آخرین خبرها

نقدی بر بیانیه تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در خصوص رویداد 4 خردادماه سولدوز

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
نقدی بر بیانیه تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در خصوص رویداد 4 خردادماه سولدوز

Gunaz.tv

نقدی بر بیانیه تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در خصوص رویداد 4 خردادماه سولدوز

 

هنگامی که رویدادی در زمان و مکان مشخص و معینی اتفاق می افتد صحبت از آن در قالب عبارات کلی و بدون ذکر مصداق و عینیت نمی تواند خالی از ایراد باشد.حضور جمعی از فعالین ملی آذربایجان از نقاط مختلف آذربایجان بر سر مزار شهدای سولدوز بار دیگر جسارت،اراده و عزم مشروعی را در دفاع از مطالبات قانونی و بحق ملتمان به بدنه حرکت ملی تزریق کرد. مراسمی که در عین آرامش و بدور از هیچگونه مسئله‌ی حاشیه ای(با استناد به مصاحبه‌ي برادر شهید حسین فتحی پور در مصاحبه با تلویزیون گونازبه تاریخ90.3.21 و حاضرین در مراسم) انجام و به پایان رسیده بود دستخوش ناملایمات و تفسیرهای غلطی گردید که ناظرین بیرونی را در حیرت از این همه جوسازی ها قرار میدهد.

متن بیانیه‌ی موضع گیری تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان جنوبی و عبارات به کار رفته در آن دارای ایرادات اساسی(از مصادیق کلی گویی و بدون ذکر مصداق) و اشتباهاتی فاحش در نوع نتیجه گیری و قضاوت است که ذیلا به ترتیبی که در بیانیه مشهود است به آن پرداخته می شود.

1.صحبت از رویدادهای ناخوشایند و سوء تفاهم های ایجاد شده  در این مراسم که هیچ مصداقی برای آن ذکر نشده است چگونه میتواند ملال خاطر نیروهای سیاسی حرکت ملی از جمله تشکیلات مقاومت ملی را فراهم آورده باشد؟کدام رویداد ناخوشایند خاطر عزیزانمان را مکدر کرده است؟

2.اسامی مجهول الهویه و غیر موثق همیشه این امکان را دارند که در قالب هر نامی به تخریب شخصیت،  شانتاژ، و اهانت بر طیف ها و شخصیت های حرکت ملی بپردازند.این موضوع را نباید به حساب فعالین ملی گذاشت واگر راه نفوذی برای درج اینگونه مطالب در سایتهای منتسب به حرکت پیدا نشود ،هستند سایتهایی مثل ایران گلوبال که بتوان در آن اینگونه مطالب را جستجو کرد.این شانتاژها و فحاشی های صورت گرفته از آن ناحیه ها مسئله حرکت نیستند. اینگونه مطالب ماهیت عریان تفکرات ضد تورکی و آذربایجانی بوده و انتظار هم نداریم به این زودی ها برطرف شود.

آیا نه این است که خود برای مسئله ای که وجود خارجی ندارد طرح مسئله میکنیم، نگران میشویم، مینویسیم و ناتوان از حل آن دیگران را به رعایت اخلاق سیاسی دعوت میکنیم؟

 

3.وقتی در قالب عبارات کلی صحبت از شخصیتهایی می شود که سالها مشقت مبارزه و مجادله ملی را به دوش کشیده اند (اظهر من الشمس است که منظور چه کسانی هستند) را به بی حوصلگی و ایجاد چالشهای ناخواسته برای حرکت متهم می شوند باید موردی، مثالی، نمونه ای ذکر کنیم که نوشته مان سندیت داشته باشد. سیستم امنیتی از این رویداد کدامین بهره برداری رانمود، کدامین کار خارج از حوصله ای صورت گرفته که اینگونه بر آن تاخته اید؟

 آیاحضور در سولدوز و قرائت فاتحه برای شهیدان و گرامیداشت یاد و خاطره آنان، یادآوری تهاجم به خاک غرب آذربایجان و حاضر شدن در میدان عمل برای دفاع از ارضی ملیمان  وجهه‌ی مدنی و دمکراتیک  حرکت را مخدوش کرده است؟

 

5.کمیته های تشکیلات مقاومت ملی که از روزها قبل مشغول بررسی اوضاع بوده اند باید متوجه می گشتند که این مراسم از طرف خانواده ی شهدا برگزار شده بود و سازماندهی آن نیز از طرف خانواده های همین عزیزان صورت گرفته بود.(با استناد به مصاحبه برادر شهید).اگر ضعف ارتباطی نیز در این زمینه وجود داشته ناهماهنگی و ضعف کمیته های تشکیلات در ارتباط گیری با افراد مطلع بوده است و لاغیر.

 

6.چرا برای شخصیت پرستی مرز و معیاری تعریف نمی کنید؟خصوصا وقتی در مورد واقعه ای خاص همچون 4 خرداد سولدوز موضع گیری می نمایید سمت و سوی نوشته تان متوجه اشخاص خاصی می شود که به نا به اصل آزادیهای فردی این حق را برای خود قائل بوده اند که عضو تشکیلاتی نباشند وفعلا چنین باشند.احترام به حدود و ثغور تفکرات شخصی افراد ونحوه فعالیتشان ابتدایی ترین حقی است که باید برای هموطنان خود قائل باشید.اگر راه برون رفت از این معضلات را تشکل سازی میدانید کسی مانع این کار یا بر علیه آن نیست،منتها بقیه را با چوب محفل گرایی و شخصیت پرستان و فعالان کوچه بازاری و قلعه سازان شخصیتی یاد کردن نه شرط انصاف است و نه چاره کار.

عده ای از فعالین تصمیمشان بر این بوده برای دفاع از خاکی که مورد تهاجم است وارد میدان عمل شوند و این حق را دارند بپرسند که با استناد و ادعا به کدامین عمل مضری که مصداقهای آن ذکر نشده است تشکیلات مقاومت حضور بر مزار شهدای سولدوز را از نمودی از شخصیت پرستی و محفل گرایی تشخیص داده است؟

وقتی استانداردی و مرزی برای اینگونه واژه ها تعریف نشود دفاع از زندانیان سیاسی و تبلیغ آنان نیز می تواند از مصادیق شخصیت پرستی باشد چه با طرح پوستر چه با نوشته ها.انتظار بر این است تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان اگرقصد و توان دفاع از این رویداد را نداشت این اجازه را نیز به خود نمی داد تا بحثهای پیرامون 4 خرداد را حاصل شخصیت پرستی و محفل گرایی قلمداد کند.

 نهایت اینکه:

از آنجا که قضاوت و نتیجه گیری تشکیلات مقاومت ملی این است که رویداد چهارم خرداد بر سر مزار شهدای سرافراز قیام ضد آپارتایدی خرداد 85 نمونه بارز بی حوصلگی ها بوده و از این رویداد به عنوان تجربه ای تلخ و بحثی بیهوده یاد میکند نباید قائل به این حق باشد که برادرمابانه طرفین را به خویشتن داری و دوری از جوسازی های بیهوده و مضر دعوت کند.آیا دفاع از حرکت مثبتی که در سولدوز صورت گرفت دامن زدن به مباحث ایذایی است؟

چرا به جای محکوم نمودن عاملین این جریان سازیها سعی در ایفای نقش میانجی بین طرف معلوم و نگارندگان مجهول الهویه ای که کامشان از رویداد سولدوز تلخ شده است رادارید؟ این همه تلخی که از آن صحبت می شود حاصل قلم زنی های عده ای بعد از واقعه 4 خرداد است و هیچ ربطی به خود مسئله و زمان و مکان رویداد نداشته است،و این هر دو در یک ترازو  سنجیده نمی شوند.پیام بیانیه شما روشن و رسا بود:

هر عملی اگر در چهارچوب برنامه ریزی های تشکیلاتی نباشد میتواند کام شرکت کنندگان در هر مراسمی را تلخ کند حتی اگر دستگیر، شکنجه و زندانی شوند.

 

 با احترام

اکبر پاشایی

90.3.27

 

اخبار منتخب

Most Read