آخرین خبرها

هواداران فوتبال آذربایجان رو در روی شهریار؛ شهریار رو در روی ملت خود!

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
هواداران فوتبال آذربایجان رو در روی شهریار؛ شهریار رو در روی ملت خود!

Gunaz.tv

هواداران فوتبال آذربایجان رو در روی شهریار؛ شهریار رو در روی ملت خود!

 

آرتان آرمان

 

 

 در بازی تیمهای بلدیه اسپور و پیروزی اتفاقات بازی با استقلال که سبب محرومیت هواداران شهرداری گردیده بود مجدداً تکرار گردید و برخی هواداران دوباره روش مناسبی را برای ابراز احساسات خود انتخاب ننمودند و با دست یازیدن به فحاشی؛ فحاشیهای مطرود، مردود و غیرانسانی هواداران پرسپولیس در ورزشگاه آزادی را با فحاشی پاسخ دادند و قدم در همان بیراهه ای گذاشتند که سالهاست هوداران ره گم کرده ی سرخابی در آن سرگردانند. از طرف دیگر "علی دایی" سرمربی تیم حریف نیز بدون توجه به چرایی و علت العلل بروز این رفتارها در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی با حمله به هواداران فوتبال آذربایجان بیشتر به تخریب آنان دست زد. بی شک هم رفتارهای نژادپرستانه ی هواداران پیروزی در ورزشگاه آزادی، هم رفتار هواداران بلدیه اسپور و هم شیوه ی برخورد "علی دایی" با موضوع به دلیل اختلاط با احساسات غیرعقلایی چندان قابل واکاوی منطقی نبوده ولی نکته خیلی ظریفی که در باطن ترواش این نوع احساسات نهفته است درسهایی است که فوتبال ایران باید از رویدادهای بوقوع پیوسته در این ورزشگاه و سایر ورزشگاههای کشور بگیرد. وقتی در تمام بازیهای خارج از خانه ی تراکتور در فصل گذشته و کنونی و همچنین بازیهای شهرداری و سایر تیمهای فوتبال آذربایجان و حتی در بازیهای خارج از خانه ی تیمهای فوتسال آذربایجان و سایر تیمهای ورزشی این پهنه، مشمئز کننده ترین نوع رفتارهای نژادپرستانه از طرف هموطنان فارس به نمایش گذاشته میشود علی القاعده در تبریز نیز حادث شدن این نوع رفتارها نباید تعجب کسی را برانگیزد ولی اگر نگاهی منطقی و فارغ از تعصبات غیرعقلانی هر دو طرف ماجرا انداخته و موضوع را از تمامی زوایای آن بنگریم نخواهیم توانست بر درستی روش برخورد هیچکدام از طرفین مهر تأیید زنیم. در عصری که در آن زندگی می نماییم انسانها روزبروز در تلاش برای تعامل بیشتر با همدیگر بوده و مردم دنیا و ملتهای گوناگون سعی در نزدیک نمودن افکار، روحیات، احساسات و طرز تلقی خود از دنیای پیرامون خود به همدیگر می باشند و دقیقاً به همین دلیل است که دنیا آنقدر کوچک گشته که نام "دهکده ی جهانی" را بر روی آن می نهند ولی متأسفانه در جامعه ی ایران به دلیل معضلات حاد فرهنگی، داستان سمت و سوی دیگری دارد و به همان سان که انسانهای جوامع متمدن به هم نزدیکتر می گردند، انسانهایی که در این اجتماع متنوع می زیند بیشتر از هم فاصله می گیرند و هنوز به آن مرحله از پختگی و انبساط فرهنگی دست نیافته اند که به "زبان"، "فرهنگ"، "هویت" و در یک کلام تمامی متعلقات همدیگر به دیده ی احترام بنگرند و کشاکشهای فیمابین آنان سبب فوران احساساتی غیرعادی در ورزشگاههای کشور می گردد که هیچ انسان منطقی آن را نمی تواند تأیید نماید. دینامیزم شکل دهنده ی این نوع رفتارها علل و عوامل فراوانی داشته و می تواند از جنبه های گوناگون مورد کنکاش و کالبدشکافی موشکافانه قرار گیرد که پرداختن مفصل به ریشه های پدید آورنده ی آن از حوصله این بحث خارج می باشد فقط همین قدر بدانیم که هر "معلولی" از "علت" یا "علل" مشخصی تأثیر پذیرفته و قبل از آنکه "معلول" محکوم شود لازم است که درک صحیحی از "علت" یا "علتهای" پایه گذارنده ی "معلول" بدست آمده و بر حسب آن نسبت به قضاوت در خصوص آن مبادرت شود.

 

تردیدی وجود ندارد که رفتارهای سرزننده از هواداران فوتبال آذربایجان در ورزشگاهها از یکسری علل مشخص که از خارج از این اجتماع بر آنان "تحمیل" می گردد نشأت می گیرد ولی هواداران فوتبال این خطه ی قهرمان خیز باید التفات بر این داشته باشند که اتخاذ شیوه های "تلافی جویانه" و پاسخ گفتن "فحاشی با فحاشی" ضمن آنکه سبب شکل گرفتن نوعی بدبینی و تخریب چهره آنان در اذهان هواداران فوتبال کشور گشته و محرک برخورد منفی و حذفی با خواسته های منطقی و مدنی آنان خواهد گشت؛ محرومیتهای ناحق تحمیل شده بر آنان را نیز "ضروری" و "منطقی" جلوه خواهد داد بنابراین هواداران باید مراقب رفتارهای "خودیهای ناآگاه" که سوار بر موج احساسات بدون توجه به پیامدهای برخوردهای احساسی خود بروز هر نوع رفتاری را از خود در پاسخ به رفتارهای مرض آلود طرف مقابل "منطقی" و "ضروری" می پندارند و همچنین "فرصت طلبانی" که با نفوذ در صفوف هواداران تلاش در سوق دادن آنان به سمت رفتارهای افراطی و تخریبی می نمایند باشند.

 

"علی دایی" و "کریم باقری" نیز باید با "تفکر"، "تعمق" و "تأمل" در چرایی بروز چنین رفتارهایی از همزبانان خود، انتظاراتی که فرد فرد این ملت بافرهنگ و متمدن از آنان دارند را درک نموده و بدانند که تمامی موفقیتهای آنان به پشتوانه و به تأسی از نیرویی است که از طرف این ملت به آنان تزریق گشته و ملت آذربایجان همواره حامی آنان در تمامی میادین ملی و بین المللی بوده و با موفقیتهای آنان شاد و با شکستهای آنان غمگین گشته است. در سالهایی که فوتبال آذربایجان در رکود کامل فرو رفته بود این ملت چشمهای خود را به "پاهای طلایی" کریم باقری و "ضربات سر مهارناشدنی" علی دایی دوخته بود و در روزهای پر افت و خیز فوتبال ایران که علی دایی و کریم باقری از طرف هموطنان فارس مورد شدیدترین نوع فحاشیها قرار می گرفتند بازهم فرزندان این ملت بودند که در مقابل هتاکان سینه سپر می نمودند و اکنون حداقل انتظاری که از این دو قهرمان خود دارند همنوا نشدن با فحاشیهای هواداران تیم سوگلی پایتخت صرفاً به دلیل برخی منافع زودگذر می باشد. آنان از قهرمانان خود انتظار دارند که همانطوری که "علی دایی" در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی، رفتار هواداران فوتبال آذربایجان را مورد نکوهش و سرزنش قرار داده و بر آنان خرده می گیرد، همانقدر جرأت و شهامت داشته باشد که رفتارهای نژادپرستانه ی غیر انسانی هموطنان فارس را نیز شدیداً مورد اعتراض قرار داده و احترام به "زبان" و "هویت" خود و افتخار به "ملت" خود را در عمل نیز به اثبات رساند و گرنه با ابراز بیاناتی مانند "در تبریز کسی برای فوتبال به ورزشگاه نمی آید" و یا "چرا باید آتاتورک در ورزشگاه مورد تشویق قرار گیرد" با هدف تحریک رسانه ها بر علیه هواداران فوتبال آذربایجان کسی برای وی مدال افتخار و شجاعت نخواهد داد. علی دایی و کریم باقری بایستی بدانند که به دلیل آمیختگی ورزش فوتبال با احساسات و هیجانات هواداران، سرزدن خیلی از رفتارها از هواداران فوتبال کشور در ورزشگاهها، از قاعده ای منطقی تأثیر نپذیرفته و هواداران فوتبال فوتبال آذربایجان نیز از این قاعده ی کلی مستثنی نیستند و به دلیل تعارضات مختلف اجتماعی تخلیه ی این احساسات و هیجانات حتی منطقی نیز می نماید بنابراین بروز برخی رفتارها از هواداران فوتبال آذربایجان نباید روحیه ی آنان را کدر نموده و دستاویزی برای تخریب چهره ی این ملت گردد که اگر چنین شود آنان خواسته و ناخواسته آب بر آسیاب بیگانه ریخته و با پشت پا زدن بر اساس خود در واقع خود را تخریب خواهند نمود! ملت آذربایجان در طول تاریخ  خود ثابت نموده است که قهرمانان خود را به سادگی فراموش نمی نماید ولی نخبگان این ملت نیز باید با درک عمیق خود از مسائل، فرصت را از دست فرصت طلبانی که برای رو در رو قرار دادن آنان با ملت خود آتش بیار معرکه شده و پیوسته برای فاصله انداختن بین آنان و هم سرزمینیهای خود شعله های این آتش را فروزانتر می نمایند بگیرند و از هواداران فوتبال آذربایجان نیز انتظار می رود با بکارگیری شیوه ی منطقی جهت بیان احساسات و مطالبات خود، از تخریب چهره ی خود به دست خود و طرد خود از طرف جامعه ی فوتبال کشور خودداری بعمل آورند.

 

آرتان آرمان

TiraxtorFans.Com

اخبار منتخب

Most Read