سپاه برای نخستینبار با رسانه آمریکایی مصاحبه کرد (ویدیو)
ژاپن به تهران: سریع توافق کنید
علیاف: کریدور زنگزور فراتر از مسیر ریلی و جادهای خواهد بود
سقوط جنگنده F-16 ترکیه
گرمای بالای ۴۰ درجه و شیوع ساس، شرایط دشوار زندانیان در اوین
گاز آذربایجان؛ گزینه جدید ارمنستان برای کاهش وابستگی به روسیه
فشار اقتصادی؛ مو هم در ایران به «دارایی نقدشونده» تبدیل شد
یونسکو: طالبان ۲.۴ میلیون دختر افغان را از تحصیل محروم کردهاند
مورگان اورتگاس: ایران بیش از هر چیز از مردم خود میترسد
افزایش قیمت نفت در پی تردید درباره بازگشایی تنگه هرمز
کره شمالی یک موشک بالستیک به سوی دریای شرق شلیک کرد
عضو هیاترئیسه مجلس: ارزش تنگه هرمز برای ما از بمب هستهای بیشتر است
ترامپ: به ایران اعتماد ندارم؛ کنترل کامل هرمز در دست ماست
پوتین یک زندانی آمریکایی را به ترامپ پس داد
ونزوئلا پس از سالها دست دوستی به سوی اسرائیل دراز کرد
یک کشتی باری در دریای عمان هدف قرار گرفت
آمریکا از افزایش صادرات نفت از تنگه هرمز خبر داد
محسن رضایی: هرمز را باز نمیکنیم
عقبنشینی تازه ایران: موتورسواری زنان مانعی ندارد
آلودگی شدید سواحل ایرانی خزر؛ ورود میلیونها مترمکعب فاضلاب به دریا
جروزالم پست: موج اخیر اعدامها در ایران هشداری است که جهان نمیتواند نادیده بگیرد ـ دیدگاه
جاسوسهای اسرائیل بارها به فردو رفتهاند
بشار اسد در دادگاه دمشق به اعدام محکوم شد
موج پلمب واحدهای صنفی، حجاب اجباری بهانه تازه تعطیلی کافهها
وزیر ارتباطات: در جلسات بازگشایی اینترنت میگفتند فقط ۱۲ درصد مردم نیاز به اینترنت دارند
همکاری پهپادی ریاض و کییف در قاب «پیمان مکه»
افزایش قیمت نفت در پی درخواست «غرامت» ترامپ و کاهش امیدها به بازگشایی تنگه هرمز
توافق محرمانه آمریکا و سوریه برای خارج کردن مواد هستهای از تاسیسات مخفی در سوریه
کارگردان نمایش کوراوغلو: چرا کتابهای کرهای در کتابفروشیهای ما بیشتر از کتابهای ترکی است؟
عضو شورای شهر تبریز: انگار تبریز و آذربایجان جزو ایران نیستند
ترامپ: ایران باید به دلیل کشتن سربازان آمریکایی و مردم خود غرامت بپردازد؛ پیگیری میکنیم
ترامپ: آمریکا تنگه هرمز را مینروبی کرده و کنترل آن را در دست دارد
مجتبی خامنهای فرماندهان جدید برای سپاه و ارتش منصوب کرد
سنتکام: بیش از ۲۰ ناو جنگی آمریکا بنادر ایران را محاصره کردهاند
پزشکیان: حدود هفت ساعت با مجتبی خامنهای دیدار کردم؛ از هر دری گفتیم
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
چین شوک بستهشدن هرمز به بازار نفت را بیاثر کرد
عراقچی و قالیباف به پاکستان خواهند رفت
عراق از ثبت بیش از نیم میلیون اسلحه غیرمجاز خبر داد
تهدید تازه کیهان؛ پاسخ به پیمان مکه «دیپلماتیک نخواهد بود»
فشار بر فعالان ملی زندانی در تبریز؛ انتقال سه فعال به بند ۱۵
الهام علیاف از پزشکیان تشکر کرد
پزشکیان: آذربایجان در دوران جنگ به ایران کمک کرد
قاراداغ منتظر کمکهای ماست؛داشته هایمان را، هر چند که ناچیز باشد، از آنها دریغ نکنیم! ــ علیرضا فرشی
پیشنیه تاریخی قاراداغ
منطقه قاراداغ یکی از مناطق سکونت کوهستانی آذربایجان است که به پیشینه تاریخی بسیار زنگین و مردان رشید و مردم سلحشورش مشهور است. مردان تاریخ سازی همچون ستارخان بئششکلی، امیرارشد اوخارالی، رحیم خان چلبیانی شاهسئونلی، شیخ اهری و ... از این خطه تاریخساز قد برافراشته اند.
این منطقه در تاریخ مشروطیت بیشترین سلحشوریها را از آن خود کرده و منجر به تاریخ سازی های بسیار در گذر از سنت به مدرنیته در منطقه خاورمیانه شده است.
رحیم خان چلبیانی که قصد سرنگونی حاکمیت قاجار و تأسیس سلسه چلبیانی را داشت، در بهبوهه جنگهای منطقه به قتل رسید، امیر ارشد نیز که قصد تاجگذاری در تهران داشت به دست خائنانه ای بعد از سرکوب شورشهای سمیتقو تا داخل مرزهای عراق و به هنگام برگشت برای تاجگذاری در تهران در میانه راه کشته شد. ستارخان نیز به دست یئپریم خان ارمنی که یکی از ملی گرایان ارمنی و از ماسونها و داشناکسوینهای ارمنی بود و به دست قزاقان دست نشانده او کشته شد. آری، همه دلاوران این منطقه بعد از دلاوریهای بسیار در نهایت به دست خائنانه ای به شهادت رسیده اند و این منطقه همواره در عزای عزیزان خویش گریسته و تا به امروز به نیک روزی شایسته خویش دست نیافته است و به جای آباد شدن ویرانتر نیز گشته است.
قاراداغ از حافظان و انکشاف دهنده گان صنعت «قوپوز» و «آشیق» آذربایجان است که از میان آنها مشاهیری همچون «گنجه ای» و «چنگیز مهدی پور» و بسیاری دیگر به عرصه جهانی معرفی شده اند. قاراداغ صاحب اصیلترین و پرمایه ترین زبان تورکی آذربایجانی است که کمترین تأثیر را از زبانهای بیگانه را متحمل شده است. همچنین، قاراداغ اصیلترین منطقه فولکولوریک آذربایجان است که حتی تا به امروز مراسم «سون چرشمبه» و «شال ساللاماق» را به خوبی و دقت بیشتری حفظ کرده اند. آنها، بهترین هنجره های آواز خوانی آذربایجان هستند؛ هم در موسیقی آشیق و هم در موسیقی «موغام»!
آنها مردمانی غیور، و با تعصب هستند که زنان باعفتشان حتی از پیش از اسلام نیز با «یاشماق» و «شال» و «شلته-تومان»هایشان مشهورند. زنانشان به هنگام سخن گفتن با مردان ناشناس با «یاشماق» چهره خود را می پوشانند و با آشنایان بسیار صمیمی و دمساز هستند و از اجتماعی ترین مردمان ساکن آذربایجانند. زنان سلحشور سوار بر اسب و سلاح بر دوش قاراداغ در دوران مشروطیت پا به پای مردان صحنه های دلاورانه بسیاری را در یادها و خاطرها ثبت کرده اند و نام خود را بعنوان سلحشورترین زنان جهان ثبت نموده اند.
آمار شهرها و روستاهای قاراداغ
منطقه قاراداغ آذربایجان دارای چهار شهر به نامهای «اهر»، «ورزیقان»، «خوجا» و «خاروانا» است و دارای حدود هزار روستا است.
موقعیت جغرافیایی قاراداغ
قاراداغ منطقه ای است در حد شمالی آذربایجان جنوبی که در جنوب غربی منطقه «مغان»، جنوب منطقه «آرازباری»، غرب شهر «اردبیل» و شمال غرب و جنوب شهر «خیو» (مشکین شهر)، شمال و شمال شرق شهر «تبریز»، شرق شهر «مرند» و جنوب شرقی شهر «جلفا» قرار دارد. قاراداغ را می توان مرکزی ترین نقطه سکونت ملت تورک آذربایجان دانست که هیچ مرزی با ساکنین غیر تورک کشور ندارد. «اهر چای» و «آجی چای» دو رودخانه مهم این منطقه هستند که سد بزرگ «ستارخان» در مسیر «اهر چای» یکی از بزرگترین سدهای این منطقه است. کوه ساوالان با 4811 متر ارتفاع در سمت جنوب شرق این منطقه و کوه «کمکی» (کیامکی) با 3347 متر ارتفاع در سمت شمال غرب این منطقه قرار دارد. حدود شش کوه با ارتفاع بیش از سه هزار متر در این منطقه وجود دارد. این منطقه، منطقه ای است کوهستانی که نام «قاراداغ» که در آن «داغ» به معنی «کوه» است و «قارا» به معنی «بزرگ»، «رفیع» و «مقدم» است نشانه ای است بر کوهستانی بودن این منطقه. روستاهای این منطقه بر دامنه کوهها و تپه های کوچک و بلند منطقه قرار دارند که قله این کوهها در اکثر ماههای سال بعلت مه غلیظ روی آنها غیرقابل مشاهده هستند.
در محدوده شمالی قاراداغ، محالهای دیزمار (اعم از شرقی-غربی و مرکزی به طول ۸ کیلومتر در اراضی روستای دستجرد)، محال منجوان (اعم از شرقی و غربی)، محال کیوان، محال گرمادوز(اعم از شرقی و غربی) و اصلاندوز به ترتیب از غرب به شرق قرار دارند. مرزهای غربی قاراداغ را آبریزهای کوههای سلطان سنجر و کیامکی که به شهرستان های مرند و جلفا مشرف هستند تعیین میکنند. آبریزهای شرقی کوههای مزبور جزو قاراداغ محسوب میشوند. مرزهای جنوبی قاراداغ را آب ریزهای کوههای موروداغ (بهلول) تعیین میکند که آبریز شمالی کوه مزبور جزو قاراداغ است. بخشهایی از دیزمار مرکزی، کل دهستان اسپیران، کل دهستان مواضعخان شمالی و رودقات شرقی (لری، سار، ترب، مزرعه، ورکش، موجمبار، سهرقه یا سهرول و. . . ) در این محدوده قرار دارند. منتهی الیه شرقی محالهای چهاردانگه، یافت، ورگیهان و اهر و حومه آن که به شهرستانهای مشکین شهر، گرمی، بیله سو وار و پارسآباد ختم میشوند مرزهای شرقی قاراداغ را تشکیل میدهد. چهار محال حسن آباد (حسنو)، محال مئشه پاره، کلیبر و ازومدول (اعم از: سینا، شمالی و جنوبی) از چهار طرف توسط محالهای دیگر قاراداغ احاطه شده اند. بر خلاف تصور با اینکه هریس، بدوستان و مواضخان شرقی از زمان رضاخان تا چند سال پیش تابع شهرستان اهر بودند، اما از نظر تاریخی، جزو محال قاراداغ محسوب نمیشوند. بخش هوراند خودش محال قاراداغ محسوب نمیشود، بلکه بخش هوراند از اجتماع محالهای یافت، ورگیهان، دیکله، چهار دانگه و دو دانگه تشکیل شده است. قاراداغ از نظر تاریخی خان نشین بوده است. پس از مرگ نادرشاه افشار پادشاه مقتدر ایران، خان نشین قاراداغ (قاراداغ خانلیقی) به مرکزیت اهر را در سال ۱۷۴۷ میلادی (محمد) کاظم خان از نسل خلفای دیزمار ارسباران هم زمان با خان نشین قاراباغ (قاراباغ خانلیقی) بنیانگذاری کرد و با مهاجرت محمد قلیخان به قاراباغ در سال ۱۸۲۶ میلادی پایان پذیرفت. از سال ۱۸۲۶ میلادی تا اواخر قاجاریه بین سه ایل حاج علیلو، شاهسون و ایل مهاجر چلبییانلی جنگ قدرت پابرجا بود. هر سه ایل در جنگهای طولانی ایران و روس، محاصره هرات در زمان محمد شاه قاجار و انقلاب مشروطیت در کنار پادشاهان قاجار بودند و به این دلیل هر کدام از آنها خودشان را مقدمتر از دیگری میپنداشتند. هر سه ایل با تدبیر انگلیس توسط مهدی قلی خان هدایت و رضاخان از صحنه سیاسی بدر شدند.
گسلهای زمین شناسانه قاراداغ
گسل اصلی قاراداغ در امتداد کوههای قاراداغ که از منتها الیه غربی کوه ساوالان شروع شده و تا نزدیکیهای رود آراز از شرق به سمت شمال غرب کشیده شده اند قرار دارد. سلسله کوههای قاراداغ خود نتیجه حرکت این گسل در میلیونها سال پیش است.
وضعیت شغلی قارادغ
شغل اصلی مردم ساکن قاراداغ دامداری و دیم کاری و بعضاً باغداری است. همچنین صنایع دستی همچون فرشبافی نیز جزء مشاغل سنتی قاراداغ است که فرشهای دستباف هریس و نَمَروَر از مشهورترین نمونه های آن است.
به خاطر بارش زیاد باران، کشاورزی مدرن مبتنی بر آبیاری در این مناطق توسعه نیافته، و بیشتر کشاورزان این مناطق به خاطر مشغولیت دامداری و کارگری خود، اقدام به دیم کاری می کنند و تنها دو فصل کاشت و برداشت در این منطقه وجود دارد. اوایل بهار فصل کاشت آنهاست و اواخر تابستان فصل برداشتشان است.
صنایع دستی همچون گلیم بافی به ندرت در میان آنها باقی مانده است، اما، فرش دستباف از جمله صنایع دستی خانگی و کارگاهی آنهاست که هنوز در میان آنها رایج است. با اینکه، سود کار آنها را بیشتر دلالان فرش صاحب می شوند، با اینحال، آنها چاره ای جز کسب مزد ناچیز این شغل طاقت فرسا و فاقد نظارت کارگری را ندارند. چه بسا نواقص فیزیولوژیکی نصیب وجود آنها می شود که تا آخر عمر باید تحمل کنند؛ نواقصی همچون کمردرد، پادرد، مچ درد، کمسو شدن سوی چشم، و ... بعلت کار مداوم و بدون نظارت پزشکی از جمله این نواقص است.
دامداری شاید پرسودترین کار آنها و دلیل ماندن آنها در منطقه است. بعلت بارش فرآوان نزولات آسمانی، و وفور علف کوهی در منطقه، مردم ساکن منطقه بیشتر به کار دامداری مشغولند. با اینحال، هنوز که هنوز است هیچ کدام از آنها بیمه نیستند، و بازنشستگی و از کار افتادگی برای آنها بی معنی است. آنها از دامداری مدرن آگاهی ندارند و امکاناتی برای آنها برای انکشاف این شغل فراهم نیامده است.
تعداد کثیری از ساکنین قاراداغ به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده و مشغول کارگری در مشاغلی همچون نقاشی ساختمان و سایر مشاغل ساختمانی هستند و علت آن ریسکی است که در فعالیتهای شغلی دیگر قاراداغ وجود دارد و نیز مهمتر از آن، عدم وجود امکانات مناسب برای زندگی بهتر همچون بیمارستان و ... در آنجاست که دلیل اصلی کوچ مردمان این منطقه به شهرهای بزرگ است. هم اکنون، اکثریت مردم ساکن شهر تبریز را مردم کوچ کرده قاراداغ تشکیل می دهند.خانه های موجود آنهایی هستند که برای استخراج معادن قاراداغ که ثروت اصلی ساکنین این منطقه است بنا شده اند. معادنی همچون معدن مس سونگون که دارای بالاترین درصد مس است، و در انتهای رگه مس کوههای آلبانیا که مشهور جهان است قرار دارد، در نزدیکی شهر ورزقان منطقه قاراداغ قرار دارد. با اینحال، این منطقه جزء محرومترین مناطق آذربایجان است که زلزله 21 مرداد 1391 از روی این فقر و محرومیت پرده برداری کرد و به جهانیان نشان داد و اثبات کرد که محرومیت شدیدی در منطقه ای از کشور مدعی مدیریت جهان و مدعی سرآمد بودن تکنولوژی آن وجود دارد.
آمار خسارتهای زلزله مرداد ماه 1391
در زلزله 6 ریشتری ساعت 17 مورخه 21 مرداد 1391 در میانه مثلت اهر-هریس-ورزقان به بیش از 530 روستا و سه شهر مثلث یاد شده خسارتهای زیانباری وارد شد. در این زلزله به شهر ورزقان و روستاهای نزدیک آن بیش از 80 درصد خسارت وارد شد و خانه های سست شهر اهر و هریس شکافهای عمیقی برداشت و روستاهای نزدیک آنها نیز حتی تا صد درصد تخریب شدند.
به توجه به آمارهای داده شده از طرف دولت، 307 نفر در این زلزله جان خود را از دست داده اند، حال آنکه، آماری مردمی نشان می دهد که در هر روستای زلزله زده از یک تا صد نفر جان خود را از دست داده اند، که متوسط آمار کشته شدگان در هر روستا حدود 10 نفر است که برای حدود 500 روستای زلزله زده، حدود 5 هزار نفر کشته کمیت درست تری می تواند باشد. این در حالی است که زلزله در ساعت 5 بعد از ظهر روی داده است و اگر این زلزله در نیمه شب روی می داد با توجه به خسارت صد درصدی وارد آمده به برخی روستاها، بیش از صد نفر در هر روستا به کام مرگ کشیده می شد و منجر به آمار بیش از پنجاه هزار نفری مرگ و میر ناشی از زلزله می گشت. با توجه به اینکه وزیر بهداشت در سخنان خود آمار مرگ و میر را آمار اخذ شده از پزشک قانونی اعلام کرده و با توجه به اینکه بسیاری از روستائیان بدون ثبت در پزشک قانونی خود اقدام به کفن و دفن کشته شدگان زلزله کرده اند، حدس 5000 نفری کشته شدگان حدس نادرستی نخواهد بود.
بجز انسان های کشته شده در نتیجه زلزله قاراداغ، درصدی از احشام آنها که در طویله ها بودند، تلف شده اند. همچنین، تقریباً تمامی خانه ها از یک تا صد درصد خسارت دیده اند که این خسارت برای شهر ورزقان و روستاهای اطراف آن بسیار بیشتر از خسارت وارد آمده به شهر اهر و هئریس است. روستاهای غربی اهر و هئریس نیز شاهد خسارتهای بسیار شدید است که با خسارتهای وارد آمده به روستاهای نزدیک ورزقان قابل مقایسه اند. اگر متوسط جمعیت یک روستا را 300 نفر و در قالب 40 خانواده در نظر بگیریم در 500 روستا حدود صد و پنجاه هزار نفر در قالب 30 هزار خانواده ساکن هستند که به معنی صدمه دیدن حدود 30 هزار خانه و 30 هزار طویله در روستاهاست.
چه کنیم؟
هم اکنون شهرها و روستاهای قاراداغ به کمکهای ما نیاز دارند. همانطور که متذکر شدیم، صدمات بسیاری به محل سکونت و معیشت ساکنین قاراداغ وارد آمده است؛ خانه های آنها ویران شده، راههای ویرانشان ویرانتر شده، و بچه هایشان بی مدرسه گشته اند و دیوارهای مسجدشان نیز به شدت تَرَک برداشته و طویله های دامهایشان نیز به تلی از خاک تبدیل شده است. دارهای قالیشان و فرشهای نیمه بافتشان با تمامی اثاثیه شان در زیر تُن¬ها خاک مدفون گشته اند و مهمتر از همه عزیزانشان نیز جان به جان آفرین تسلیم کرده و در زیر خاک سیاه نگونبختی آنها اسیر شده اند. در این وضعیت اسفبار من و تو چه وظیفه ای داریم؟ بر ماست که به یاری این مستضعفان برسیم و دست یاری خود را به سوی آنها دراز کنیم. اما سؤال اینجاست که چه کنیم؟ آنها به چه چیز نیاز دارند؟ آنها از ما چه انتظار دارند؟
سوله سازی
بی شک قارداغلی های خانه خراب شده، بیش از هر چیز و در وهله اول به سرپناهی نیاز دارند که خود و تمامی داشته های جاندار و بی جانشان را از گزند سرمای سرد کوهستان قاراداغ دور نگه دارند و بتوانند توان خود را برای بازسازی منطقه ویران شده شان مجتمع ساخته و بار دیگر روستاها و شهرهای ویران شده شان را بازسازند. بچه های قاراداغی نیاز به مدرسه هایی دارند که با شروع شدن مدرسه هایشان در اول پاییز به درس و مشقشان مشغول شوند. دامهای آنها نیز برای به سلامت گذراندن سرمای شدید منطقه قاراداغ و دور ماندن از گزند گرگهای گرسنه نیاز به سرپناه مناسب دارند. همچنین نیاز به انبارهایی برای نگهداری علوفه دامهایشان، و غله درو کرده از زمینهایشان دارند. بی شک برآورده کردن بخشی از نیاز این زلزله زده های مستضعف بر عهده حاکمیت است که نیازمند زمان برای گذر از بروکراسی اداری سخت و شدید آن است، و لذا، بخش مهمی از نیازهای ضروری و فوری این زلزله زده ها بر عهده خیرین و انسانهای دلسوز است. انسانهای دلسوزی که نیازمند دستور اداری و سازمانی برای اقدام نیستند و با فرمان قلبشان بی واسطه و بی مقدمه به اقدام عملی می پردازند.
ساکنین قاراداغ به چه اقدام یا اقدامهای فوری ما نیازمند هستند؟ مطمئناً اقدام فوری ما محافظت آنها از گزند باد و باران و کولاک زمستان است که چند ماهی بیشتر به شروع آن نمانده است. همچون دیگر مناطق سردسیر و کوهستانی، برف قاراداغ نیز در اوایل ماه دوم پاییز شروع به باریدن می کند و به دنبال آن بادهای سرد و خشک آن امان زندگی را از آنها می گیرد. در صورت نبودن محل مناسبی برای در امان ماندن از این سرما، بی شک، امکان زندگی کردن برای آنها در روستاهایشان وجود نخواهد داشت و جز فروش دامهایشان به قیمت بسیار ارزان و ترجیح دادن فرار بر قرار چاره ای نخواهند داشت و این فاجعه ای است که بر تاریخچه زندگی مردمانی سلحشور در قاراداغ پایان داده و شهرهای بسیاری را پذیرای مهاجران فلک زده قاراداغ خواهد کرد و فولکلور سرشار این مناطق را نیز به دیار خاموشی خواهد فرستاد.
ارزانترین و سریعترین راه ممکن برای ساختن سرپناه برای ساکنین قاراداغ چیست؟ مطمئناً ساختن خانه برای هر روستایی و نیز ساختن طویله برای دامهای هر یک از آنها در اسرع وقت کار ممکنی نیست. از طرفی، روستائیان قبلاً مهاجرت کرده ای هم هستند که فرصت مناسبی برای استفاده از کمک های مردمی یافته اند که شناسایی آنها از روستائیان واقعاً نیازمند و مهاجرت نکرده سخت است. البته، اگر قبلاً مهاجرت کرده ها نیز تصمیم به برگشتن به روستاهایشان بگیرند این اتفاق فرخنده را می توان به فال نیک گرفت، ولی بدیهی است که، بچه های عادت کرده به زندگی شهری محال است سختی های زندگی روستایی را تحمل کنند. در این وضعیت بهترین راه ممکن برای کمک به ساکنین واقعی قاراداغ ساختن سرپناههای عمومی و واگذار کردن ساختن خانه های مخصوص خودشان به خود آنهاست. سرپناههای عمومی در قالب مدرسه، مسجد، و یا سوله هایی که بتوانند خود و دامهایشان را از گزند سرمای زمستان حفظ کنند مهمتریم کمکی است که به روستاهای قاراداغ می شود کرد. این کار با توجه به چند صد روستای موجود سریع ترین و کم هزینه ترین راه ممکن برای کمک رسانی به روستائیان است.
این سوله ها چه خصوصیتی باید داشته باشند:
- سوله ها باید دارای دو بخش مجزا برای سکونت مردم، و سکونت دامها باشد.
- سوله ها باید قدرت جایگزین کردن حداقل صد نفر انسان و دامهای آنها را داشته باشد.
- سوله ها باید دارای سیستم تهویه هوا و سیستم گرمایشی مناسب باشند.
- سوله ها باید مجهز به دستشویی و حمام باشند.
- سوله ها باید مجهز به سیستم روشنایی باشند.
- ...
هر سوله صد نفره برای افراد و دامهای حدود 20 خانوار نیازمند 2000 مترمربع مساحت است است که به دو قسمت 1000 متر مربعی تقسیم شود. برای هر سوله حداقل 5 دستشویی و حمام زنانه و 5 دستشویی و حمام مردانه مورد نیاز است که حداقل به 50 مترمربع فضا نیازمند است. 600 متر از 950 مترمربع باقی مانده بین 20 خانوار (تا 40 خانوار) به صورت مساوی به 20 بخش 30 متر مربعی (یا 40 بخش 15 متر مربعی) (5 در 6 متری یا 5 در سه متری) تقسیم شده و باقی 350 متر بعنوان محوطه باز برای استفاده عموم باقی می ماند.
برای هر روستای 20 خانواره (تا 40 خانواره) یک سوله 2000 متر مربعی، و برای روستای 30 خانواره (تا 60 خانواره) یک سوله 3000 متر مربعی، و برای یک روستای 40 خانواره (تا 80 خانواره) دو سوله 2000 مترمربعی، و ... مورد نیاز است.
یک سوله 2000 متر مربعی (80 در 25 متری) با سقف سوله ای ورق کرکره ای و پشم شیشه ای و دیواره های آجری و اسکلت آهنی و فونداسیون بتن آرمه ای را می توان با قیمت متری 220 هزار تومان به قمیت 440 میلیون تومان و در مدت دو ماه ساخت. یک سوله 3000 متر مربعی (120 در 25 متری) با مشخصات ذکر شده را نیز می توان به قیمت 660 میلیون تومان و در مدت سه ماه ساخت. این برآورد قیمت بدون در نظر گرفتن پانلبندی های داخلی برای خانه ها و دستشویی هاست که البته می توان از چادر به عنوان خانه موقت در داخل این سوله ها استفاده کرد. سوله 2000 متر مربعی را برای جلوگیری از هزینه اضافی سوله های پهن می توان به صورت پنج سوله به هم پیوسته 5 در 80 متری ساخت. برای ساخت حداقل 300 سوله 2000 مترمربعی برای 300 روستای زلزله زده حداقل به 132 میلیارد تومن بودجه نیاز داریم که:
- با مشارکت حدود 300 انسان خیر که هرکدام حدود 500 میلیون تومان کمک کنند،
- یا با مشارکت 3000 انسان خیر که هر کدام حدود 50 میلیون کمک کنند،
- یا با مشارکت 30000 انسان خیر که هر کدام 5 میلیون کمک کنند،
- یا با مشارکت 300000 انسان خیر که هر کدام 500 هزار تومان کمک کنند،
- یا با مشارکت 3 میلیون انسان خیر که هر کدام 50 هزار تومان کمک کنند،
- یا با مشارکت 30 میلیون انسان خیر که هر کدام 5 هزار تومان کمک کنند،
می توان در دو ماه این سوله ها را ساخت. بی شک برای ملتی که ادعای جمعیت 35 میلیونی در ایران را دارند جمع آوری این مقدار کمک ممکن است. برای این کار انساندوستانه می توان از تمامی انسانهای خیر ساکن کشور و خارج از کشور نیز انتظار کمک داشت.
لازم به ذکر است که روستائیان گله مند هستند که به خاطر ذخایر معدنی قاراداغ پیش از این به دفعات آنها را مجبور به ترک خانه و کاشانه و مهاجرت از منطقه کرده بودند، و این زلزله فرصت مناسبی را برای برخی به منظور آوردن فشار بیشتر برای کوچ آنها از منطقه فراهم کرده است. از طرفی، روستائیان از ترس اینکه گرفتن وام و ساختن خانه از طریق این وامها باعث صدور سند برای زمینهایشان شده و مراتع دامداری خدادادی را از دست آنها خارج سازد، راضی به گرفتن وام برای ساخت خانه های خود نیستند، و از طرفی دیگر، بسیاری از آنها فاقد سواد لازم برای اقدام به منظور دریافت وام هستند و دولت نیز فاقد روش کارآمدی برای دادن این وام ها به روستائیانی که آمار مناسبی از آنها وجود ندارد، است. از طرفی دیگر واقعاً مشخص نیست که وامهای داده شده تماماً صرف ساختن خانه های روستائیان شود. شاید، این وامها کوچ روستائیان را از منطقه تسریع بخشد، یا با ساخته شدن خانه های سست بنیاد با قیمت کمتر مقداری از این وام به پس انداز روستائیان اضافه گردد و در آینده بار دیگر شاهد خسارات شدیدی در این منطقه در زلزله های دیگر باشیم! با توجه به این شرایط، تنها راه ممکن برای محافظت این روستائیان از صدمات محیطی استفاده از کمک های خیرین و مردم انساندوست کشور است.
خرید کانکس و نصب آن
راه سریع و آسان دیگر برای صاحب مسکن کردن زلزله زدگان قاراداغ استفاده از کانکسهای از پیش ساخته شده است که می توان آنها را به قیمت مناسب از کارخانه های کانکس ساز ساکن کشور تهیه کرد که آذربایجانی ها نیز صاحب چنین کارخانه هایی هستند و مطمئناً دلسوزی بیشتری نسبت به مردم ساکن قاراداغ دارند. قیمت هر کانکس 15 متری که دارای دستشویی، حمام و روشویی است حدوداً برابر یک میلیون و نیم است که با خرید انبوه آنها می توان تا قیمت یک میلیون و سیصد هزار تومان و شاید ارزانتر نیز آنها را خرید. برای یک روستای 20 خانواره 20 عدد از این کانکسها مورد نیاز است که مبلغ 30 میلیون تومان برای خرید این کانکس ها مورد نیاز است. همچنین برای نگهداری دامهای این 20 خانوار که بطور متوسط حدود 250 رأس دام می شود، به 5 کانکس ساده 60 متری نیاز است که قیمت یک عدد از آن حدود دو میلیون تومان است که 5 عدد از آن متراژی برابر 300 متر برای نگهدای 250 رأس دام در اختیار قرار می دهد که قیمت کل آن حدود 10 میلیون تومان میشود. بعبارتی برای یک روستای بیست خانواره، حدود 40 میلیون تومان پول مورد نیاز است.
با توجه به اینکه نزدیک به 150 هزار نفر در این زلزله بی خانمان شده اند، و این 150 هزار نفر را می توان در قالب 30 هزار خانوار در نظر گرفت، حدود 60 میلیارد تومان پول برای خرید کانکس به منظور سکونت افراد و در مصون ماندن دامها از سرما مورد نیاز است. با توجه به اینکه مهمترین علت کمک رسانی به زلزله زدگان، کمک رسانی برای جلوگیری از مهاجرت روستائیان است، و احتمال مهاجرت از شهرهای بزرگ و یا روستاهای نزدیک شاهراههای اصلی منتهی به شهرها که امکان بازسازی سریع آنها توسط دولت و ملت وجود دارد کم است، در نتیجه مهمترین هدف کمک رسانی را می توان کمک رسانی به حدود 10 هزار خانوار از روستاهای دوردست که راه مناسبی نیز ندارند در نظر گرفت که در نتیجه مبلغی حدود 20 میلیارد تومان لازم خواهد بود. این مبلغ را می توان
- با مشارکت 400 انسان خیر که هر کدام حدود 50 میلیون کمک کنند،
- یا با مشارکت 4000 انسان خیر که هر کدام 5 میلیون کمک کنند،
- یا با مشارکت 40000 انسان خیر که هر کدام 500 هزار تومان کمک کنند،
- یا با مشارکت 400000 انسان خیر که هر کدام 50 هزار تومان کمک کنند،
هزینه این طرح نصف هزینه «سوله سازی» است و سرعت نصب آن بسیار بیشتر از هزینه «سوله سازی» است. از لحاظ مقاوم بودن نسبت به زلزله نیز، کانکس ها مقاومت فوق العاده زیادی داشته و همچنین این کانکسها دارای سرویس دستشویی و حمام و روشویی هستند و نیازی به ساخت دستشویی، حمام و روشویی مجزا در داخل سوله ها نیست. اما، این سوله ها فاقد سیستم گرمایشی و تهویه هستند، و همچنین، نیاز به گرم کردن سنتی آب برای استحمام و ... در آنها وجود دارد.
کارخانه سازی
شاید از مهمترین کارهایی که می توان برای این منطقه محروم انجام داد احداث کارخانه هایی همچون کارخانه های تولید رنگ و رنگرزی است که بعنوان پشتیبانی برای کارگران نقاش ساختمان و فرشبافان این منطقه می تواند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، کارخانه هایی که بتوانند ارزش افزوده بیشتری به محصولات دامی این منطقه بیافزایند و نیز به فرآوری گندم و جو تولیدی این منطقه بپردازند می تواند گزینه مناسبی برای رشد منطقه باشد.
آموزشگاه سازی
شاید یکی از مهمترین علل عقب ماندگی منطقه قاراداغ نبود مدرسه هایی برای آموزش مناسب کودکان و نوجوانان این منطقه باشد. دانشگاههای آزاد شهر ورزقان و هئریس و اهر با شهریه گرانشان تنها عهده دار آموزش دوران دانشگاهی جوانان این منطقه است، اما، برای دوران دبستان، راهنمایی، و دبیرستان کودکان و نوجوانان منطقه تمهیدات مناسبی در نظر گرفته نشده است. همانطور که گفته شد، این منطقه را می توان منطقه موسیقی آذربایجان دانست، و تأسیس یک دانشگاه موسیقی در این منطقه می تواند کمک شایانی به رشد موسیقی در کشور و معرفی موسیقی اصیل و سنتنی آذربایجانی به جهانیان و نیز جذب دانشجوی خارجی و توریست در منطقه کند.
انجام کارهای رسانه ای
یکی از مهمترین کارهایی که می توان برای نجات منطقه قاراداغ از فلاکت و نیستی انجام داد، انجام کارهای رسانه ای برای معرفی منطقه قاراداغ و وضعیت اسفبار زندگی در این منطقه، و مطرح کردن مشکلات و کمبودهای آن و نیز مزایا و قدرت منطقه ای آن در رسانه هایی همچون تلویزیون، اینترنت، و روزنامه های سراسری و محلی به منظور جذب سرمایه گذار است. این منطقه بکر با طبیعت وحشی و فولکولور غنی و مردمان متعصب و پرکار آن می تواند برای بسیاری از افراد جذاب و زمینه ای برای رشد منطقه باشد.
متأسفانه، در رسانه ها هیچ اشاره ای به قاراداغ و موقعیت تاریخی و جغرافیایی این منطقه نمی شود و به جز «مَحَیلَم» (مُحرَّم) صدا و سیمای آذربایجان شرقی، فرد دیگری به معرفی این منطقه نپرداخته است. همان مَحَیلَمی که روزی از روزهای قبل زلزله 21 مرداد 1391 به یکی از روستاهای منطقه قاراداغ رفته و از 40 کودک سرزنده و شاداب این روستا فیلمبردای کرده بود و بعد از زلزله به این روستا سر زده بود؛ از 40 کودک حدود بیست نفر آنها جان به جان آفرین تسلیم کرده بودند، و بقیه به شهر نزد خویشاوندانشان کوچ کرده بودند، و تنها یک کودک در روستای بعد زلزله باقی مانده بود! خدا حافظ و نگهدار مَحَیلَم و آن یک کودک مانده در روستا باشد!
چگونه و از کجا این کمک ها را جمع آوری کنیم
برای جمع آوری کمکهای مردم می توان در قالب مجموعه های انسان زیر اقدام کرد:
o هیأتهای عزاداری، حسینینه ها، مسجدها
o هنرمندها (موسیقی چی ها، عکاسها، نقاشها، و ...)
o مؤسسه های خیریه
o خیرین مدرسه ساز
o ورزشکاران
o مؤسسه های حمل و نقل خصوصی (هواپیمایی، اتوبوسرانی، و ...)
o بازار (پاساژها، بازار مرکزی شهر، و ...)
o مراکز آموزشی (دانشگاه ها، مدرسه ها، مؤسسه های آموزشی و ...)
o محله ها
o نماینده های مجلس
o روزنامه ها، هفته نامه ها، و مجلات
o اینترنت
o شرکت های تجاری بزرگ
o سیاستمداران
o خارج نشینان
با مراجعه حضوری به افراد مختلف و جمع آوری کمکهای مالی از آنها، و نیز با تشریح طرحهای کمک رسانی و درخواست از آنها برای همکاری در اجرای طرحهای ذکر شده می توان امیدوار به اجرایی شدن طرحها داشت. ورزشکاران می توانند در قالب برگزاری مسابقات ورزشی و نیز اهالی موسیقی می توانند با برگزاری کنسرتهای موسیقی، و هنرمندان با برگزاری نمایشگاههای عکس، نقاشی، مجسمه سازی، و ... عایدات این برنامه ها را اختصاص به اجرای طرحهای فوق الذکر کنند.
دوری از سیاسی کاری
یکی از مهمترین نکاتی که باید در مسائل غیرسیاسی همچون کمک به زلزله زدگان، مشکلات زیست محیطی، حفظ آثار باستانی، و ... باید در نظر گرفت، دوری از سیاسی کاری و جلوگیری از سیاسی شدن مسئله از هر دو طرف حاکمیت و ملت است. ملت باید مواظب باشد که مسئله را سیاسی نکند، و حاکمیت نیز از دادن بار سیاسی به آن از طرف خود جلوگیری کند. با سیاسی شدن مسئله، مهمترین بخش ضرر متوجه شخص ثالثی است که مورد بحث است. در اینجا، با سیاسی شدن قضیه، ضرر، پیش و بیش از همه، متوجه ساکنین قاراداغ می شود و در وهله دوم آذربایجان خسارتهای جبران ناپذیری را بعلت کوچ ساکنین قاراداغ از منظر مادی و معنوی متمحل می شود، و حاکمیت نیز در وهله بعدی متوجه ضررهایی می شود و البته در این میان مناطق بکر و معدنی منطقه نیز خسارتهای شدیدی را متحمل می شود و ثروت ملی این منطقه می تواند به تاراج برود.
به امید روزی که شاهد آبادی قاراداغ و از سرگیری زندگی دوباره در این منطقه از آذربایجان باشیم.
B.O
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
توافق مکه؛ آیا یک پیمان دفاعی جدید، معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر میدهد؟ - تحلیل
رئیسجمهور لبنان در سفرش به ترکیه به آتاتورک ادای احترام کرد
ترکیه به ائتلاف دریایی به رهبری عربستان پیوست
با تصمیم جدید ترامپ؛ لبنان یک گام به آمریکا نزدیکتر شد
بریتانیا هم پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا گذاشت
بلغارستان پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار داد
یک مقام امنیتی اسرائیل: مجتبی خامنهای از ایران خارج شده؛ پیامهای منتسب به او جعلی است
پرونده جنجالی هالکبانک و رضا ضراب پس از سالها به آخر رسید
اسرائیل سالها برای جذب احمدینژاد و جانشینی او در ایران تلاش کرد
تهران از مقایسه «ایران و اسرائیل» توسط ترکیه خشمگین شد
ترامپ: توافق با ایران شکست خورد
لیندسی گراهام، سناتور هوادار اسرائيل و مخالف سرسخت حکومت ایران درگذشت
ترامپ درباره ایران در آنکارا رایزنی میکند
غیبت سؤالبرانگیز مجتبی خامنهای در مراسم خواندن نماز میت بر جنازه علی خامنهای؛ حضور سه پسر دیگر خامنهای
تشییع جسد ۴ ماهه خامنهای کل کشور را تعطیل کرد
مجتبی خامنهای در مراسم پدرش هم غیبت خواهد خورد
مجتبی خامنهای در مراسم خداحافظی همسرش هم نبود
آمریکا: اظهارات تهران «شگرد مذاکره به سبک ایرانی» است
یک مداح حکومتی ربوده و کشته شد
آسوشیتدپرس از نقش مجتبی خامنهای در مذاکرات پرده برداشت
لغو جلسه دفاع دکتری یک دانشجوی تورک آذربایجانی در دانشگاه هنر اسلامی تبریز بهدلیل سخن گفتن به زبان ترکی
سیانان: شانس توافق فقط ۵۰ درصد است
جروزالم پست: بهترین راهکار برای دستیابی به تغییر رژیم در ایران - دیدگاه
موضع ترکیه درباره مذاکرات اخیر میان آمریکا و ایران
دبیرکل حزبالله ایران به دادگاه احضار شد
مصر: کاش میان ما و سرزمین فارس کوهی از آتش بود!
تشبیه اهانتآمیز حمید رسایی نماینده تندروی مجلس ایران درباره پزشکیان
پهپاد روسیه اینگونه سبزیفروش اوکراینی را هدف گرفت (ویدیو)
اعدام یک زن ۲۴ ساله در قزوین
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
شقایق افشار نجفی دانشآموز ۱۸ ساله آذربایجانی اهل قزوین به ۹ سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
حاجیاف: هیچکس نمیتواند به روابط برادرانه ترکیه و آذربایجان آسیب بزند
پیکر محمدحسن رحیمی، فعال آذربایجانجنوبی، در نزدیکی میاندوآب پیدا شد
کویت دستور تعطیلی یک مدرسه ایرانی را صادر کرد
وزیر خزانهداری آمریکا: احتمال توافق با ایران «امروز یا فردا»