آخرین خبرها

بیانیه جمعی از فعالین حرکت ملی آذربایجان - "ما نیز اراده بر حیات کرده ایم"

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
بیانیه جمعی از فعالین حرکت ملی آذربایجان - "ما نیز اراده بر حیات کرده ایم"

Gunaz.tv

بیانیه جمعی از فعالین حرکت ملی آذربایجان - "ما نیز اراده بر حیات کرده ایم"

 

بیانیه جمعی از فعالین حرکت ملی آذربایجان در رابطه با قیامهای ملل تونس و مصر، فراخوان روز 25 بهمن در ایران،

 

رفراندوم استقلال در جنوب سودان و دخالتهای ایران در آذربایجان شمالی

 

"ما نیز اراده بر حیات کرده ایم"

 

قیام آزادیخواهانه ملتهای تونس و مصر

 

در 17 دسامبر سال 2010‌، مهندس محمد بوزیدی، جوان 26 ساله و بیکار تونسی، در شهر سیدی بوزید، پس از توقیف شدن بساط دستفروشی اش و بی نتیجه ماندن شکایتش، در کمال مظلومیت، در اعتراض به سیستم فاسد حاکم بر تونس، خود را به شعله های آتش سپرد.

 

اما آتشی که از پیکر مظلوم این جوان تونسی برخاست تبدیل به مشعلی گردید که مجمر صبر ملت تونس و به دنبال آن آتشدان شکیبائی ملت مصر را شعله ور ساخت.

 

 به این ترتیب زین العابدین بن علی، دیکتاتور تونس از کشور گریخت و حسنی مبارک دیکتاتور مصر نیز در آستانه گریختن از کشور قرار گرفت.

 

زبانه های قیام آتشین دو ملت عرب تونس و مصر، از شمال آفریقا به دیگر کشورهای عربی رسید و موجب بروز خیزشهای مردمی کوچک و بزرگی در کشورهای اردن، یمن، سودان و حتی عربستان سعودی گردید.

 

ادبیات عمیقا آزادیخواهانه و عدالت جویانه ای که در شعارها و فریادهای ملل به پاخاسته عرب ظهور کرد جهان را متوجه این حقیقت بزرگ نمود که اعراب در سراسر جهان عرب، همچون ملت واحدی، اراده بر حیات کرده اند و لابد که سرنوشت در برابر آنان تسلیم خواهد شد.

 

چراکه؛

 

إذا الشعب يوما أراد الحياة     فلا بد أن يستجيب القدر

 

ولا بد لليل أن ينجلي            ولابد للقيد أن ينكسر

 

ومن لم يعانقه شوق الحياة     تبخر في جوها واندثر

 

كذلك قالت لي الكائنات         وحدثني روحها المستتر

 

ودمدمت الريح بين الفجاج    وفوق الجبال وتحت الشجر:

 

إذا ما طمحت إلى غاية        ركبت المنى ونسيت الحذر

 

ومن لا يحب صعود الجبال   يعش ابد الدهر بين الحفر

 

نحوه قیام، نوع شعارها و نیز ابعاد مبارزه ملتهای عرب تونس، مصر، یمن و اردن به حدی قوی و غنی بود که تمامی مبارزان و آزادیخواهان جهان، یکصدا زبان به تعظیم و تکریم آنان گشودند.

 

انقلاب خروشانی که اکنون به نام آزادی و عدالت در این کشورها جاری و ساری است، از عمق تاریخ و فرهنگ پر افتخار ملت عرب منشا گرفته است. پیام این انقلابها حریت طلبی، عدالت جوئی و انسانگرائی است.

 

آنچه که جهان عرب اکنون شاهد آن است برخلاف گفته‌های مقامات جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه ریشه در ادعاهای ایدئولوژیک آنان ندارد. در واقع خود انقلاب سال 1979 در ایران، برخلاف اظهارات رژیم قهقرائی ولایت فقیه، انقلابی عظیم بر علیه تبعیضات قومی، محرومیتهای اقتصادی، اختناق سیاسی، غارت منابع ملی، دست نشاندگی بیگانه و نیز انحطاط نظام قضائی در کشور بود که خود ریشه در نهضت کبیر مشروطیت، قیام آزادیستان، قیام جنگل، قیام شیخ خزعل، حکومت ملی آذربایجان، نهضت ملی شدن صنعت نفت، قیام 30 تیر، قیام 15 خرداد و قیام 29 بهمن تبریز داشت.

 

اما آنچه که در کمال تاسف در ماههای پایانی انقلاب عظیم ضد سلطنتی مردم در سال 1979 رخداد و در نهایت سبب سرقت نتایج انقلاب شد، ظهور پر فریب جمعی از افراطیون مذهبی و اشتباه فاحش نیروهای آزادیخواه و فعال انقلاب در ارزیابی سیر و روند تحولات بعد از پیروزی این انقلاب بود که بصورت وحشتناکی با کفن و دفن ارزشهای انقلابی و انسانهای آزادیخواه همراه شد و امواجی از تبعید، حبس، شکنجه و اعدام روشنفکران را با خود به همراه آورد.

 

اشغال سفارت آمریکا و به دنبال آن آغاز جنگ ایران و عراق که خود جمهوری اسلامی نیز در شروع و تداوم سفاکانه این جنگ خونین و خانمانسوز به اندازه رژیم بعث عراق مقصر بود، کشور را در تاریکی فرو برد و ساطور ارتجاع از یکسو و داس جنگ از سوی دیگر، سبب قتل عام صدها هزار انسان بیگناه در ایران و عراق گردید.

 

در این میان ملت آذربایجان به همراه دیگر ملل در بند ایران، نخستین قربانیان حکومت ارتجاعی ولایت فقیه شدند.

 

آیت الله العظمی سید کاظم شریعتمداری که از همان ابتدا با نظام ولایت فقیه و حاکمیت روحانیون بر کشور به شدت مخالف بود و بارها مخالفت خود را با قانون اساسی حکومت مطلوب ایت الله خمینی اعلام نموده و بصورت تلویحی خواهان استقرار نظام فدرال بر ایران شده بود بصورتی گستاخانه مورد شکنجه و مجازات قرار گرفت و در نهایت در حصرو بند خانگی، بصورت مشکوکی درگذشت.

 

ملت آذربایجان که بصورتی گسترده رفراندوم قانون اساسی در تاریخ  ۱۲ آذر ۱۳۵۸ را تحریم نموده بود و همراه با حرکت خلق مسلمان اقدام به افشای سیاستهای استبدادی نوحکومتیان مرتجع پرداخته بود به موازات حرکتهای مردمی اقوام عرب، ترکمن، کرد و بلوچ به شدت سرکوب شد و دهها تن از بهترین فرزندان خود را بر بالای چوبه های دار یا در برابر جوخه های اعدام مشاهده کرد.

 

به این ترتیب آرمان تبدیل سلطنت مشروطه به یک جمهوری دمکرتیک نه تنها محقق نشد بلکه به حلقه های شوونیزم قومی و دگماتیزم سیاسی دوران پهلوی، حلقه فاشیزم مذهبی آنهم از نوع سیاه ولایت فقیه اضافه شد و به این ترتیب  مثلث شومی از شوونیزم قومی، دگماتیزم سیاسی و فاشیزم مذهبی بر گلوی کشور و بخصوص ملل و اقوام دربند آن پنجه انداخت.

 

اکنون حکومت غاصب ولایت فقیه با چه استنادی به خود جرات می دهد که قیام پرافتخار ملتهای تونس و مصر را منتج از اهداف ایدئولوژیک و مرتجعانه خود بداند؟!

 

ادعاهای حکومت تهران و تکرار آن سبب شد تا آزادیخواهان مصر بارها در موضعگیریهای اخیر خود به رد و تکذیب آن بپردازند و انقلاب مصر را انقلابی مردمی و فارغ از دیدگاههای قومی، مذهبی و جناحی تلقی کنند.

 

 اعلام روز 25 بهمن به عنوان روز همبستگی با ملتهای تونس و مصر از سوی جنبش سبز

 

در این میان اعلام روز 25 بهمن ماه به عنوان روز همبستگی جنبش موسوم به سبز در ایران با ملتهای تونس و مصر اگرچه اقدامی تحسین برانگیز و مترقی تلقی می شود اما متاسفانه همچنان قادر به انعکاس خواسته های به حق اکثریت مردم کشور نمی باشد.

 

اساسا نوع شعارهای جنبش سبز، مطالبات آن و نیز دائره حرکت آنان، چندان تطابقی با شعارهای عموم مردم و بخصوص ملت آذربایجان جنوبی ندارد.

 

همین امر سبب شده تا عموما بخشهایی از تهران و چند شهر مرکزی ایران به حمایت از این جنبش بپردازد.

 

‌سکوت و سکون ملت تورک آذربایجان و دیگر مناطق غیر فارس در قبال این جنبش، واکنشی بسیار پر معنا است.

 

تورکان آذربایجان که در سلسله قیامهای سراسری بهار سال 1385 در کمال تعجب هم از سوی حکومت فاشیست تهران و هم از سوی اوپوزیسیون شوونیست آن در معرض هجمات خونین و حملات رنگین قرار گرفتند و همانند 90 سال گذشته، شاهد شهادت و اسارت و شکنجه فرزندان خود شد نه تنها در جنبش سبزی که در خصوص سرایت قیام به آذربایجان بارها خبرسازی کرده  و همچنین فریاد می زد "نسل ما آریا است" دلیلی جهت حضور ندارد بلکه در کمال شگفتی از خود می پرسد که چرا این جنبشیان مدعی آزادی و ایران، بر هزار و یک شکنجه در حال اعمال بر پیکر طبیعت و ملت و آذربایجان بخصوص  خشکانیده شدن فاجعه بار دریاچه اورمیه، نابودی جنگلها و مراتع، محرومیت از حق تحصیل به زبان مادری، فقر و محرومیت، بیکاری و مهاجرت، گسترش مواد و مخدر و تخریب آثار تاریخی و فرهنگی آذربایجان چشم فرو بسته اند و لب از لب نمی گشایند؟

 

حرکت ملی آذربایجان ضمن تکریم حرکتهایی که در راستای دفاع از حقوق جامع مردم کشور صورت می گیرد خواستار نگاه انتقادی جنبش سبز و رهبران آن به نوع شعارهای موجود در این حرکت و ارزیابی دقیق شعارهای مترقی، قاطع، واقعگرا، غیر قومی، انسانگرایانه و عدالت طلبانه قیام ملتهای تونس و مصر می باشد. 

 

 

 

برگزاری رفراندوم استقلال جنوب سودان

 

در روزهای 9 الی 16 ژانویه سال 2011 جنوب سودان شاهد برگزاری یک رفراندوم بسیار سرنوشت ساز شد.

 

براساس این رفراندوم، ساکنین جنوب سودان، پس از قریب به 3 دهه مبارزه، به دنبال توافق نامه ای که در سال 2005 میان رهبران شمال و جنوب سودان امضا شده بود به پای صندوقهای رای رفتند.

 

به این ترتیب، حکومت خارطوم ضمن پذیرش حق تعیین سرنوشت قریب به یک سوم از مردم سودان، اعلام نمود که نتایج رفراندوم جنوب سودان را به رسمیت خواهد شناخت.

 

این رفراندوم که با حضور صدها ناظر بین المللی در طی یک هفته برگزار گردید در روز هشتم فوریه سال 2011 با رای "استقلال" 57/99 درصد از شرکت کنندگان منتهی به پذیرش استقلال این منطقه از سودان گردید.

 

متعاقب اعلام این خبر از سوی کمیسیون انتخابات، حکومت سودان طی بیانیه ای استقلال جنوب این کشور را به رسمیت شناخت و به این ترتیب حق مقدس تعیین سرنوشت ملتها، بار دیگر بر اصل تمامیت ارضی غلبه کرد و نشان داد که در صورت رای اکثریت، همسایگی مسالمت آمیز بهتر از همخانگی خصومت آمیز است.

 

 

 

مداخلات ایران در امور داخلی آذربایجان شمالی

 

از بدو استقلال جمهوری آذربایجان شمالی در سال 1991 تا به امروز، حکومت ضد آذربایجانی و آنتی ترک ایران، بارها و به انحاء مختلف نه تنها اقدام به دخالت در امور داخلی آذربایجان نموده بلکه با جدیت کوشیده تا در صورت ممکن استقلال این جمهوری نوپا را دچار خدشه یا مخاطره نماید.

 

حکومت وقت ایران که حمله ارتش سرخ شوروی در تاریخ 20 ژانویه سال 1990 را اقدامی قابل درک تلقی نمود، در سقوط برخی از شهرهای قره‌باغ آذربایجان سیاستی مزورانه در پیش گرفت، رویای تاسیس حکومت لنکران – تالش را در سر داشت، رویای انضمام نخجوان  به ایران را در مخیله خود پروراند، به حمایت همه جانبه از ارمنستان پرداخت و تبدیل به شاهرگ حیات این کشور متجاوز شد، بسوی کشتیهای آذربایجان در دریای خزر شلیک کرد، تبدیل به پناهگاه داشناکها گردید، بصورت تلویحی از بازگشت 17 شهر قفقاز سخن گفت، سیل مواد مخدر را راهی آذربایجان نمود، اقدام به طراحی برخی ترورها در آذربایجان شمالی کرد و در نهایت فتاوی اعدام برای روزنامه نگاران آذربایجان صادر نمود اکنون نیز دست از اقدامات مداخله جویانه خود علیه جمهوری نوپای آذربایجان بر نمی دارد.

 

واقعیت آن است که حکومت تهران همان گونه که ایت الله سید علی حسینی خامنه ای نیز گفته، "آذربایجان را همچون کاردی در پهلوی ایران" می داند.

 

حکومت تهران بهتر است این موضوع را درک کند که ملت 35 میلیونی آذربایجان جنوبی، همانند دو نیمه سابق آلمان، از هر نظر عین مردم آذربایجان شمالی بوده و از طریق چنگ و دندان هم که باشد از استقلال بخش شمالی خود در برابر همه خطرات خارجی دفاع خواهد کرد.

 

بی تردید دفاع آذربایجان جنوبی از آذربایجان شمالی امری کاملا طبیعی و بدیهی بوده و به هیچ وجه به معنی دشمنی با ایران و یا ایرانیان نمی باشد.

 

در واقع این مدافعه به معنای مبارزه با زورگوئی حکومت مرتجع تهران، حفظ امنیت و ثبات منطقه، تداوم دوستی ملتهای همسایه و همچنین به مثابه دفاع یک دست انسان از دست دیگر خود است.

 

 

 

جمعی از فعالین حرکت ملی آذربایجان - ترکیه

 

هشتم فوریه سال 2011

 

اخبار منتخب

Most Read