آخرین خبرها

فمینیست‌های غربی باید با زنان آذربایجانی در ایران اعلام همبستگی کنند – دیدگاه

۱۴۰۴.۱۲.۰۲, ۲۰:۵۳
فمینیست‌های غربی باید با زنان آذربایجانی در ایران اعلام همبستگی کنند – دیدگاه

Gunaz.tv

در پی اعتراضات ایران، فمینیست‌های غربی باید با زنان آذربایجان جنوبی که علیه تبعیض قومی و آپارتاید جنسیتی مبارزه می‌کنند، اعلام همبستگی کنند.

ریچل آوراهام

۲۸ ژانویه ۲۰۲۶

 

همین الان که دارم می‌نویسم، مردم ایران با شرکت در اعتراضات به منظور سرنگونی رژیم ایران جان خود را به خطر می‌اندازند. با کشتار گسترده تعداد زیادی از معترضان، آمار کشته‌شدگان همچنان در حال افزایش است. بسیاری از معترضان دستگیر، شکنجه و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. معترضانی که بازداشت می‌شوند در معرض خطر جدی اعدام به اتهام «محاربه با خدا» و سایر جرایم واهی هستند. در پی این اعتراضات، زنان آذربایجانی در ایران از فمینیست‌های غربی می‌خواهند که با آنها اعلام همبستگی کنند.

تورکان بوزکورت، فعال حقوق بشر، اظهار داشت: «زنان آذربایجانی در تلاقی سرکوب جنسیتی و تبعیض قومی دیرینه‌ای قرار دارند که می‌تواند موجب تشدید آسیب‌پذیری آنها در مواقع سرکوب حکومتی شود. گزارش‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که همزمان با خیزش سراسری، شهرهای با اکثریت آذربایجانی مانند تبریز، اورمیه، خوی و اردبیل نیز درگیر تظاهرات و اعتصابات بوده‌اند. آن هم در حالی که نیروهای امنیتی در بحبوحه محدودیت‌های ارتباطی که ابعاد کامل جنایات را پنهان می‌کند، به نیروی مرگبار و دستگیری‌های گسترده متوسل شده‌اند. »

 

احمد اوبالی، روزنامه‌نگار مخالف رژیم ایران، تأکید کرد: «امروز در آذربایجان جنوبی، زنان در خط مقدم مبارزه با این رژیم سرکوبگر مذهبی هستند. نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل که دوران محکومیت خود را در زندان بدنام اوین می‌گذراند، خود اهل آذربایجان و شهر زنجان است. در سطح بین‌المللی رسانه‌ها هویت قومی او را انعکاس نمی‌دهند.» 

 

آزار و اذیت زنان آذربایجانی

زنان آذربایجانی در ایران دهه‌هاست که از حق تحصیل و کار به زبان مادری خود محروم بوده‌اند و هر زمان که به این امر اعتراض ‌کرده‌اند، با دستگیری، شکنجه و حتی اعدام مواجه ‌شده‌اند. سرکوب زبان‌های اقلیت‌ها به وضعیتی منجر شده است که به گزارش حقوق بشر ایران، نرخ بی‌سوادی زنان در آذربایجان جنوبی به ۲۰ درصد رسیده است. این نرخ بالای بی‌سوادی، تأثیر نامطلوبی بر مواجهه این زنان با قوه قضائیه ایران داشته است. به گفته سازمان حقوق بشر ایران، «مناطق قومی مانند آذربایجان جنوبی در پرونده‌های اعدام زنان، آمار بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند.»

 

با این حال، بوزقورت خاطرنشان نمود که زنان آذربایجانی در ایران که به اعتراضات می‌پیوندند، اولویت‌های متفاوتی از همتایان فمینیست فارس خود دارند. به عنوان مثال، بنا به ادعای وی، در حالی که زنان طبقه بالای فارس با شور و شوق علیه حجاب اجباری، مسئله‌ای که همه زنان ایرانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مبارزه می‌کنند، زنان آذربایجان جنوبی مسائل مهم‌تر دیگری مانند «قتل‌های ناموسی، کودک‌همسری، دسترسی به آموزش و حتی مسائل زیست‌محیطی همچون دسترسی به آب و غذا که نابرابری‌های موجود را تشدید می‌کند» را مطرح می‌کنند.

 

او تأکید کرد: «بحران خشک شدن دریاچه اورمیه به طور گسترده با سوءمدیریت و عوامل ناشی از سیاست‌گذاری مانند سدسازی و انحراف آب کشاورزی مرتبط بوده و پیامدهای اجتماعی و بهداشتی قابل توجهی برای جوامع اطراف داشته است. نگرانی‌های مربوط به آلودگی در حوضه رودخانه ارس، از جمله یافته‌های مربوط به فلزات سنگین در بخش‌هایی از سیستم رودخانه، در مطالعات علمی مستند شده است. از آنجا که کمبود آب و تخریب محیط زیست اغلب بار مسئولیت‌های خانگی و مراقبتی بدون دستمزد را افزایش می‌دهد، این شوک‌ها فشار نامتناسبی را بر زنان آذربایجانی وارد می‌کنند.»

 

مواجهه با خشونت خانگی و حکومتی

برای روشن شدن این موضوع، فرزانه مهدی‌زاده، مدیرکل دفتر معاینات بالینی سازمان پزشکی قانونی، اعلام کرد که در سال ۲۰۲۲، ۷۵۰۰۰ زن و کودک به دلیل آسیب‌های جسمی ناشی از خشونت خانگی به پزشکی قانونی مراجعه کرده‌اند.

 

«این آمار تکان‌دهنده مبین این نکته است که گفتمان پیرامون تبعیض علیه زنان در ایران باید بسیار فراتر از تمرکز یکدست و منفرد باشد.»

 

این به آن معنا نیست که اعتراض به حجاب اجباری برای زنان آذربایجان جنوبی مهم نیست. سویل سلیمانی، جامعه‌شناس، اعلام کرد: «زنان آذربایجانی درست مانند سایر زنان ایرانی به حجاب اجباری، خشونت دولتی و آپارتاید جنسیتی اعتراض کردند. اما آنها همچنین به چیزی عمیق‌تر اعتراض داشتند: محو هویت قومی‌شان. بسیاری از زنان آذربایجانی در جریان اعتراضات زخمی، دستگیر یا کشته شدند، اما هویت آذربایجانی آنها اغلب عمداً در رسانه‌ها حذف می‌شد. آنها صرفا به عنوان «زنان ایرانی» معرفی می‌شدند، نه به عنوان زنان آذربایجانی که همزمان در برابر ستم جنسیتی و به حاشیه رانده شدگی قومی مقاومت می‌کنند.»

 

او ادامه داد: «به همین دلیل است که توجه جهانی به شدت روی مهسا امینی متمرکز شده است، کسی که مرگش به درستی خشم جهانی را برانگیخت، در حالی که مقاومت زنان آذربایجانی تا حد زیادی نادیده مانده است. مسئله رقابت بین قربانیان نیست، بلکه به رسمیت شناختن گزینشی است. رسانه‌های غربی و حتی بخش‌هایی از گفتمان فمینیستی جهانی اغلب مبارزات زنان ایرانی را جهانی جلوه می‌دهند و از سلسله مراتب داخلی قومیت، زبان و نژاد که موجب شکل‌گیری نابرابری در ایران شده، غفلت می‌ورزند. زنان آذربایجانی در این شکاف قرار دارند.»

تورک‌های آذربایجان جنوبی حدود ۴۰ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، با این حال با آنها مانند شهروندان درجه دو رفتار می‌شود. زنان آذربایجانی در ایران با تبعیض مضاعف، هم به عنوان زن و هم به عنوان آذربایجانی، مواجه هستند. آنها در زندگی روزمره خود، هم علیه آپارتاید جنسیتی و هم علیه آپارتاید قومی مبارزه می‌کنند. 

 

شایسته است فمینیست‌های غربی با زنان آذربایجان جنوبی که به دنبال رهایی از رژیم ملاها هستند، اعلام همبستگی کنند.

 

گوناز تی وی

E. Y

اخبار منتخب

Most Read