنستان، وابستگی چند دهه‌ای ایروان را متزلزل ساخت و حمایت نظامی و سیاسی ترکیه از آذربایجان، نقش آنکارا را به‌عنوان شریک راهبردی اصلی باکو تثبیت کرد.

 

شافر گفت:

«امروز، مشکل راهبردی واقعی هم برای ارمنستان و هم برای آذربایجان، نه یکدیگر، بلکه روسیه است.»

 

در طول دهه‌ها، وابستگی ارمنستان به زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل و ارتباطات متعلق به روسیه، استقلال راهبردی این کشور را محدود کرده است. کریدورهایی که از خاک ارمنستان یا پیرامون آن عبور می‌کنند، می‌توانند این وابستگی را یا تقویت کنند یا تضعیف نمایند.

 

شافر تأکید کرد:

«کاهش وابستگی ارمنستان به زیرساخت‌ها، انرژی، حمل‌ونقل و ارتباطات تحت مالکیت روسیه، شرط اساسی برای پایداری هرگونه صلح است.»

 

او افزود که کریدورها صرفاً مسیرهای تجاری نیستند، بلکه می‌توانند شامل خطوط انرژی، ارتباطات برق و کابل‌های فیبر نوری باشند که وابستگی ارمنستان به روسیه را کاهش می‌دهند.

 

سیاست دیاسپورا نیز این تصویر را پیچیده‌تر می‌کند. شافر گفت:

«گروه اصلی لابی ارمنی–آمریکایی، یعنی کمیته ملی ارمنیان آمریکا، بخش بزرگی از فعالیت کنونی خود را علیه دولت پاشینیان متمرکز کرده است»، و به شکاف فزاینده میان فعالیت‌های دیاسپورا و محاسبات راهبردی داخلی ارمنستان اشاره کرد.

 

 

 

روسیه به‌عنوان ریسک فزاینده برای آذربایجان

 

روسیه بیش از پیش به‌عنوان یک ریسک در برابر راهبرد کریدوری آذربایجان مطرح می‌شود. این تنش‌ها پس از سرنگونی یک هواپیمای غیرنظامی آذربایجانی اخیراً تشدید شده است. خبرگزاری AnewZ مستقر در باکو گزارش داده که این هواپیما با موشکی شلیک‌شده از سامانه پدافند هوایی «پانتسیر» روسیه هدف قرار گرفته است. هرچند مقامات آذربایجان تلاش کرده‌اند از تشدید تنش عمومی جلوگیری کنند، این حادثه نگرانی‌های دیرینه درباره غیرقابل‌پیش‌بینی بودن فعالیت‌های نظامی روسیه بر فراز حریم هوایی و مناطق ترانزیتی را تقویت کرده است.

 

در پشت صحنه، مقامات این رویداد را نمادی از یک مشکل گسترده‌تر می‌دانند: مسکو، چه عمداً و چه از سر سهل‌انگاری، فضایی ایجاد می‌کند که حمل‌ونقل غیرنظامی، مسیرهای تجاری و زیرساخت‌های انرژی را با خطر مواجه می‌سازد.

 

این تنش‌ها بار دیگر با عدم حضور رئیس‌جمهور الهام علی‌اف در نشست غیررسمی کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در سن‌پترزبورگ، به دلیل برنامه کاری فشرده، برجسته شد. سخنگوی کرملین این تصمیم را قابل درک دانست و بر تداوم همکاری تأکید کرد. علی‌اف همچنین در نشست اتحادیه اقتصادی اوراسیا – که آذربایجان عضو رسمی آن نیست – شرکت نکرد؛ امری که نشان می‌دهد باکو به چارچوب‌های تحت رهبری روسیه با احتیاط و به‌صورت محدود می‌نگرد.

 

اگر روسیه مانع اصلی چرخش ارمنستان به‌سوی غرب باشد، ایران برای آذربایجان به‌عنوان یک متغیر بلندمدت و تأثیرگذارتر ظاهر می‌شود؛ موضوعی که برای اسرائیل نیز حائز اهمیت است.

 

شافر گفت:

«رفتار ایران نسبت به آذربایجان از همان آغاز فروپاشی اتحاد شوروی، بسیار پیش از نزدیکی روابط اسرائیل و آذربایجان، خصمانه بوده است.»

 

او افزود که نگرانی تهران نه ایدئولوژیک، بلکه جمعیتی و ژئوپلیتیکی است:

«عامل اصلی دشمنی تهران با باکو این است که ایران نگران تبدیل‌شدن آذربایجان به یک مرکز جذاب برای جمعیت ترک‌تبار آذربایجانی است که حدود یک‌سوم جمعیت ایران را تشکیل می‌دهد.»

 

اقلیت‌های قومی بیش از ۶۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند و آذربایجانی‌ها پس از فارس‌ها بزرگ‌ترین گروه قومی هستند. در ایران، هیچ اقلیتی اجازه آموزش به زبان مادری خود را ندارد.

 

شافر گفت:

«سیاست ایران نه بر پایه همسویی مذهبی، بلکه بر اساس منافع ژئوپلیتیکی شکل می‌گیرد. وقتی پای منافع در میان باشد، ایدئولوژی به حاشیه می‌رود. برای مثال، تهران در مناقشه‌ای که طی آن نزدیک به یک میلیون آذربایجانی از خانه‌های خود رانده شدند، از ارمنستان مسیحی در برابر آذربایجان عمدتاً شیعه حمایت کرد.»

 

مقامات آذربایجان روابط خود با ایران را در ظاهر – به تعبیر رئیس‌جمهور الهام علی‌اف – «کارکردی» توصیف می‌کنند، اما در پشت صحنه، باکو ایران را کشوری بی‌ثبات‌کننده می‌داند.

 

شافر گفت:

«آذربایجان به دلیل ترکیب قومی و نزدیکی جغرافیایی، نقطه فشار بالقوه‌ای بر ایران است»، و افزود که بازیگران منطقه‌ای به‌طور پنهانی خود را برای سناریوهای مختلف اضطراری در ایران آماده می‌کنند.

 

نقش ترکیه، سیاست موازنه‌گرایانه آذربایجان را پیچیده‌تر می‌کند؛ به‌ویژه آن‌که آنکارا به دنبال ایفای نقش در آینده پس از جنگ غزه است.

 

شافر گفت:

«وقتی متحدان نزدیک شما در محیط‌های بی‌ثبات دست به عملیات نظامی می‌زنند، خودِ این نزدیکی می‌تواند به یک ریسک تبدیل شود.»

 

او افزود که اگرچه ترکیه مایل به ایفای نقش در غزه است، نگرانی اسرائیل قابل درک است:

«اسرائیل به‌شدت نگران حضور نیروهای ترکیه در آنجاست.»

 

تحلیلگران می‌گویند احتمال اعزام نیروهای آذربایجانی به غزه به‌صورت مستقل کم است، اما باکو ممکن است از نظر سیاسی یا لجستیکی با ابتکارات ترکیه هماهنگ شود؛ سناریویی که اسرائیلِ نگران از جاه‌طلبی‌های آنکارا در سوریه و شرق مدیترانه را بیشتر نگران می‌کند.

 

در حال حاضر، شکل نیروهای تثبیت‌کننده در غزه همچنان نامشخص است، زیرا موضع حماس درباره خلع سلاح در حال تغییر است و واشنگتن و اورشلیم بر سر نقش ترکیه اختلاف نظر دارند.

 

در چنین شرایطی، آذربایجان به‌عنوان یک مرکز ترانزیتی و مقصدی برای مسافران اسرائیلی مطرح شده است. گزارش شده که در ایام جشن حنوکا، هتل‌های مرکز باکو مملو از گروه‌های گردشگری و خانواده‌های اسرائیلی بوده‌اند که به دلیل قطع پروازهای مستقیم میان ترکیه و اسرائیل، از مسیرهای اروپا و قفقاز سفر کرده‌اند.

 

در اطراف میدان فواره‌ها، جایی که کنیسه‌هایی برای جامعه یهودیان کوهستانی و یهودیان اشکنازی وجود دارد، زبان عبری به‌طور آشکار در کافه‌ها و لابی هتل‌ها شنیده می‌شد؛ صحنه‌ای نادر در پایتختی با اکثریت مسلمان، آن هم در زمانی که قطبی‌سازی در حال تشدید است.

 

نقش دیپلماتیک رو‌به‌افزایش آذربایجان نشان‌دهنده توانایی این کشور در حفظ گفت‌وگو با بازیگرانی است که اغلب از تماس مستقیم با یکدیگر خودداری می‌کنند.

 

حاجی‌یف به The Media Line گفت:

«آذربایجان با بسیاری از طرف‌هایی که با یکدیگر صحبت نمی‌کنند، گفت‌وگو می‌کند. ما میانجی‌گری را جانبداری نمی‌دانیم، بلکه راهی برای جلوگیری از تشدید تنش می‌بینیم.»

 

او هشدار داد که درگیری‌هایی مانند غزه محلی باقی نمی‌مانند:

«پیامدهای آن‌ها سفر می‌کند.»

 

از دیدگاه باکو، کریدورها پروژه‌هایی خنثی نیستند، بلکه ابزارهای مصالحه‌اند. آن‌ها وابستگی به قدرت‌های متخاصم را کاهش می‌دهند و شرکا را از طریق دارایی‌های مشترک به یکدیگر نزدیک می‌کنند.

 

حاجی‌یف گفت:

«هر تلاشی برای ایجاد ثبات که واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی را نادیده بگیرد، محکوم به شکست است. این درسی است که هم در قفقاز جنوبی و هم در خاورمیانه اعتبار دارد.»

 

 

جعفر جعفری

 

گوناز تی وی

E. Y

اخبار منتخب

Most Read