آخرین خبرها

کمیته ی انظباطی فدراسیون فوتبال اشاعه دهنده ی “لمپنیزم” در ورزشگاههای کشور

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
کمیته ی انظباطی فدراسیون فوتبال اشاعه دهنده ی “لمپنیزم” در ورزشگاههای کشور

Gunaz.tv

کمیته ی انظباطی فدراسیون فوتبال اشاعه دهنده ی “لمپنیزم” در ورزشگاههای کشور

 

اگر بخواهیم تعریفی از واژه “لمپنیزم” در فوتبال ارائه دهیم می توانیم دو وجه از آن را مورد اشاره قرار دهیم:

 

وجه اول: تخلیه ی احساسات، هیجانات و عقده های روحی- روانی با به نمایش گذاشتن اعمال و رفتارهایی مانند فحاشی، ناسزاگویی، هرزه گویی، راه اندازی جنگ و دعوا، بلواگری، لات بازی، علم شنگه راه اندازی، دست زدن به شیوه های ضد فرهنگی و ...

 

وجه دوم: استفاده از شیوه هایی مانند هوچیگیری، غوغاپروری، هیاهوسالاری، آشوب سازی، بلواگری و ... با هدف دستیابی به اهدافی خاص.

 

فوتبال به دلایل گوناگون و بواسطه ی الزاماتی که از درون جوامع برخاسته به صحنه آمده و کشورها، ملتها و توده های مختلف مردم از هر قشر و صنفی را بخود مشغول و مجذوب نموده است. جذابیتهایی که در درون این ورزش پرطرفدار نهفته است سبب استقبال روزافزون از آن گشته و با آمیخته شدن با تار و پود اجتماعات انسانی سبک و سیاقی متنوع بخود گرفته و با برقراری ارتباط دو سویه با نظامهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ملل دنیا نقشی ویژه در بطن فرهنگ انسانی آنان بخود گرفته است. انسانها به فوتبال علاقمند شده و حتا گاهاً تا سرحد جنون نیز به آن عشق می ورزند زیرا در پس ظاهر ساده ی آن دنیایی اسرارآمیز را می یابند که سبب ارضای نیازهای گوناگون روحی-روانی و مادی آنان می گردد چنین است که فوتبال مدام شکل و شمایلی نو بخود گرفته و مشتاقان آن از سرتاسر دنیا، از گرسنه ترین تا سیرترین و از فقیرترین تا مرفه ترین کشورهای جهان هر روز و هر لحظه به جمع دوستداران دوآتشه ی آن می پیوندند. در دنیای متمدن امروزی فوتبال به وسیله ای برای ابراز وجود نوع انسانی تبدیل شده و به تبع آن کارکردهای آن نیز پیوسته در جال گسترش و انکشاف می باشد. تحت چنین شرایطی است که توانمندیها و پتانسیلهای ذاتی این ورزش، که دیگر به سختی می توان عنوان "صرف" ورزش را به روی آن نهاد آنرا به طور شگفت انگیزی پیچیده تر و پررمز و رازتر می نماید.

 

 

 

در جامعه ی ایران نیز "فوتبال" نقشهای سیاسی-اجتماعی گونه گونی را پذیرا گشته و فارغ از ایفای عملکردهای مثبت در درون این جامعه ی متنوع و متکثر، جنبه های منفی آن نیز کم نبوده و شور و حال نهفته در آن بعضاً سبب تقابل انسانها با یکدیگر تا جایی که تمامی متعلقات "زبانی"، "هویتی" و "فرهنگی" و ... هم را به هیچ انگاشته و به "سخره" و "استهزاء" می گیرند کشیده میشود. اصولاً هر قدر انسانها به لحاظ فکری و فرهنگی کمتر بسط یافته باشند این تنشهای ستیزه جویانه نیز بیشتر به چشم میخورد و علی الخصوص در جوامعی هم که ترکیب جمعیتی آنان از ملل و اقوام گوناگون تشکیل یافته است فوتبال نقشی کنشگر جهت به نمایش درآوردن تضادها و کشاکشهای اجتماعی آنان را بعهده میگیرد.

 

اگر بگوییم که فوتبال ایران بر بستری کاملاً آلوده بر لمپنیزم در جریان است بیراه نگفته ایم. گذشته از رفتارهای لمپن آلودی که سالها از طرف طرفداران تیمهای سرخابی در ورزشگاه آزادی و سایر ورزشگاههای کشور و همچنین هواداران سایر تیمهای فوتبال کشور به نمایش گذاشته شده و به رویه ای عادی و جزو لاینفک فوتبال کشور درآمده بود، صعود تراکتورسازی به لیگ برتر جلوه ی دیگری از این پدیده ی مذموم و نوع نگرش مسمومی که سالها در درون جامعه ی ایرانی، بویژه در درون جامعه ی فارس زبان نسبت به ملت تورک آذربایجان وجود داشت را در ورزشگاههای کشور به روی پرده آورد. عجیب آنکه متولیان فوتبال کشور نیز از همان ابتدا بجای توجه به ریشه های پدید آورنده ی این معضل فرهنگی و اقدام به حل مسئله به روش درست آن به پاک کردن صورت آن مبادرت ورزیده و با عوض کردن جای "شاکی" و "متشاکی" و "مظلوم" و "ظالم" به شاخ و شانه کشیدن و چنگ و دندان نشان دادن به هواداران تراکتور پرداخته و در چندین نوبت شمشیر تیز محرومیت از حضور در ورزشگاه را بر سر آنان قرار دادند. عدم برخورد مناسب کمیته ی انظباطی و بجا نیاوردن انتظارات هواداران دهها میلیونی فوتبال آذربایجان سبب شعله ورتر شدن آتش گردیده و با افزودن بر اصطکاکات بین طرفین، رنگ و رویی دیگرگون بخود گرفت. طرفداران فوتبال آذربایجان بدون استثناء در تمامی ورزشگاههای کشور آماج موهن ترین حملات نژادپرستانه قرار می گرفتند ولی دریغ از برداشته شدن گام هر چند کوچکی از طرف کمیته ی کذایی انظباطی برای حل معضل و بعد از تظاهرات ضدانسانی هواداران تیم قرمزپوش پایتخت در ورزشگاه آزادی بر علیه هواداران تراکتور که نماینده ی میلیونها تورک آذربایجانی و ایرانی در ورزشگاه بودند که با پخش از صدا و سیمای کشور میلیونها بیننده تلویزیونی و شنونده ی رادیویی نیز شاهد آن شدند بازهم مطابق معمول کمیته ی انظباطی بجای برخورد با لمپنیزم کور حاکم بر هواداران تیم میزبان، هواداران تراکتور را با 3 جلسه محرومیت مواجه نمود و جالب اینکه هواداران حریف را به دلیل رفتار خوب مورد تقدیر قرار داد! و چنین شد که هواداران تراکتور با ناامیدی کامل از فدراسیون فوتبال کشور، فریاد دادخواهی خود را به فدراسیون جهانی فوتبال بردند ولی بازهم فیفا در مسافتی هزاران کیلومتر آنسوتر از ایران فریاد هواداران تراکتور را شنید و با پاسخ مثبت دادن به آن حتا تذکراتی را نیز به فدراسیون فوتبال ایران داد ولی بازهم سکوت فدراسیون که می تواند به نشانه ی رضای آن از روند نژادپرستانه ی حاکم بر ورزشگاههای کشور بر علیه هواداران تراکتور تعبیر گردد ادامه یافت تا اینکه در مسابقه ی تیمهای شهرداری و پیروزی در ورزشگاه سهند تبریز حوادثی پدید آمد که بجای خود جای بحث فراوان دارد. هواداران فوتبال آذربایجان که قبل از این بازی به دفعات متعدد استقبال ویژه ای از "قهرمانان فوتبال خود" بعمل آورده و بارها و بارها آنان را "افتخار ملت آذربایجان" قلمداد نموده و در ورزشگاه یکصدا "تورک لرین ایفتیخاری دایی، باقیری" را نغمه نموده بودند، به دلیل سکوتشان در مقابل اهانتهای هواداران منتسب به تیمشان به "هویت" میلیونها آذربایجانی در ورزشگاه آزادی آنان را در ورزشگاه مورد مؤاخذه قرار داده و "علی دایی" نیز که هم به دلیل شیوه ی برخورد همزبانهای خود با خود و کریم باقری و هم به سبب به تساوی کشیده شدن بازی در آخرین لحظات وقت اضافه ی مسابقه از فرط عصبانیت قدرت تعقل و تفکر خود را از دست داده و کاملاً تسلیم احساسات غیر عقلایی خود گشته بود در کنفرانس خبری بعد از پایان بازی اظهاراتی را بر زبان جاری نمود که ضمن فراهم نمودن خوراکی لذیذ برای رسانه های گرسنه ی زرد، خود را در مقابل دهها میلیون هوادار فوتبال آذربایجان قرار داده و لطمه ی زیادی به محبوبیت و اعتبار خود در بین آذربایجانیان وارد آورد. باز می توان گفت که کریم باقری دوراندیش تر از وی بود که شاید به دلیل حق قائل شدن به هم سرزمینیهای خود، تا امروز در مقابل این موضوع سکوت اختیار نموده و با وجود اظهاراتی که برخی رسانه ها از قول وی منتشر نموده اند مشخصاً از هرگونه اظهارنظری در این رابطه پرهیز نموده است. با وجود واضح بودن کامل موضوع بازهم "قاضی شریفی" رئیس کمیته ی انظباطی فدراسیون فوتبال در مصاحبه با "دوربین خبرساز" با کلی گویی و بیان اطهاراتی مبهم و وارد آوردن اتهاماتی بر هواداران فوتبال آذربایجان بر ابهامات موجود بیشتر دامن زده و با پدید آوردن سؤالات متعددی در ذهن میلیونها هوادار فوتبال آذربایجان نشان داد که کمیته انظباطی علاقمند به حل مسئله از طریق درست آن نبوده و همچنان پاک کردن صورت مسئله را بهترین راه حل می داند انگار که دو نفر بازیکن فوتبال مانند "کریم باقری" و "علی دایی" که در اصل بین آنان و همزبانان خود مشاجره ای خانوادگی رخ داده در جایگاهی فراتر از یک ملت مورد "هتاکی" و "تخریب" نژادپرستانه قرار گرفته می باشند البته هواداران فوتبال آذربایجان مدتهاست که انتظار خود از فدراسیون فوتبال کشور را موقوف نموده اند و جالب است که در نظرسنجیی که سایت “Tiraxtorfans.com” پس از بازی تیمهای بلدیه اسپور و پیروزی با عنوان "در خصوص حوادث بازی شهرداری-پیروزی چگونه می اندیشید؟" انجام داده بود با وجود شرکت بالغ بر 300 نفر در نظرسنجی حتا یک نفر نیز به گزینه ی "در ورزشگاه نباید اعتراض نمود بلکه موضوع را باید از طریق مبادی ذیربط (مثلاً فدراسیون فوتبال) پیگیری نمود " پاسخ مثبت نداده بود. نتایج این نظرسنجی بخوبی گویای قطع کامل امید هواداران فوتبال آذربایجان از فدراسیون فوتبال کشور می باشد و بهمین دلیل آنان در هر بازی شیوه های دیگری را جهت بیان اعتراض خود مورد آزمون قرار می دهند. این می تواند هشداری بر فدراسیون فوتبال کشور باشد که اگر روش برخوردش با حوادث ورزشگاههای کشور، بویژه رویدادهای ورزشگاه سهند یک طرفه و غیرواقعی باشد اعتبار خود را بطور کامل در بین هواداران فوتبال آذربایجان از دست رفته خواهد دید.

 

فوتبال آذربایجان را از آفت "لمپنیزم" مبرا نماییم

 

در خصوص اهانت به هواداران فوتبال آذربایجان در ورزشگاه آزادی و سایر ورزشگاههای کشور دو نکته قابل توجه است:

 

اول: در ویدیوهایی که بعد از بازی تیمهای پرسپولیس-تراکتور در ورزشگاه آزادی در سطح فضای مجازی و همچنین از طریق بلوتوث گوشیهای تلفن همراه انتشار یافته بود نکته ی جالب توجهی به چشم میخورد و آن انتشار بیشتر ویدیوها نه از طریق هواداران تراکتور بلکه از سوی خود هواداران تیم تهرانی بود نکته ی جالبی که بیشتر هواداران این تیم در تالارهای گفتگوی مجازی و یا از طریق گروههای ایمیل در خصوص انگیزه ی توهین به هموطنان تورک خود و انتشار این ویدیوها بیان می داشتند این بود که آنان در ورزشگاه جهت خوشگذرانی، تفریح چند ساعته در ورزشگاه، ضدحال زدن به هواداران تراکتور و دست انداختنشان (دقت: واضح است که شأن هواداران فوتبال آذربایجان بسیار فراتر از آن است که از طرف هواداران لمپن و سرتاپا نژادپرست حریف دست انداخته شوند و فقط به جهت روشن شدن بیشتر بحث، این موضوع در اینجا از طرف نگارنده ی مطلب بعنوان مثال آورده میشود- سایت Tiraxtorfans ) به اهانت به آنان دست می زنند البته بدون شک هواداران فوتبال آذربایجان به عمق تفکر نژادپرستانه و خودبرتربینی جامعه ی فارس زبان و نوع نگاهشان به جامعه ی تورک آذربایجان و ایران آگاهی کامل دارند و نمی توان با اهداف جزئی و کوچک مانند "خوشگذرانی دو-سه ساعته" در ورزشگاه از اهمیت موضوع کاست و اگر چنین چیزی هم در میان باشد قطعاً از همان ریشه های نژادپرستانه ی سایه افکنده بر این جامعه نشأت می گیرد. شیوه ی برخورد هواداران پرسپولیس با هواداران فوتبال آذربایجان با وجه اول پدیده ی "لمپنیزم" می تواند تبیین گردد که در ابتدای مقاله چنین مورد اشاره قرارگرفت:

 

" وجه اول: تخلیه ی احساسات، هیجانات و عقده های روحی- روانی با به نمایش گذاشتن اعمال و رفتارهایی مانند فحاشی، ناسزاگویی، هرزه گویی، راه اندازی جنگ و دعوا، بلواگری، لات بازی، علم شنگه راه اندازی، دست زدن به شیوه های ضد فرهنگی و ..."

 

دوم: خیلی تلخ است اگر بگوییم در بین هواداران دو تیم برخی اجرت بگیران، مزدوران و نفوذیها جهت بجای آوردن مأموریت محول شده به آنان نفوذ داده می شوند و آنان با علم به نوع نگرش جامعه ی فارس به ملت تورک تلاش بر سوء استفاده از کنتاکتها، اصطکاکها، اختلافات، تضادها و هیجانات هواداران دو تیم، با هدایت رفتارهای آنان به سمتی لمپن آلود جهت دستیابی به اهداف محوله ی خویش می نمایند و آنان بعد از به دست گرفتن کامل نبض هواداران، آتش معرکه را پیوسته شعله ورتر نموده و هر لحظه هواداران را مثل مومی در دستان خود به فرم جدیدی درمی آوردند. لمپنها در کل ورزشگاه پخش شده و با فحاشیهای مکرر؛ به راه انداختن جار و جنجال، دعوا و بحث و جدل و آشوب و غوغا؛ تلاش در جهت دهی شعارهای هواداران به سمتی خاص می نمایند و با فحاشیهای زننده ای مانند "هاردا گؤردون فارس..." هواداران حریف را بر علیه هواداران فوتبال آذربایجان تحریک نموده و با آفریدن حاشیه های رنگارنگ آنان را در یک چرخه ی باطل می اندازند و برخی هواداران ناآگاه نیز با اسیر شدن در بند احساسات خود با آب ریختن بر آسیاب این مزدبگیران به طور کامل در مسیر اهداف کذایی آنان قرار گرفته و با به نمایش گذاشتن چهره ای خشن، افراطی و تخریبگر از خود؛ به دست خود، خود را خنثی می نمایند و چنین می شود که بلواهایی در ورزشگاه شکل میگیرد که دود آن قبل از همه به چشم خود هواداران فوتبال آذربایجان می رود. با تأسف نمونه هایی از این سناریوی از پیش اندیشیده ی مجریان لمپنیزم را در بازی تیمهای پرسپولیس-تراکتور در ورزشگاه آزادی، بازی همزمان آن در مسابقه ی تیمهای شهرداری-استقلال و بازی اخیر تیمهای شهرداری-پیروزی در ورزشگاه سهند شاهد بودیم که در آغاز مقاله به عنوان وجه دوم از لمپنیزم در فوتبال اینگونه مورد اشاره قرار گرفت:

 

وجه دوم: استفاده از شیوه هایی مانند هوچیگیری، غوغاپروری، هیاهوسالاری، آشوب سازی، بلواگری با هدف دستیابی به اهدافی خاص.

 

متأسفانه اشخاصی مانند "علی دایی" نیز بدون درک درست یا بی توجهی به علل حقیقی مسئله، آتش بیار معرکه شدند و هم "هواداران فوتبال آذربایجان" و هم "علی دایی" بازنده ی این ماجرای بی سرانجام شدند که امیدواریم از این پس هواداران با درک حساسیت موضوع، کنترل بیشتری بر فضای ورزشگاه داشته و با طرد لمپنها چه "خودی ناآگاه" و چه "غیرخودی مزدور" از بین خود از وارد آمدن ضربات مهلک بر فوتبال آذربایجان ممانعت بعمل آورند. یکی از اهداف آتی لمپنیستها می تواند تلاش بر برگزار نمودن بدون تماشاگر مسابقه ی برگشت تیمهای تراکتور-پرسپولیس باشد از اینرو هشیاری هواداران از ضروریات اجتناب ناپذیر می باشد. 

 

آرتان آرمان

TiraxtorFans.Com

اخبار منتخب

Most Read