آخرین خبرها

پایان هژمونی روسیه: چگونه آذربایجان قواعد را در قفقاز بازنویسی کرد

۱۴۰۴.۱۰.۰۹, ۱۵:۵۶
پایان هژمونی روسیه: چگونه آذربایجان قواعد را در قفقاز بازنویسی کرد

Gunaz.tv

 

سال رو به پایان ۲۰۲۵ تحولاتی را در قفقاز جنوبی رقم زد که تا همین اواخر غیرقابل تصور به نظر می‌رسید. ارمنستان خرید بنزین تولیدی شرکت دولتی نفت آذربایجان (SOCAR) را آغاز کرده است. پیش از آن، نخستین محموله‌های غلات روسیه و قزاقستان را دریافت کرد که از طریق باکو ترانزیت شده بودند—مدلی که به‌تدریج و بی‌سر‌و‌صدا در حال تبدیل شدن به یک امر عادی است. نخستین سفر یک مقام ارمنی به آذربایجان نیز تقریباً بدون جلب توجه انجام شد: آخرین مذاکرات مربوط به تعیین حدود مرزی در شهر قبله برگزار شد و ارمنستان در آن با حضور معاون نخست‌وزیر، مهر گریگوریان، نمایندگی شد.

نقطه اوج سال، توافق طرفین بر سر متن یک معاهده صلح بود که می‌تواند حتی در سال ۲۰۲۶ امضا شود. رویداد مهم دیگر، دیدار واشنگتن بود که در آن الهام علی‌اف و نیکول پاشینیان در حضور دونالد ترامپ متعهد شدند در صلح زندگی کنند. این نشست تأثیر مستقیمی بر محتوای معاهده نداشت—زیرا امضای آن به عوامل دیگری وابسته است—اما برای نخستین بار مفهوم مسیر TRIPP (مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی) را به‌طور رسمی و مکتوب تثبیت کرد؛ مسیری که در اصل همان کریدور زنگزور است، اما این بار نه تحت نظارت روسیه، بلکه آمریکا و با مدیریت خصوصی، نه دولتی.

پیش‌بینی زمان عبور نخستین قطار از مرز مستقیم ارمنستان–آذربایجان دشوار است. نیکول پاشینیان وعده داده که ساخت بخش ارمنی این مسیر را از سال آینده آغاز کند. بنابراین حتی ارمنستان نیز اکنون درگیر پروژه‌ای شده است که تا همین اواخر تنها برای آذربایجان اهمیت داشت. باکو—دست‌کم در سطح گفتار—از احیای یک خط آهن دیگر نیز حمایت می‌کند: مسیر ایجوان–قزاخ. این خط خارج از کریدور زنگزور قرار دارد و برای ایروان جذاب‌تر است، زیرا امکان ارسال کالا به روسیه یا آسیای مرکزی را ساده‌تر و کارآمدتر می‌کند. اما اجرای آن بدون مشارکت روسیه غیرممکن است، زیرا کل شبکه ریلی فعلی ارمنستان متعلق به راه‌آهن روسیه (RZhD) است.

البته این روندها به معنای شکل‌گیری ناگهانی روابط دوستانه میان دشمنان سابق نیست. با وجود این «گرم‌شدن ظاهری»، باکو همچنان فشار جدی بر ایروان وارد می‌کند. برای مثال، از توافق اخیر ارمنستان با اتحادیه اروپا به‌شدت خشمگین است، توافقی که به پناهندگان قره‌باغ اشاره می‌کند (در حالی که تبلیغات رسمی آذربایجان اصرار دارد آن‌ها داوطلبانه منطقه را ترک کرده‌اند). همچنین گفتمان مربوط به «آذربایجان غربی» (منظور جنوب ارمنستان)، که در آن باکو خواهان بازگشت آذربایجانی‌های اخراج‌شده در اواخر دهه ۱۹۸۰ است، همچنان ادامه دارد. این روایت طبیعتاً ارمنستان را نگران می‌کند. پاشینیان معتقد است که در ازای امتیازاتی که داده، علی‌اف دست‌کم باید ادعاهای ارضی را از ادبیات سیاسی خود حذف کند—به‌ویژه آنکه این موضوع در متن معاهده صلح توافق‌شده تصریح شده است.

تحولات بسیار مثبت لجستیکی قفقاز جنوبی در سال ۲۰۲۵، بازتاب واقعیتی جدید است که توسط پیروز جنگ ۲۰۲۰ شکل گرفته است: آذربایجان. باکو، به‌واسطه بحران طولانی‌مدت در روابطش با مسکو (که در طول سال ادامه یافت و هنوز حل‌نشده باقی مانده) و با حمایت دولت ترامپ، نه‌تنها دستاوردهای خود را تثبیت کرده، بلکه به اهداف راهبردی‌اش نزدیک‌تر شده است. مهم‌ترین این اهداف، حذف کامل میراث مناقشه قره‌باغ (از جمله گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا که عملاً منحل شده) و احیای مسیرهای حمل‌ونقل دوران شوروی—البته طبق شرایط باکو—است.

ارمنستان نیز می‌تواند چیزی به دست آورد (حداقل امید به صلح پایدار و فرصت‌هایی برای تنوع‌بخشی به تجارت)، در حالی که روسیه و گرجستان به‌وضوح نگران هستند. هر دو کشور در معرض از دست دادن امتیازات سنتی خود در منطقه قرار دارند.

عامل گرجستان

در حال حاضر، تمام ترافیک ریلی میان آذربایجان و ارمنستان از طریق گرجستان انجام می‌شود—تنها گزینه ممکن، زیرا از زمان شوروی هیچ خط ریلی مستقیمی در مرز باقی نمانده است. تنها یک گذرگاه جاده‌ای وجود دارد—ایست بازرسی خاکاری که از طریق آن ارامنه از قره‌باغ گریختند—اما انتقال حجم قابل توجهی از کالا از این مسیر عملی نیست: کامیون‌ها باید از پیچ‌های بی‌پایان در منطقه‌ای هنوز متروک عبور کنند.

در دوران شوروی، قفقاز جنوبی دارای شبکه ریلی پیچیده و به‌هم‌پیوسته‌ای بود. ارتباط با روسیه از دو مسیر انجام می‌شد: از طریق آبخازیا و داغستان. حتی مهم‌تر، دو خروجی به خارج از شوروی وجود داشت: به ترکیه از طریق گیومری ارمنستان (لنیناکان سابق) و به ایران از طریق جلفای آذربایجان.

پس از دو جنگ—جنگ گرجستان–آبخاز و جنگ اول قره‌باغ—تنها بقایای پراکنده‌ای باقی ماند. پس از استقلال، ارمنستان تنها با دو کشور از چهار مرز خود مرز باز داشت: گرجستان و ایران. در نتیجه، ارتباط با شریک اصلی سیاسی و اقتصادی‌اش، روسیه، برای مدت طولانی تنها به گذرگاه لارس علیا در گرجستان وابسته بود. به همین دلیل، حتی پس از جنگ روسیه–گرجستان در سال ۲۰۰۸، این گذرگاه فقط ۱۸ ماه بسته ماند—زیرا هیچ جایگزینی وجود نداشت. کالاهای اروپایی نیز از طریق گرجستان منتقل می‌شدند: ابتدا به بنادری مانند باتومی یا پوتی، و سپس به ارمنستان.

اکنون گرجستان نگران از دست دادن نقش انحصاری خود در ترانزیت است. اگر کریدور زنگزور در قالب «مسیر ترامپ» باز شود، نیاز به مسیرهای انحرافی از گردنه‌های کوهستانی گرجستان از بین خواهد رفت. برای کاهش ریسک و حفظ رقابت‌پذیری، گرجستان در حال پیشبرد پروژه ساخت تونل لارس علیاست. با بهره‌برداری از آن، مسیر کمتر به دلیل شرایط جوی—برف یا یخ—بسته خواهد شد. آخرین گزارش‌ها حاکی از افتتاح آن در سال ۲۰۲۸ است.

در حالی که بهبود زیرساخت‌ها برای حفظ جایگاه ترانزیتی منطقی به نظر می‌رسد، تحول دیگری از سوی تفلیس پرسش‌های جدی ایجاد کرده است. زمانی که آذربایجان از برنامه ارسال نخستین محموله بنزین به ارمنستان خبر داد، راه‌آهن گرجستان تعرفه ترانزیتی بسیار بالایی اعلام کرد: طبق گزارش رسانه نزدیک به دولت Minval.az، ۹۲ دلار به ازای هر تن برای تنها ۱۱۱ کیلومتر—یا ۸۲ سنت به ازای هر کیلومتر-تن. برای مقایسه، تعرفه‌های استاندارد داخلی در گرجستان به‌ندرت از ۴ تا ۵ سنت فراتر می‌رود. خود پاشینیان نیز مشکل تعرفه را تأیید کرد. این موضوع بحث‌ها درباره احیای خط ایجوان–قزاخ را دوباره زنده کرد.

در نهایت، گرجستان موافقت کرد یک محموله آزمایشی سوخت را به‌صورت رایگان به ارمنستان تحویل دهد. اما هیچ توضیح رسمی‌ای برای تعرفه اولیه نجومی ارائه نشد. شاید درخواست ناگهانی بوده یا یک پیام سیاسی در کار بوده است.

حتی جالب‌تر، گزارش‌های اخیر درباره ساخت یک پایانه گمرکی در منطقه گالی آبخازیا، درست در مرز با قلمرو تحت کنترل تفلیس است. گالی برای مقامات به‌رسمیت‌نشناس آبخازیا دردسرساز است—اکثریت ساکنان آن گرجی‌های مینگرلی هستند که به‌طور منظم از مرز عبور می‌کنند و شهروندی گرجستان را دارند. آن‌ها از دریافت گذرنامه آبخازی محروم‌اند یا حتی از آن‌ها سلب شده است. تجارت مرزی وجود دارد، اما غیررسمی است: روابط اقتصادی با گرجستان در آبخازیا ممنوع است.

اکنون، مالک این پایانه، آستامور آخسالبه، ادعا می‌کند که این پروژه امکان ترانزیت کالا از گرجستان به روسیه و بالعکس از طریق آبخازیا را فراهم می‌کند. این خبر فوراً موجی از نظریه‌های توطئه را برانگیخت. در بحبوحه چرخش حزب «رویای گرجی» به‌سوی کرملین، در سوخومی این نگرانی شکل گرفته که مسکو ممکن است در نهایت از احیای تمامیت ارضی گرجستان در چارچوب مرزهای بین‌المللی به‌رسمیت‌شناخته‌شده حمایت کند—البته با هر شرایطی.

اگر جاده آدلر–زوگدیدی (نخستین شهر تحت کنترل تفلیس در مرز آبخازیا) واقعاً بازگشایی شود، این تحول انقلابی دیگری در قفقاز جنوبی خواهد بود، هم‌سنگ کریدور زنگزور. اما در حال حاضر، این پروژه بسیار دور از واقعیت به نظر می‌رسد: مقامات گرجستان تأکید دارند که هیچ نقشی در آن ندارند و هرگونه عبور کالا به قلمروهای خارج از کنترل را مسدود خواهند کرد.

با این حال، بعید است پایانه بدون هدف ساخته شده باشد. به‌احتمال زیاد، به‌عنوان کانال دیگری برای دور زدن تحریم‌ها طراحی شده است. آبخازیای به‌رسمیت‌نشناس عملاً یک «سیاه‌چاله» است: کالاهایی که وارد آن می‌شوند می‌توانند به‌راحتی برچسب‌گذاری مجدد شوند. چنین طرحی حتی می‌تواند به نفع مقامات گرجستان باشد—علیرغم تکذیب‌های کنونی‌شان. مسیر آبخازیا واقعاً قابل‌اعتمادتر است: در امتداد ساحل دریای سیاه قرار دارد و از برف یا بهمن در امان است.

روسیه در حال عقب‌نشینی

در حالی که یکی از نزدیک‌ترین مناطق پیرامونی‌اش به‌طور اساسی دگرگون می‌شود، مسکو به یادآوری‌های محتاطانه‌ای از حضور خود بسنده کرده است—در چارچوب آنچه پیش‌تر «حضور شبح‌گونه» نامیده‌ایم.

مسکو از پروژه «مسیر ترامپ» کنار گذاشته شده است؟ مشکلی نیست: وزارت خارجه روسیه می‌تواند آمادگی خود را برای «مشورت با شرکای ارمنی درباره پارامترهای ابتکار و امکان مشارکت روسیه» اعلام کند. حتی ناموزون‌تر، اظهارات میخائیل کالوگین، رئیس اداره چهارم کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در وزارت خارجه بود که مدعی شد مسکو «همچنان به برقراری صلح پایدار میان باکو و ایروان بر اساس توافقات سه‌جانبه ۲۰۲۰–۲۰۲۲ کمک می‌کند». این ادعا هیچ ارتباطی با واقعیت ندارد: طرفین بدون هیچ دخالت روسیه مسائل را حل می‌کنند.

این وضعیت به‌خوبی نشان‌دهنده جایگاه کنونی نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی است: مسکو نتوانست قواعد خود را بر آذربایجان تحمیل کند—کشوری که اکنون بی‌چون‌وچرا صاحب موقعیت برتر است. ارمنستان نیز در گفت‌وگو با باکو، «حامیان» دیگری را به مسکو ترجیح می‌دهد.

تشدید تنش‌های باکو–مسکو در سال ۲۰۲۵ نشان داد که کرملین تا چه اندازه حاضر است طعنه‌ها و تحقیرها را تحمل کند. کارکنان رسانه‌های طرفدار کرملین و برخی چهره‌های برجسته همچنان می‌توانند از طریق مبادلات غیررسمی با نمایندگان برجسته دیاسپورای آذربایجان آزاد شوند. اما برای متخصصان فناوری اطلاعات متهم به قاچاق مواد مخدر از ایران و کلاهبرداری آنلاین، ظاهراً مسکو اهمیتی قائل نیست—آن‌ها در بازداشت پیش از محاکمه باقی مانده‌اند و سرنوشتشان پس از صدور حکم نامشخص است.

در همین حال، در روایت رسمی آذربایجان، کرملین به‌عنوان نیرویی خصمانه تثبیت شده است—بی‌آنکه واکنش قابل‌توجهی از مسکو دیده شود. نمونه‌ای گویا، تحقیقات در حال انجام در باکو علیه رامیز مهدی‌یف، رئیس پیشین اداره ریاست‌جمهوری است. او با اتهامات غیررسمی خیانت به نفع مسکو و طراحی کودتا مواجه است. گزارش‌ها فقط در رسانه‌های طرفدار دولت منتشر می‌شود، اما هیچ نهاد رسمی—نه سرویس‌های امنیتی، نه دادستانی کل، نه وزارت خارجه—اظهارنظری نکرده‌اند. خبرگزاری دولتی آذرتاج حتی یک کلمه نیز منتشر نکرده است. تصور کنید رئیس دادگاه قانون اساسی روسیه، والری زورکین، ناگهان از انظار عمومی ناپدید شود، در حالی که کومسومولسکایا پراودا، رگنوم و کانال‌های تلگرامی شاخص «Z» ادعا کنند او برای سرنگونی پوتین توطئه کرده—اما FSB، تاس و ریانووستی هیچ بیانیه‌ای ندهند.

گفته می‌شود مهدی‌یف شبکه‌ای از عوامل نفوذ روسیه را مدیریت می‌کرده است—از جمله حتی چهره‌های اپوزیسیون آشکارا ضدروسی، مانند علی کریملی، رهبر حزب جبهه خلق آذربایجان که اوایل دسامبر بازداشت شد. بعدها، پرونده شامل عباس عباسوف، معاون نخست‌وزیر سابق آذربایجان که در روسیه زندگی می‌کند و رهبری یک سازمان دیاسپورایی را بر عهده دارد که باکو آن را ساخته‌وپرداخته کرملین می‌داند، نیز شد. عباسوف اکنون تحت تعقیب است و آذربایجان ممکن است به‌زودی رسماً درخواست استرداد او را مطرح کند. این موضوع می‌تواند به نقطه تنش بعدی در روابط مسکو–باکو تبدیل شود—در سال ۲۰۲۶، این تعارض پنهان احتمالاً ادامه خواهد یافت. سرنگونی هواپیمای مسافربری آذربایجانی یک سال پیش نیز احتمالاً دوباره مطرح خواهد شد: باکو همچنان در انتظار مجازات افسران پدافند هوایی مقصر و پرداخت غرامت به خانواده‌های قربانیان است. هیچ‌یک رخ نداده است. احتمالاً به همین دلیل، الهام علی‌اف بار دیگر در نشست غیررسمی سنتی پایان سال کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در سن‌پترزبورگ شرکت نکرد.

مستند اخیر شبکه دولتی AnewZ درباره روبن واردانیان—که در انتظار صدور حکم در بازداشتگاه باکو است—نیز می‌تواند به‌عنوان کنایه‌ای آشکار به مسکو تلقی شود. این فیلم به تحقیقات OCCRP درباره پول‌شویی سرمایه‌های پوتین از طریق شرکت سرمایه‌گذاری ترویکای واردانیان اشاره می‌کند و کارشناسانی مانند ویلیام براودر و چند نماینده پارلمان اوکراین را به تصویر می‌کشد. آن‌ها تأکید می‌کنند: روسیه یک دیکتاتوری جنایتکار است و واردانیان یکی از چهره‌های برجسته آن است. تز اصلی باکو درباره واردانیان این است که کرملین در سال ۲۰۲۲ به‌طور غیررسمی مأموریت داد او به قره‌باغ برود و سپس قدرت را در ارمنستان به دست گیرد تا این کشور را دوباره به اردوگاه طرفدار روسیه بازگرداند. هیچ مدرک قانع‌کننده‌ای ارائه نشده است (ممکن است واردانیان به‌طور مستقل و از سر نگرانی برای سرنوشت قره‌باغ عمل کرده باشد).

مسکو احتمالاً تلاش خواهد کرد در انتخابات پارلمانی ژوئن ۲۰۲۶ ارمنستان حضور پررنگ‌تری نشان دهد. اما گزینه‌های کرملین برای پیشبرد نامزدهای مورد نظرش بسیار محدود است. حمایت آشکار احتمالاً به جنبش «به‌تنهایی» خواهد رسید که توسط نارک کاراپتیان، برادرزاده سامول کاراپتیان میلیاردر بازداشت‌شده، تأسیس شده است. ولادیمیر سولویوف، مبلغ معروف کرملین، پیش‌تر علناً از سامول کاراپتیان حمایت کرده و او را دوست خود خوانده است. با این حال، تبدیل این جریان به نیروی حاکم تقریباً غیرممکن است. همان‌طور که روزنامه ودوموستی در ماه آوریل اشاره کرد، کرملین به محدودیت‌های خود واقف است و حتی با انتصاب سرگئی کیریینکو برای نظارت بر پرونده ارمنستان، اهداف بلندپروازانه‌ای تعیین نکرده است. هدف اصلی صرفاً «نشان دادن حضور» است.

در هر صورت، نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی اکنون به‌شدت توسط محور آذربایجان–ترکیه محدود شده است؛ محوری که با اعتمادبه‌نفس دستور کار را تعیین می‌کند و هر ابتکاری را که با منافعش ناسازگار باشد، مسدود می‌سازد.

 

منبع: وبسایت خبری rddle

گوناز تی وی

E. Y

اخبار منتخب

Most Read