آخرین خبرها

مبادا تیراختور، تراکتور شود.

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
مبادا تیراختور، تراکتور شود.

Gunaz.tv

مبادا تیراختور، تراکتور شود.     

  

آزربایجان ...................................... یاشاسین

آزربایجان ...................................... یاشاسین

 

دست هایمان حلقه دور همدیگر دوشادوش هم ایستاده ایم و نظاره گر ارتش سرخ آزربایجان در استادیوم آزادی تهران هستیم. باورمان نمی شود که این ماییم اینگونه باشکوه و پر صلابت دژ سرخابی ها را فتح کرده ایم و مهر تایید این فتح همانا نگاه های مات و مبهوت مرکزنشینان است.

 

از آن روز به بعد است که تیراختور دیگر یک تیم فوتبال صرف برای آنهایی که خود را به خواب زده اند نیست فراتر از یک تیم فوتبال می شویم و مرزهای باورهای غلط آنان را در می نوردیم.

 

ارتش سرخ آزربایجان روزهای خوب و بد، تلخ و شیرین را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد. در این میان شخصیت ها و کاراکترها یکی پس از دیگری می آیند و میروند اما تنها چیز ماندگار که هرگز نمی رود نام تیراختور بر روی پرچم های قرمز رنگی است که در دستان کودکان این دیار همیشه در اهتزاز است.

 

خرداد 90 فرا می رسد و به یک باره خبری می رسد که همگی را در بهت فرو می برد،  

 

سه جلسه محرومیت بازیهای خانگی تیراختور!

 

همه مات و مبهوت خبر را برای همدیگر نقل قول می کنند و در این میان بمب نقل و انتقال فصل نیز منفجر می شود و جاسم کرار به استقلال می پیوندد و از پس وی یکی پس از دیگری می روند روزها می گذرد و بازار شایعات داغ و بازار حقایق بی فروغ و کساد. تا اینکه:

 

امیر قلعه نوعی سرمربی تراکتورسازی شد!

 

 

ژنرال می آید و ارتش از وی استقبال می کند. وی خرسند از این استقبال با چنان شور و شوقی کارش را شروع می کند که همه تلخی، سه جلسه محرومیت به فراموشی سپرده می شود.

 

 

با شروع خرید بازیکن، دوباره دستهای پشت پرده و شمشیرهای آخته به بیرون کشیده می شود و رودرروی محبوب آزربایجان صف آرایی می کنند.

 

هر روز شاهد قهر و آشتی های فراوانی می شویم که از جانب مدیرعامل و سرمربی و بازیکن و... تیتیر اول روزنامه های ورزشی و غیر ورزشی ایران می گردد و دست آخر نامه عاشقانه دفاع تیم آبی پایتخت که در ملودرامی وصف ناشدنی با هواداران تیمش ( همان هایی که این آقا بعد از بازی راه آهن به آنها توپیده بود که استقلال 30 میلیون طرفدار دارد! چرا تعدادشان انقدر کم است؟؟؟) حرف از جدایی اجباری می زند و اینکه تنها برای یکسال از آنها جدا شده و سال بعد با امیرخان به استقلال بر می گردد!!!

 

اینجاست که هوادار تیراختور آزربایجان با یک علامت سوال بزرگ مواجه می شود:

 

آیا تیراختور، عشق را از این چنین انسانهایی گدایی می کند؟؟؟

 

و دست آخر امروز خبری به خبرگزاری ها ارسال می شود با این مضمون:

 

امیرقلعه نوعی خواستار تغییر رنگ پیراهن تیم تراکتورسازی از قرمز به سفید شد!!!

 

کمی آن طرف تر و دور از تمام این هیاهو ها عروس و سوگلی آزربایجان نفس های آخرش را می کشد  و گویی در این دیار کسی نیست به فریادش برسد و تنها درنا های زیبا هستند که از آسمان برایش اشک می ریزند.

 

روی صحبت  با کادر فنی و غیر فنی تیم تراکتورسازی ایران است:

 

آقایان اینجا آزربایجان است مهد انسانهای عاشقی که همواره برای حق و حقوق پایمال شده خود در وسعت جغرافیایی که اکثریت هستند جنگیده اند و در این راه همواره مورد تمسخر و اهانت اقلیت قرار گرفته اند.

 

تیراختور ما سمبل هویت و حق طلبی آدیوخ آزربایجانلی هایی است که در ظاهر  به عصایی شکسته تکیه داده اند ولی چه کسی است که نداند تکیه گاه اصلیشان سهند و ساوالان است.

 

پروژه فارسیزه کردن تیراختور آزربایجان را کلید زده اید که به خیال خام خود مردمان آزربایجان را نیز همسو با بقیه مردمان بی اخلاق ایران قرار دهید اما یادتان نرود شمایی که به تیراختور محبوب آزربایجان لقب تراکتور ایران را داده اید، در زبان شیرین چون قندتان ضرب المثلی است که می گوید: سنگ بزرگ نشانه نزدن است.

 

 

آزربایجان، تنها تیراختور قرمز رنگ دارد و بس.

 

اوجالاسان تبریزیم

Tiraxtorfans.Com

 

اخبار منتخب

Most Read