میراث بشار اسد؛ چند تن مواد هستهای در سوریه پیدا شد!
عربستان دوباره نفت خود را از هرمز صادر میکند
جنگ دیپلماتیک تهران و پاریس بالا گرفت
ایران به امارات موشک بالستیک شلیک کرد
قطر: درخواست ایران درباره خلبانان «ترفند رسانهای» است
یک مقام ارشد ایرانی از کانادا اخراج شد
ترامپ: تنگه هرمز «قلمروی تازه» آمریکاست
نفت بار دیگر از مرز ۹۰ دلار گذشت
تماس تلفنی اردوغان با ترامپ درباره ایران
رایت: کنترل تنگه هرمز دست آمریکاست
یک کشتی هنگام خروج از تنگه هرمز قرار گرفت
وخامت وضعیت شنوایی آیاز سیفخواه در زندان اوین؛ اعزام او برای درمان با مانع روبهرو شده است
شرکت توزیع نیروی برق تبریز؛ قطعی برق ۴ ساعته در تبریز با دستور تهران اعمال میشود
احضار رقیه علیزاده به اداره اطلاعات اردبیل؛ تداوم فشار بر خانواده عباس لسانی
ترامپ: اعلام تنگه هرمز به عنوان بخشی از قلمروی آمریکا عالی است
ترامپ: آمریکا قصد ندارد تفاهمنامه ۶۰ روزه با ایران را تمدید کند
در ایران داروخانهها پول خرید دارو ندارند
دریاچه اورمیه؛ بدون سطل زباله، بدون امکانات گردشگری
دفتر نخستوزیر کردستان عراق هدف حمله پهپادی قرار گرفت
وزیر راه و شهرسازی: حدود ۱۰۰ فروند هواپیمای غیرنظامی در طول جنگ آسیب دیدند یا منهدم شدند
ترامپ: ایران باید پرچم سفید تسلیم را بالا ببرد
پایان مهلت 60 روزه؛ احتمال تشدید تنشها میان ایران و آمریکا
ارتباط با دانشگاههای خارجی میتواند زندان داشته باشد
ایران برای جنگ بزرگتر آماده میشود؟
عربستان ادبیات ضداسرائیلی کتابهای درسی را تغییر داد
بازنشستگان در تهران علیه گرانی تجمع کردند
رزمایش مشترک آمریکا و کره جنوبی آغاز شد
وضعیت بحرانی بهداشت در زندان کرج؛ زنان زندانی از هواخوری محروماند
ترامپ از «پیمان مکه» استقبال کرد
بیانیه حمایت ترکهای آذربایجان جنوبی خارج از کشور از فعالان آذربایجانی در ایران
اینترنت در ایران کندتر شد
افشای پشت پرده یک کانال محرمانه میان ترامپ و سپاه
در ایران مصاحبه با رسانههای خارجی؛ از این پس زندان دارد
فرمانده ارتش ایران برای کشتن یا اسیر کردن سربازان آمریکایی جایزه تعیین کرد
عارف: گرانی آزاردهنده است؛ باید آماده بدترین سناریوها باشیم
فرمانده سنتکام سفر ۱۰ روزه خود به خاورمیانه را به پایان رساند
سبد معیشت کارگران نسبت به دیماه ۲ برابر شد
دریاچه اورمیه سرخ شد
مراسم رونمایی از جلد دوم «آنتالوژی شعرای تورک ـ اوزبیک افغانستان» در تهران
کمپین جدید قومگرایان فارس تورکستیز برای تغییر نام تورکی «دریای خزر»
۱۲۱ فعال سیاسی، مدنی و دانشگاهی تورک آذربایجانی ساکن ۱۵ کشور جهان خواستار پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجان جنوبی شدند
تجارت ترکیه با کشورهای تورک طی 6 ماه به 9.4 میلیارد دلار رسید
خبرگزاری فارس وابسته به سپاه از «مساجد» و «پایگاههای بسیج» خواست برای سرکوب اعتراضات خیابانی و شناسایی معترضان آماده باشند
مصاحبه وب سایت «آرازنیوز» با «علیرضا فرشی» از فعالان ملی آذربایجان
«علیرضا فرشی» و همسرش «سیما دیدار» که با حکم دادگاه انقلاب اسلامی ایران و به خاطر فعالیتهای ملی (مدنی و سیاسی) خویش در زمینه احقاق حقوق ملی ملت تورک آذربایجان به یکسال حبس تعزیری محکوم گردیدهاند، به خاطر فرزند پاسدار شهید بودن ایشان با تخفیف به شش ماه حبس تعزیری در دادگاه تجدید نظر محکوم شدهاند و هم اکنون در مجموع به قید وثیقه 120 میلیون تومانی در آزادی موقت به سر میبرند. سایت «آراز نیوز» مصاحبه با این عضو هیأت علمی اخراجی دانشگاه آزاد اسلامی را تقدیم مراجعین محترم وب سایت مینماید.
آرازنیوز: با عرض سلام و آرزوی موفقیت روزافزون خدمت جنابعالی و همسر محترمتان، لطفاً بفرمایید ماجرای دستگیری شما و همسرتان چگونه آغاز شد؟ و شما به چه اتهامی دستگیر شدید؟
علیرضا فرشی:
با عرض سلام خدمت جنابعالی و همکاران محترمتان در سابت وزین آرازنیوز، پیشاپیش، به خاطر ترتیب دادن این مصاحبه از مدیریت محترم سایت تشکر میکنم.
به منظور آشنایی با علت اصلی بازداشتم لازم است یک بیوگرافی مختصر از فعالیتهای ملی و پیشینه دستگیری خودم خدمتتان عرض کنم. همانطور که خود مستحضرید من فعالیت ملی خودم رو از اوان ورود به دانشگاه صنعتی شریف و بعد از آشنایی با خواستههای برحق دانشجویان حقطلب و هویتطلب آذربایجانی آن دانشگاه با برگزاری مراسمهای شبشعر و بزرگداشت شخصیتهای ملی آذربایجانی و ... شروع کردم. بعد از فارغ التحصیلی از آن دانشگاه و قبولی از دانشگاه تهران فعالیتهای ملی من با جدیت بیشتری با مشارکت فعالان منسوب به حرکت ملی آذربایجان در دانشگاه تهران که فضای بازتر و البته سیاسیتری نسبت به دانشگاه شریف داشت ادامه یافت که نهایتاً منجر به اولین دستگیریم بعلت اعتراض به مراسم تحقیرمدار لمپن ماهیصفت در سینما فردوسی شد. در این مراسم من و چند نفر دیگر از دانشجویان دانشگاه تهران به صورت خودجوش بیانیههایی را در اعتراض به این مراسمهای توهینآمیز در بین تماشاگران پخش میکردیم. بازداشت بیش از یک هفته طول نکشید، و با کفالت دانشگاه تهران و دوندگیها و زحمات دوستان فعال همگی آزاد شدیم. دومین دستگیریم نیز به همراه چند فعال ملی دیگر حرکت ملی آذربایجان و البته چند رهگذر از همه چیز بیخبر در پنج اردیبهشت سال 1383 (24 آوریل) و بعد از حضورم در روبروی پارک مریم تهران به دعوت فعالان ملی و نشریه «یول» که من از اعضای هیأت تحریریه آن بودم و بعلت اعتراض به ناحقگوییهای ارامنه داشناکسیونی افراطی بر علیه تورکهای آذربایجانی و ادعای نسلکشی کذایی آنها اتفاق افتاد. اینبار نیز بعلت کافی نبودن ضخامت پرونده بیش از یک هفته بازداشت نشدم و برای فعالیت بیشتر آزاد گشتم. نهایتاً، بعد از اتمام تحصیلاتم در دانشگاه تهران عمر فعالیتیم در تهران نیز به اتمام رسید و راهی تبریز قهرمان شدم. ورودم به تبریز مصادف شد با عضویتم در هیأت علمی دانشگاه غیرانتفاعی سراج به ریاست «صادق ملکی آوارسین» که هم اکنون ریاست دانشگاه آزاد اسلامی تبریز را بر عهده دارند که پس از گذشت حدود نه ماه از صدور حکم داخلی استخدامم نامهای به منظور مصاحبه در آدرس «سازمان سنجش» واقع در خیابان کریم خان زند تهران به من از طرف ایشان داده شد. نامهای عجیب و محل مصاحبهای عجیبتر که هیچ ربطی به مصاحبه علمی اعضاء هیأت علمی وزات علوم نمیتوانست داشته باشد. بعد از حضورم در محل مصاحبه واقع در «سازمان سنجش» فردی به نام «امیری» که خود را از نیروهای اداره اطلاعات تهران معرفی میکرد به منظور اتمام حجت با من که «اگر با ما باشی همه چیز خواهی داشت، و اگر نه بیچاره خواهی شد» شروع به سخنرانی و توجیه من کرد. من هم نهایتاً، "همه چیز من فدای آذربایجان است و عطای این کار را به لقایش بخشیدم" گفته و بعد از حدود دو ماه و مشاهده رفتارهای زشت رئیس دانشگاه و شرایط بد همکاری با آن دانشگاه و بعد از حضور دومم در اداره اطلاعات تهران در اوایل شهریورماه 1386و با انزجار از تهدیدها و تطمیعهای آنها نهایتاً اواخر شهریورماه 1386 با خواست خودم «اخراج شدم»! بعد از مدت یکسال حق التدریس در دانشگاههای تبریز و دانشگاه آزاد اسلامی جلفا و هادیشهر و ... اوایل مهرماه سال 1387 و بعد از کسب نمره قبولی «مصاحبه علمی» در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد واقع در تهران به عضویت هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی جلفا درآمدم. بعد از مدتی بازهم زنگ موبایلم که نام «Withheld» مخصوص اداره اطلاعات بر آن نقش بسته بود شروع شد و آنها دائماً از من میخواستند که جهت ارائه توضیحات به دفتر تبریز آنها مراجعه کنم. با نوشتن مقالهای اینترنتی با عنوان «آیا غرب وحشی میخواهد مرا نسبت به نظام جمهوری اسلامی بدبین کند؟!» که به تقبیح تماسهای مکرر آنها پرداخته بود، این تماسها قطع شد که نهایتاً اواخر اردیبهشت ماه سال 1387 سه نفر از نیروهای اداره اطلاعات تبریز به همراه یک نفر از نیروهای اداره اطلاعات جلفا به دانشگاه جلفا آمده، و با هماهنگیهای معاون مالی و اداری ریاست دانشگاه آزاد اسلامی جلفا مرا به اتاق ایشان دعوت کردند و شروع به تهدید و تطمیع مجدد که اگر با ما باشی فرماندار و استاندار و ... خواهی شد و اگر نه بیچاره!!! که باز جواب سرد مرا شنیدند. آنها از من میخواستند که در اداره اطلاعات تبریز حضور پیدا کنم و به برخی سؤالهای آنها پاسخ دهم که جواب من هم: "بدون حکم جلب دادگاه حاضر به حضور در آن محل ناراحتکننده نیستم و حاضرم در محیط باز و آزاد تبریز و یا دانشگاه به سؤالاتتان پاسخ گویم" بود. این ملاقات مربوط به یک هفته قبل از اول خرداد 1388 و بازداشت 96 روزه متعاقب آن بود. ملاقاتی که نهایتاً باعث آگاهیم از امکانپذیر نبودن ادامه فعالیتم به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی جلفا بعلت نظر ناموافق اداره اطلاعات آذربایجان شرقی و ناممکن بودن جواب مثبت گزینش آن دانشگاه و ... شده و منجر به تصمیم قطعیام در حضور فعال و جنجالی «اول خرداد 1388» و فریادهای مشهور «تورک دیلینده مدرسه» شد. تصمیمی آگاهانه و البته هزینهدار که چندین هدف اساسی را برآورده میساخت:
1- تأکیدی محکم و مجدد بر یکی از خواستهها و حقوق مهم ملی آذربایجانیها و رسانهای کردن آن
2- ارضای خواسته «عدم حضورم بدون حکم جلب در اداره اطلاعات تبریز» برای جلوگیری از ایجاد شائبهها و شایعههای روابط مخفیانه و همکارانه با آنها بر ضد منافع ملی ملت آذربایجان
3- خداحافظی شرافتمندانه از محیط دانشگاهی و مشاغل دولتی و شروع دوران استقلال اقتصادی
4- آشکار کردن بیشتر ماهیت واقعی اداره اطلاعات تبریز در برخورد با حقوق ملی ملت تورک آذربایجان
5- ...
بعد از بازداشت شدنم تا چند روز نخست هیچ اتهام مشخص و قانونی بر علیه من اعلام نمیشد و با طرح ادعاهای عجیب «بمبگذار، تروریست، رهبر گروههای تروریستی، دعوت کننده به شورش، و ...» که بعداً فهمیدم از ترقههای چهارشنبه سوری کشف شده از «فردین مرادپور» 19 ساله که نهایتاً منجر به شش سال حبس تعزیری برای او و سه سال حبس تعزیری برادرش مرتضی به جرم تبانی برادرانهاش شد نشأت میگیرد. نهایتاً بعد از چند روز شروع به طرح اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در سازمان مجاهدین خلق» کردند. اتهام اول را به خاطر فعالیتهای ملی طرح کرده بودند و اتهام دوم را به خاطر رفت و امد خانوادگی با خانم شهناز غلامی. بعلت اینکه من هیچ گونه انکاری در فعالیتهای ملی نداشتم و با سعه صدر و سینه باز از آنها دفاع میکردم و حتی آنها را به همراهی با حرکت ملی آذربایجان دعوت میکردم، اتهام دوم پررنگتر گشته و با طرح "تو با خانم شهناز غلامی در تهیه، و ارسال مطالب، گزارش، مقاله، عکس و ... از تبریز به مقصد خبرگزاری «هما» همکاری کردهای!" شروع به سیم-جیم کردنم کردند که با متلکگوییها من و«نه بابا!» گوییهای من و اینکه «اینها توهمی بیش نیست!» باعث از کوره در رفتن آنها شده و با کاغذ لوله شده به سر من کوفتند! با این کار انها خودکارم بعد از بوسه زدن بر چهار دیواری اتاق بازجویی که منجر به سکوت کامل ده روزه من شد بر زمین غلطید و از آن روز شیوههای دیگری برای تحقیر و فشار به منظور قبول اتهامات آغاز شد که بعلت عدم موفقیت آن شیوهها، راهکار «وارد شدن از در دوستی» با سخنان اغواکننده «همرزم پدر پاسدار شهیدم در جبهههای حق علیه باطل دفاع و جنگ هشتساله» و نهایتاً پیشنهاد ایشان مبنی بر «اتهامات را قبول کن و آزاد شو» کلید خورد که به جایی نرسید و باعث طرح «همسرت را نیز دستگیر خواهیم کرد» گشت. ایشان را پس از یک ماه بازداشت من در تاریخ 28 خرداد دستگیر کرده و بعد از یک ماه بازجویی و طرح اتهامات مشابه آزادش کردند. بعد از گذشت حدود نصف بازداشت همسرم و مشاهده اینکه هیچ کاری از پیش نخواهند برد، مرا از اداره اطلاعات به زندان مرکزی تبریز راهی کردند که نهایتاً بعد از حدود 54 روز گذر زندگیم در زندان مرکزی تبریز و در مجموع بعد از 96 روز بازداشت که 45 روز آن در اداره اطلاعات گذشته بود آزاد گشتم.
آرازنیوز: اخراج از هیئت علمی دانشگاه آزاد چه ضوابط قانونی دارد؟ آیا در روند اخراج شما به این ضوابط عمل شد؟
علیرضا فرشی:
اجازه دهید کمی راجع به روند همکاریم با دانشگاه آزاد اسلامی جلفا توضیح دهم. حکم داخلی عضو شدن من در هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بعد از آمدن نامم در سی.دی. اعضای هیأت علمی دانشگاه در اول مهر سال 1387 صادر شد که متعاقب آن بعد از حضورم در مصاحبه علمی به عضویت آزمایشی هیـأت علمی درآمدم. برای عضو رسمی شدن نیاز به سه سال خدمت و تبدیل از وضعت آزمایشی به «رسمی-آزمایشی» و نهایتا «رسمی» است. بعد از حدود دو سال خدمتم در دانشگاه آزاد اسلامی جلفا که در اواخر نهمین ماه آن در اول خرداد 1388 دستگیر شدم و بعد از غیبت سه ماهه بعلت بازداشت شدنم که بخشی از آن را تعطیلات تابستان و تعطیلی دانشگاهها پوشش میداد، ریاست دانشگاه حکم «تعلیق همکاری» و قطع مستمری ماهانه را صادر کرده بود که بعلت اعتراضهای من بعد از آزادی و مشخص نبودن مجرمیت و یا تبرئه شدنم ملغی گشت و مشغول تدریس در ترم اول و دوم سال تحصیلی 1389-1388 شدم. اواخر ترم تحصیلی دوم «درخواست تبدیل از وضعیت آزمایشی به رسمی-آزمایشی» کردم که اصولاً به خاطر فرزند شهید بودم که بنا به مصوبات بودجه سال 1389 باید به شرط طی کردن مرحله گزینش از حالت آزمایشی مستقیماً به حالت رسمی تبدیل وضعیت مییافتم، نیازی به آن نبود. در اوایل خرداد، حکم دادگاه تجدید نظر صادر شد و من و همسرم را با تخفیف سهیمه شاهد (!!!) به «شش ماه حبس تعزیری» محکوم کردند که میتوانست مورد توجه «هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در منطقه 13 دانشگاه (آذربایجان شرقی)» قرار گیرد.
در این میان، رئیس دانشگاه از طریق معاون آموزشی و دانشجوییاش دو درخواست شکبرانگیز همیاری از من بعنوان تنها عضو هیأت علمی باسابقه گروه کامپیوتر دانشگاه کردند و سعی نمودند به صورت بچهگانه و البته مهندسی شده (که به احتمال قوی با راهنمایی نیروهای اطلاعاتی همراه بود) با اینکارشان مرا در برابر خواستههای دانشجویان قرار دهند:
1- مدیر گروه رشته کامپیوتر شدن
2- برگزاری اردوی علمی-فرهنگی-تفریحی برای دانشجویان
اولی را قبول نکردم و با دومی بدون توجه به عواقب احتمالی آن موافقت نمودم. بعد از نوشتن درخواست لازم برای برگزاری اردو، و فراهم شدن مقدمات آن با همکاری واحد فرهنگی دانشگاه صبح روز برگزاری از تبریز به مقصد جلفا حرکت کردم که همراه با دانشجویان به مقصد «کندوان» حرکت کنیم. بعد از اینکه به جلفا رسیدم، معاون آموزشی-دانشجویی دانشگاه با دیدن من "ریاست دستور داده که صلاح نیست شما در اردو شرکت کنید" گفت و من هم "چرا مستقیماً به خود من نگفتند؟!" پرسیدم و خواستار تماس با ایشان شدم که بعد از مدتی جواب "تلفن همراهشان خاموش است!" را شنیدم. دانشجویان منتظر، بعد از اینکه از موضوع خبردار شدند تحصن کرده و از رفتن امتناع میکردند که نهایتاً با دیدن وضعیت بلاتکلیفیشان از آنها خواستم که راهی شوند و من خودم با هزینه شخصی خودم به «کندوان» خواهم آمد. این موضوع یکی از مسائلی شد که ریاست دانشگاه زیر سؤال رفت و بعد از تشکیل جلسهای با حضور رئیس دانشگاه، ایشان با تقبیح عمل معاون آموزشی-دانشجویی و اینکه "شما چرا باور کردید! مگر ممکنه که من چنین دستوری بدهم؟! آقای فرشی نورچشم ما و قهرمان ماست!!! انشاء الله به منظور تلافی مسائل پیش آمده یک اردوی مفصل با حضور آقای فرشی و من برگزار خواهیم کرد و من از شما میخواهم که اشتباه معاون آموزش-دانشجویی دانشگاه را ببخشید!" در این جلسه به چندین مورد از مسائل دانشگاه پرداخته شد که من هم با مطرح کردن اینکه "اخیراً شایعههایی مبنی بر اخراجم از دانشگاه در اواخر ترم تحصیلی جاری بین کارمندان و دانشجویان رد و بدل میشود و برخی منبع پخش آن را ریاست دانشگاه اعلام میکنند! میخواهم بدانم آیا این شایعهها واقعیت دارند؟!" و ایشان در پاسخ گفتند که "نخیر! من تا به امروز در برابر فشارهای وارد مقاومت کرده و از این به بعد نیز مقاومت خواهم کرد و نظر مثبتی نسبت به همکاری شما با دانشگاه دارم و شما را جزء قهرمانان و فرزندان این نظام میدانم و ...."!
موضوع دیگری که در رابطه با دانشگاه اتفاق افتاد حضور حدود صد نفر از دانشآموزان استان آذربایجان غربی (ماکو) در دانشگاه بود که معاون آموزشی-دانشجویی دانشگاه از من خواستند که گروه کامپیوتر دانشگاه را برای آنها معرفی کنم. من هم با توجه به خواسته ایشان حدود یک ربع با زبان تورکی آذربایجانی به معرفی گروه کامپیوتر پرداختم. بعدها فهمیدم که گزارش این مورد با عنوان «سخنرانی پان تورکیستی» و و گزارش مورد قبلی با عنوان «برهم زدن جو دانشگاه» و چندین گزارش دیگر به بازرسی منطقه 13 دانشگاه آزاد اسلامی وافع در تبریز از طرف ریاست دانشگاه ارسال شده است و همه اینها به منظور زمینهسازی قطع همکاری با من در حال صورتپذیری است. نهایتاً اوایل مرداد ماه و بعد از پرداخته شدن مستمری تیرماه، حکمی از طرف ریاست دانشگاه و به پیرو حکم صادر شده از طرف منطقه 13 دانشگاه آزاد اسلامی صادر گردید مبنی بر «تعلیق همکاری بعلت بازداشت و حکم حبس یکساله تعزیری تا زمان صدور حکم تجدید نظر» که البته این حکم تجدید نظر دو ماه پیش مشخص گشته بود. ریاست دانشگاه با طرح این موضوع که "من در این تصمیم هیچ دخالتی نداشتم و منطقه 13 مسئول آن است" از خود سلب مسئولیت کردند، اما، بعد از پیگیریهای من مشخص شد که ریاست دانشگاه چنین تقاضایی از ریاست منطقه 13 کردهاند و آنها بلامانع بودن آن را اظهار نمودهاند.
اما، جواب سؤال شما!
همانطور که مستحضرید اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد همچون سایر اعضای هیأت علمی از قوانین مصوب وزارت علوم تبعیت میکنند. در قانون «رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی» که با امضای ریاست دانشگاه آزاد اسلامی، جناب دکتر جاسبی تصویب گشته است، تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی باید در «هیأت بدوی» دانشگاه و در صورت نبود آن در «هیأت بدوی منطقه» رسیدگی شوند. با اینحال، ریاست دانشگاه در تصمیم «تعلیق همکاری» با عضو هیأت علمی و به شرط تأیید ریاست منطقه دانشگاهی و تصویب «ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی» مخیر هستند. اما، تعلیق همکاری انجام گرفته بدون هماهنگی و تصویب ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی و بدون ثبت در پرونده مرکزی واقع در ریاست سازمان دانشگاه آزاد اسلامی انجام گرفته بود که باعث طرح دعوی و شکایت من از ریاست دانشگاه به محضر «جناب دکتر جاسبی» شد که البته تا به امروز جواب مشخصی و معینی از آنها نگرفتهام. بعد از حدود یک ماه از تعلیق همکاری، حکم دیگری در «قطع همکاری بعلت رد گزینش» به من ابلاغ گشت که باز روند قانونی در آن طی نشده بود. چرا که من در اوان ورود به دانشگاه از سد گزینش عبور کرده بودم و مرجع رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی که البته مورد من ربط داخلی به دانشگاه آزاد نداشت هیأتهای بدوی رسیدگی به تخلفات انتظامی بودند نه گزینش! لذا، بار دیگر طی نامهای که به محضر «دکتر جاسبی» نوشتم از ایشان به خاطر بیقانویها و قانونگریزیهای دانشگاه شکایت کردم که باز جواب مشخص و معینی دریافت نکردهام و با سکوت معنیدار ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی مواجه گشتهام. ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی که در دوران انتخابات جزء حامیان «میرحسین موسوی» به حساب میآمد و در مظان اتهام «سبزی بودن» بود و شاید مورد من نشانهای از عدم همراهی آنها با حقوق برحق فعالان ملی آذربایجان و همراهی آنها با نیروهای سیاهاندیش در سرکوب حرکت ملی آذربایجان باشد.
آرازنیوز: شما در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی ایران به این فشارها اشاره کرده اید. آیا امیدی هست که به نامه رسیدگی شود یا اساسا هدف دیگری از نوشتن این نامه دارید؟
علیرضا فرشی:
نامههایی که به رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران نوشته میشود اصولاً براساس یکسری اهداف خاص همچون زیر است:
- روشنگری به مردم
- اتمام حجت با مسئولین و شاهد قرار دادن ایشان در فردای روز قیامت و سلب بهانه «عدم آگاهی»
- تسهیل قانونی در اظهار بیان مواردی که براحتی نمیتوان آنها را اظهار نمود
- استمداد از فرماندهی کل قوا در رسیدگی به تخلفات قوه قضائیه، مجریه، مقننه، صدا و سیما و ...
- ...
مطمئناً در نامههایی که من به خدمت ایشان نوشتهام همه این موارد و اهداف مد نظر بوده و است. مستحضرید که هیچ تصمیمی در نظام جمهوری اسلامی گرفته نمیشود مگر با تأیید ایشان و البته بسیاری از موارد هستند که تنها ایشان امکان صدور فرمان اجرایی دارند. نامههایی که من به ایشان نوشتهام هیچکدام در حوزه منافع شخصی قرار نمیگیرند و مربوط به منافع ملی ملت آذربایجان و حق «تحصیل به زبان مادری»، «استقلال اقتصادی اذربایجان»، «استقلال فرهنگی آذربایجان»، «استقلال آموزشی آذربایجان»، «تشکیل مجالس شورای اسلامی ملی منطقهای»، «چاپ اسکناس به زبان تورکی آذربایجانی منقش به شخصیتهای ملی آذربایجان»، «اعاده نام مقدس آذربایجان به استانهای آذربایجانی همدان، قزوین، زنجان، و ... که توسط رژیم منحوس پهلوی و ایادی آن حذف گردیده است»، و نهایتاً «تلاش برای اتحاد دو سوی رود آراز» است. حقوقی که امکان قانونی مناسب برای اجرای آنها در «قانون اساسی جمهوری اسلامی» وجود ندارند و تنها راه چاره اجرایی شدن آنها در تصمیمهای انقلابی است که رهبر انقلابی نظام جمهوری اسلامی قادر به صدور فرامین مربوط به آنهاست.
البته، مستحضرید که تا به حال به رغم گذشت بیش از سه سال از نامه اول من به ایشان، و گذشت حدود یک سال از طلب استمداد از ایشان در پروندههای قضایی مفتوحه علیه فعالان حرکت ملی آذربایجان هنوز هیچ جوابی از ایشان دریافت ننمودهام و البته هنوز امیدوار به پاسخگویی ایشان هستم.
آرازنیوز: دلیل دستگیری و محکومیت همسرتان چیست؟ آیا اتهاماتی که به ایشان وارد شده در ارتباط با پرونده شماست؟
علیرضا فرشی:
در اتهاماتی که علیه همسرم ایراد شده هیچ گونه اتهامی که متمایز با اتهامات من باشد وجود ندارد و در حقیقت ایشان قربانی همسر بودن با من شدهاند. در قوانین حقوقی نظام جمهوری اسلامی زن نصف مرد محسوب میگردد و شهادت و گواهیدادن یک مرد با شهادت دو زن برابری میکند. اما، متأسفانه حتی با اینکه اتهامات علیه همسرم وارد نیست، و ایشان همچون من فعالیت پررنگ ملی نداشتهاند با ایراد اتهام دوستی خانوادگی با خانم شهناز غلامی و رفت و آمد ایشان به منزل مشترک ما دقیقاً اتهاماتی برابر با اتهامات بنده بدون مشخص شدن نقش ایشان وارد شده و منجر به صدور جزا و کیفر یکسان با من گردیده است. بعبارتی با اینکه ایشان در حقوق نصف من مرد محسوب میگردند، اما، در جزا برابر با من مرد به حساب آمدهاند.
همچنین لازم به ذکر است که نیروهای اطلاعاتی و نیز نیروهای وابسته به آنها در بدنه قوه قضائیه و دادگستریهای استان و خصوصاً دادگاههای انقلاب با تأکید بر اینکه آنها بر اساس اعترافات و شهادتهای خانم شهناز غلامی (یک خانم!) و گزارش اداره اطلاعات و ضابطین قضایی آن به صدور رأی پرداختهاند، اتهامات مورد نظر را بر علیه من و همسرم وارد کردهاند. بعبارتی شهادت یک خانم بر علیه ما که البته من و همسرم در وجود چنین شهادت و اعترافاتی شک داریم، بعنوان سند مورد استفاده قرار گرفته است که خود خلاف نص قانون است. از طرف دیگر، خانم غلامی با وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد گشتهاند که خلاف ادعای «عضو مجاهدین خلق» بودن ایشان است و اگر واقعاً ایشان «عضو سازمان مجاهدین خلق» بودند، آزادی ایشان و صدور وثیقه ناچیز 20 میلیون تومانی ممکن نبود. در نظر بگیرید که مرا با وثیقه 70 میلیون تومانی و همسرم را با وثیقه 50 میلیون تومانی و در مجموع هر دوی ما را با وثیقه 120 میلیون تومانی برای یک اتهام واهی و غیر قابل اثبات و غیرمستدل و غیرمستند آزاد کردهاند!
آرازنیوز: بابت وقتی که در اختیارمان قرار دادید از شما متشکریم.
علیرضا فرشی: من هم از شما متشکرم.
افشای پشت پرده یک کانال محرمانه میان ترامپ و سپاه
ناو هواپیمابر دیگری از ژاپن به خاورمیانه اعزام میشود
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
توافق مکه؛ آیا یک پیمان دفاعی جدید، معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر میدهد؟ - تحلیل
یک مداح حکومتی ربوده و کشته شد
رئیسجمهور لبنان در سفرش به ترکیه به آتاتورک ادای احترام کرد
ترکیه به ائتلاف دریایی به رهبری عربستان پیوست
با تصمیم جدید ترامپ؛ لبنان یک گام به آمریکا نزدیکتر شد
بریتانیا هم پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا گذاشت
بلغارستان پایگاههای خود را در اختیار ارتش آمریکا قرار داد
یک مقام امنیتی اسرائیل: مجتبی خامنهای از ایران خارج شده؛ پیامهای منتسب به او جعلی است
پرونده جنجالی هالکبانک و رضا ضراب پس از سالها به آخر رسید
اسرائیل سالها برای جذب احمدینژاد و جانشینی او در ایران تلاش کرد
تهران از مقایسه «ایران و اسرائیل» توسط ترکیه خشمگین شد
ترامپ: توافق با ایران شکست خورد
لیندسی گراهام، سناتور هوادار اسرائيل و مخالف سرسخت حکومت ایران درگذشت
ترامپ درباره ایران در آنکارا رایزنی میکند
غیبت سؤالبرانگیز مجتبی خامنهای در مراسم خواندن نماز میت بر جنازه علی خامنهای؛ حضور سه پسر دیگر خامنهای
تشییع جسد ۴ ماهه خامنهای کل کشور را تعطیل کرد
مهسا بهشتی وزنهبردار تورک آذربایجانی با کسب ۶ مدال طلا قهرمان آسیا شد
سر دادن شعار «تورک دیلینده مدرسه، اولمالیدی هر کسه» در ورزشگاه سهند تبریز و سانسور آن در پخش تلویزیونی
کارگردان نمایش کوراوغلو: چرا کتابهای کرهای در کتابفروشیهای ما بیشتر از کتابهای ترکی است؟
عضو شورای شهر تبریز: انگار تبریز و آذربایجان جزو ایران نیستند
جروزالم پست: موج اخیر اعدامها در ایران هشداری است که جهان نمیتواند نادیده بگیرد ـ دیدگاه
سه خلبان ایرانی در قطر اسیر هستند
ارتباط با دانشگاههای خارجی میتواند زندان داشته باشد
علیاف: کریدور زنگزور فراتر از مسیر ریلی و جادهای خواهد بود
سپاه برای نخستینبار با رسانه آمریکایی مصاحبه کرد (ویدیو)
قطعات تسلیحات جنگی به سواحل ترکیه رسیدند (ویدیو)
افزایش خطر لغو اقامت کانادا برای ایرانیهای دارای سابقه خدمت سربازی در سپاه پاسداران؛ بررسی مورد به مورد متقاضیان
وزارت اطلاعات ایران از پروژهای با نام «موریانهای» خبر داد
مقام ارشد ثبت احوال آذربایجانشرقی: حدود ۵۰۰ نفر با شکایت، شناسنامه «علیهان» گرفتهاند؛ اما این نام همچنان ممنوع است
آغاز عرضه بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان؛ هجوم شبانه شهروندان به پمپ بنزینها
ناو هواپیمابر دیگری از ژاپن به خاورمیانه اعزام میشود
پایان تلخ زندگی یک زن زندانی در ایران
نمایش حماسی «کوراوغلو» از امروز در آمفی تئاتر روباز تبریز به روی صحنه میرود
تاریخسازی طاها نوجوان وزنهبردار تورک آذربایجانی در تاشکند؛ شکستن ۴ رکورد آسیا و جهان