آخرین خبرها

جینایت آشدی حدیندن, هارای سال کی؛ وطن یاندی... عروس آذربایجان را می کشند

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
جینایت آشدی حدیندن, هارای سال کی؛ وطن یاندی... عروس آذربایجان را می کشند

Gunaz.tv

جینایت آشدی حدیندن, هارای سال کی؛ وطن یاندی... عروس آذربایجان را می کشند (فرزاد صمدلی)          

 

امروز در صفحه اقای ایرانی جدیدترین عکسهای دریاچه اورمیه را دیدم.

 

دامنه فاجعه هولناکتر از آن است که می پنداشتم. تقریبا دریاچه در حال ناپدید شدن است. بارها گفته شده است که مرگ دریاچه اورمیه یعنی مرگ آذربایجان جنوبی، یعنی مرگ شمال غرب ایران و یعنی مرگ بخش مهمی از طبیعت خاورمیانه.

 

هم از برخی از فعالین آذربایجانی و هم از بسیاری از فعالین محیط زیست در ایران و هم از تمامی آنانیکه مدعی ایران دوستی هستند اما در قبال این فاجعه هولناک سکوت اختیار کرده اند حق انتقاد را برای فعالین نجات دریاچه اورمیه محفوظ می دانم. عزیزان چرا ساکتید؟ منتظر چه کسی هستید؟ حکومت اپارتاید در این خصوص هیچ کاری نخواهد کرد.

 

من معتقدم که آنان منتظر خشکیدن دریاچه اورمیه هستند. شاید این یک توطئه بین المللی برای محو موجودیت آذربایجانی باشد که با گسترش دامنه هویت طلبی اش ظهور آذربایجان جنوبی را در عرصه خاورمیانه روز به روز محتملتر می سازد.

 

اصلا بیائید مسئله را از یک زاویه دیگر نگاه کنیم. آذربایجان جنوبی ما، هنوز بخشی از ایران است. حکومت تهران، مسئولین محلی وابسته به این حکومت و همه روشنفکران غیر ترکی که حتی آنتی ترک هستند و در ایران زندگی می کنند موظف به دفاع از حیات دریاچه اورمیه هستند.

 

براساس قوانین بین المللی حتی اشغالگران در زمان اشغال یک منطقه مسئولیت دفاع از جان و مال و ناموس و طبیعت منطقه اشغال شده را برعهده دارند و در صورت قصور و کوتاهی می شود در محاکم بین المللی علیه آنان شکایت کرد.

 

در بستر دریاچه اورمیه یک بمب نمکی به قدرت 10 میلیارد تن و شاید هم بیشتر در حال بیدار شدن است. این بمب از چندین بمب اتمی نیز قویتر است و می تواند در طی دستکم سه دهه ذرات کشنده نمک را در شعاعی به وسعت صدها کیلومتر پراکنده کند.

 

بیائید همه چیز را، همه ابعاد فاجعه را و همه مصیبت ممکنه را به مردم ساکن حوزه دریاچه اورمیه توضیح دهیم.  قصد من به هیچ وجه ایجاد اغتشاش در منطقه نیست. مردم مظلوم منطقه حق دارند بدانند که در سه دهه آینده تبریز، اورمیه ، سلماس، سولدوز و سویوق بولاق، قوشاچای، شرفخانه و غیره دچار چه واقعه نابود کننده ای خواهند شد.

 

باز هم می گویم تهران فقط اشک تمساح می ریزد. مرکز نشینان هیچ کاری نخواهند کرد. همانگونه که دولتهای مسکو و پکن نیز برای آرال و لوپنور کاری نکردند. تنها حرف زدند و سمینار برگزار کردند. این در حالی است که دریاچه اورمیه به حدی به آستانه مرگ نزدیک شده که وقت چنین کارهایی نیز برایش نمانده است.

 

در این میان در حالیکه دریاچه اورمیه در حال مرگ است و فریاد العطشش گوش زمین و زمان را کر کرده امروز یک شنیه از سایت ایسنا این خبر را خواندم و از شدت تعجب سرگیجه گرفتم: "پروژه انتقال آب از درياي خزر به سمنان با دستور رييس‌جمهور، به عنوان بزرگ‌ترين طرح استفاده از آب‌هاي غيرمتعارف در خاورميانه كليد خورد." با خواندن این خبر برایم مسجل شد که تهران هیچ کاری برای آذربایجان نخواهد کرد.

 

اگر حمایت مردمی، قدرت مردمی و حرکت مردمی نباشد حکومتها بخصوص حکومت استبدای ایران هرگز قبول نخواهند کرد که چنین جنایت بزرگی را مرتکب شده اند.

 

به جرات می گویم که این بار نخست است که طبیعت و ملت آذربایجان هر دو بصورتی همزمان تحت شکنجه و قتل قرار گرفته است

اخبار منتخب

Most Read