آخرین خبرها

آنچه كه از ليگ دهم بايد آموخت: تنهايي آذربايجان است و بس

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
آنچه كه از ليگ دهم بايد آموخت: تنهايي آذربايجان است و بس

Gunaz.tv

آنچه كه از ليگ دهم بايد آموخت: تنهايي آذربايجان است و بس

 

دنياي رقابت، در تمام عرصه هاي آن چه در سياست، چه در اقتصاد و چه در اموري چون ورزش از تمام ابزارها و امكاناتش استفاده مي كند تا به اهداف خود برسد. اين اهداف هر چه كه باشد ، هدفي جز رسيدن آدم ها به جاه طلبي ها و برتر نشان دادن خود نيست.

اين خود برتر بيني و نشان دادن آن براي خيلي ها نه تنها مي شود آرمان كه گاهي اخلاق ، عدالت بيني و انسانيت را نيز مي بلعد. اين بلعيدگي ، افراد را به آدم هايي سنگ دل و وحشي خوي كه براي فتح و ارضاي خودخواهي و نياتشان به جانيان احساس و عواطف ديگر انسان ها تبديل مي كند و ايشان را نيز به مرور و به دليل لذت از اين اعمال به وسايلي براي اجراي برنامه و سياست هاي كاري عده اي ديگر مبدل مي سازد. اين دستاويز شدن به جهت كور شدگي تعصب مابانه و خودخواهي گونه ، افراد را از ديدن حقيقت و واقعيت عاجز كرده و در نتيجه به ابزاري براي اجراي ديكته هاي القا شده نيز مي كند.

 

محروميت تيم تيراختور آذربايجان از تماشاگران خود از 3 بازي ليگي كه هنوز شروع نشده و ابلاغ تهديد گونه و منشوري به كسي كه مربي سال هاي سخت تيراختور بود و بازيكني كه به عشق آذربايجان بازي مي كرد از ماندن در آن تيم و اجازه ندادن و سخت گيري به استفاده از بازيكنان كشورهاي همسايه نظير تركيه و جمهوري آذربايجان به خاطر ذهن هاي مسموم و دشمن تراشانه تصميم گيرندگان و مشاوران دخيل در اين امر ، آذربايجان را در عرصه رقابت هاي سرزميني در ايران به تنها بودن و ماندن سوق داده است. در كنار اين تنهايي ، بن بست فكري و خوش خدمتي بسياري از نخبه گان و مسئولان دخيل در امر تصميم گيري در سطوح مختلف آذربايجان ، مناطق آن را از حيث رشد در زمينه بومي و فرهنگي خويش به چالش كشانده است. چالشي كه ديگر آن را از روند زير پوستي به عيان كشانده و در روز روشن به شمشير بستن از رو مي ماند. حال اين سوال مطرح است:

به نظر شماها آذربايجان برادر تني ايران است يا ناتني؟

يك فلش بك به گذشته ثابت مي كند كه آذربايجان برادر روزهاي سخت و طاقت فرساي اين سرزمين بوده ، برادري كه خود را فداي رفاه و آزادي ها كرده تا مردم اين سرزمين بتوانند در آرامش و آسايش و با حقوق مدني برابر به زندگي بپردازند تا همه با هم به يك پيشرفت و مدرنيته در سطح يكسان برسند. هزينه هايي كه اگر تنها به خود مي پرداخت بي گمان به سطحي بالاتر از آنچه كه اكنون در آن مي باشد مي رسيد. اما چه شده است كه اين روزها علنا چون ناتناني با آذربايجان برخورد مي شود كه گويي وصله اي ناجور بر قامت ايران است؟

در كنار آنچه كه اشاره شد بي وفايي نمادها و سمبل ها نيز دردي است دو چندان!

برخي نخبه گان آذربايجان با دست و دلبازي هاي هر چند تبليغاتي و عوام پسندانه براي تاثير بر افكار عمومي كارهايي مي كنند كه هر فرد آشنا به الفباي محروميت از امكانات را انگشت به دهان مي گذارد. بخشش تبليغاتي حق مربيگري براي آنهايي كه عشق و علاقه را در خيابان هاي پايتخت نثار سمبل هاي آذربايجان مي كنند ، ايشان را لايق اين لطف مي كند اما هزاران عاشق و هوادار را در اين سو شايسته اين توجه نمي كند. هواداراني كه حتي يك تيم فوتبال درست و حسابي در ديارشان ندارند! ، اين كوچك ترين بي مهري است از طرف آنهايي كه به غير از محبت و عشق ورزي چيزي نثار اينها نكرده اند. بر خلاف مشتي كه لطف و هزينه اش با بخشش جبران مي شود.

ديدن چنين رفتارهايي هم از خودي ها و هم از غير خودي ها براي نسل كنوني آذربايجان ثابت مي كند كه اين يك حقيقت مسلم است كه در اين وانفساي رقابت براي حفظ هويت و موجوديت از راه ورزش در اين سرزمين ، اين آذربايجان است كه تنهاست و بس.

(چاپ در فوتبالیست شماره ۴۶)

ارسال از: رضا الله قلی پور

http://rezaallahgolipour.blogfa.com/post-1396.aspx

اخبار منتخب

Most Read