آخرین خبرها

چرا تراکتور ستیزی؟

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
چرا تراکتور ستیزی؟

Gunaz.tv

چرا تراکتور ستیزی؟

 

 

 

حکایت عجیبی است حکایت فوتبال ایران.

 

 

 

برادران تهرانی ام در بهترین شرایط و با بهترین امکانات حاضر نمی شوند با حضور در ورزشگاه، از تیم محبوب خود حمایت کنند و اینجا در تبریز در قلب آذربایجان، هزاران هزار عاشق سرخ دل بدون هیچ امکاناتی در بدترین شرایط از تیم محبوب خود بدون هیچ ادعایی حمایت می کنند و در پایان نیز متهم شناخته ميشوند.

 

روی سخنم با کسانی است که گمان می کنند ناراحتی و اندوه ما از باخت است. باید به آنها گوشزد کنیم که ما همان مردمانی هستیم که در روحی واحد و در صد هزار کالبد انسانی یکجا گرد هم آمدیم و پس از باخت نیز بدون کوچکترین تنشی به تشویق تیم محبوبمان پرداختیم. ولی چرا اندکی نمی اندیشید که چه بر سر اینان آمد که ناگاه خشم و نفرت سرتاسر وجودشان را فرا گرفت؟ این خشم و اندوه از بی عدالتی و کژاندیشی کسانی است که در شهر خودمان در عروس آذربایجان و در مقابل دیدگان حیرت زده مان حق ما را به ناحق تبدیل کردند. ناراحتی ما از سکوتی است که مدتها است ورزش ایران را فرا گرفته است.

 

بازیکن صبا دروازه تیم حریف را باز می کند و با وجد و غرور هواداران تراكتور را به رگبار مسلسل دست هایش می بندد. آری این است تفکر جامعه ی ما نسبت به هواداران تراكتورسازى. ولی خطابم به همان بازیکنی است که ما را به مسلسل بست. ما فرزندان شهید باکری هستیم که رگبار گلوله هایش را نه به سوی هموطنش بلکه به سوی دشمنان وطنش گشود. اینک همه ی ایران بسیج شده است تا بگوید آذربایجانی و هوادار تراکتور فاقد فرهنگ است.

 

فدراسیون نمی خواهد تیم آذربایجان به آسیا رود و برای خود نیز دلایل زیادی دارد. هدف اکنون قرار دادن ایران در مقابل هواداران تراكتور است. اکنون بر همگان واضح و مبرهن است که آنکه ساز مخالف می زند ما نیستیم بلکه آن فدراسیون نشینی است که به سادگی در مقابل بی عدالتی در قبال مردم آذربایجان دم فرو می بندد.

 

ما نه از باخت دلگیریم و نه از به مسلسل بسته شدن. دلگیری من از سرمربی تیممان است که با حمایت ده ها هزار نفر در سه بازی خانگی تنها یک امتیاز می گیرد. دلگیری من از سردار مدیرعاملی است که به جای دفاع از هوادارش افق های روشنی را در تاریکی شب می بیند.

 

دلگیری من از استانداری است که به جای حمایت از مردمش سواحل آنتالیا را برای گردش انتخاب می کند و هرگز درد علی عابدینی ها را نمی بیند. به راستی آیا اگر فرزند خودشان هم به چنین دردی مبتلا می شد اینقدر بی تفاوت بودند؟ به هر حال ما با آنها فرق داریم زیرا که برای ما همان ساحل خشکیده ی دریاچه ی ارومیه صدها هزار بار زیباتر از سواحل ترکیه است.

 

من نه پان هستم و نه جدایی طلب. من نه شوونیست هستم و نه یاغی. من هوادار تراكتور هستم و به این هم افتخار می کنم. حال شما هر کاری که می خواهید بکنید تا فرهنگ و اصالتم را کوچک جلوه کنید برایم فرقی ندارد زیرا که من تا جان در بدن دارم برای گرفتن حق خود تلاش خواهم کرد چون ایمان دارم که حق گرفتنی است و نه دادنی. من تحمل ندارم که در مقابل دیدگان خویش چشمان اشک آلود كسانى را ببینم که از بی عدالتی به خود می پیچند.

 

تلاش کنید و نهایت تلاش خود را به کار بندید تا ما به آسیا نرسيم ولی بدانید که روزی ورق خواهد برگشت و شما هرگز نخواهید توانست ما را از راهی که در آن قدم گذاشته ایم بازگردانید زیرا که داغ بی عدالتی های شما چشمان ما را پرخون، اراده هایمان را مصم تر، گام هایمان را استوارتر کرده است.

 

علی سرابلی

https://www.facebook.com/profile.php?id=100000199580323

 

اخبار منتخب

Most Read