آخرین خبرها

تکریم اکراد از سوي فارسها

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
تکریم اکراد از سوي فارسها

Gunaz.tv

تکریم اکراد از سوي فارسها

تکریم اکراد از سوي فارسها، حتي به قيمت تجزيه کشور نازنازیشان! – تبريزلي باي بک

 

در اينکه مسئله اکراد از سوي قدرتهاي خارج از منطقه ايجاد، گسترده و قدرتمند شده است هيچ شکي نيست. سالهاي سال است که ما شاهد حمايت دول غربي، به خصوص آمريکا، آلمان و اسرائيل از اکراد هستيم. حتي، اين دولتها چتر حمايتي خود را بر سر اکراد تروريست و مسلح نيز گسترده اند! البته فراموش نکنيم که اکراد از سوي ديگر دول ضد تورک نيز حمايت ميشوند. فرانسه، روسيه، ارمنستان، يونان و ايتاليا. چرا؟

 

جواب اين سوال بسيار ساده است ولي چون ما، به عنوان صاحبان اصلي و ماندگار منطقه داراي قدرت نبوده و هميشه به خاطر مهربان، انسان و دموکرات بودنمان کلاه سرمان رفته است، نتوانسته ايم مانع از ايجاد يک دمل چرکين در قلب آذربايجان باشيم. بازهم يادآوري يکي از واقعيتهاي دردناک در تاريخ آذربايجان ضروري مينمايد و آن ايجاد کشور جعلي ارمنستان ميباشد!

 

من بارها به اين نکته دست گذاشته و تاکيد کرده ام که دول غربي، و به تعريفي ديگر غير مسلمان، هميشه تلاش کرده اند نيروهاي وابسته به خود را در مناطقي که متعلق به ديگران (نژادي و ديني) پرورانده و در موقع نياز به هر قيمتي که شده مورد استفاده قرار دهند.

 

نقبي به تاريخ تورکها ميزنيم و ميبينيم که همه ساله بخشي از خاک تاريخي خود را از دست داده اند. اين شکست مزمن و دائمي چگونه به ملت تورک تحميل ميشود؟

 

در دنياي کنوني دو کشور هستند که در خاور ميانه بدون داشتن ويژگيهاي ملت-دولت و فقط براي حفظ منافع دول غربي و در مفهوم کلي غير مسلمانان متعصب، تروريست و ثروتمند ايجاد شده اند. اسرائيل و ارمنستان! و جالب اينکه هر دوي اين به اصطلاح کشور بر مبناي برتري مذهبي آنها بنيانگذاري شده اند!

 

ارمنستان بر مبناي ارجحيت ارامنه که متعلق به مسيحيت است ايجاد شد و به طور کامل انسانهاي غير ارمني را در منطقه غصب شده نابود کرد. اسرائيل نيز بر مبناي برتري قوم يهود ايجاد شده است که در مقابل انظار عمومي، و جامعه مسخره جهاني در حال نابود کردن غير يهوديان در مناطق غصب شده ميباشد.

 

غم انگيز است که دولتهايي که دم از انسانيت و دموکراسي و همزيستي مسالمت آميز و و و و دم ميزنند هر يک، به گونه اي، مستقيم يا غير مستقيم، در ايجاد، گسترش و مقاومت اين دملهاي چرکين در خاک تورکها شريک ميباشند. و من تعجب ميکنم از آن افرادي که خود را سينه سوخته حرکت ملي آذربايجان ميدانند ولي به واقعياتي که در اصل نابود کننده آذربايجان هستند بي اعتنائي کرده و حتي از آنها، حتي به قيمت حمله به فعالان ملي و روا داشتن تهمت و افترا به آنان، دفاع نيز مينمايند!

 

همانگونه که ميدانيم رژيم اشغالگر فارس حساسيت خارق العاده اي به مفهوم “تماميت ارضي” قائل ميباشد و دفاع از اين مسئله را حتي از نان شب نيز واجبتر ميشمارد.

 

يکي از واقعياتي که اين به اصطلاح رکن اصلي شوونيسم فارس را، يعني تماميت ارضي را تهديد ميکند، بيداري و حق خواهي ملل غير فارس ميباشد. به همين دليل نيز رژيم اشغالگر با توسل به هر بهانه اي، با استفاده از هر حربه اي و با زيرپا گذاردن هر حرمتي، مخالفان تماميت خواهي فارس را قلع و قمع مينمايد.

 

ما امروز در جغرافياي موسوم به ايران از حضور تورکها، عربها، فارسها، بلوچها و نيمچه ملت تحميل شده اي به نام کرد آگاه هستيم. به غير از اکراد، تمامي گروههاي ملي داراي پيشينه اي مشخص ميباشند. هرچند پيشينه فارسها نيز غلو شده و تحريف شده است، ولي با اين حال منشا آنها در هندوستان، راهزنيهاي آنها در قلمرو تورکها و سپس حضور آنها در خاور ميانه امري است که از سوي باستان شناسان مطرح شده است.

 

به اين ترتيب، مشخص ميشود که حق خواهي تورکها، بلوچها و اعراب مهمترين دشمن تماميت ارضي فارسها ميباشد. و کارت اکراد در اين ميان مانند فاحشه اي در دستان دول مختلف مبادله ميشود. چگونه؟ ناگفته پيداست که هر دولتي دنبال منافع خود ميباشد. رژيم فارس نيز به عنوان دولت حاکم بر جغرافياي ايران از اين اصل مستثني نميباشد. هرچند نحوه پيدايش رژيم فارس و سيستم شوونيستي آن نيز به دول خارجي برميگردد، ولي، بنا به باور رضاخان پالاني، حتي اگر شخصي با کمک بيگانه به مقامي برسد، ميتواند در حين خدمت به بيگانه، از مقام خود در راه پيشبرد اهداف خود نيز بهره ببرد. يعني، رژيم فارس هرچند دست پروده بيگانگان است و مفهوم وجودي آن نيز وارد کردن ضربه بر پيکر دنياي تورک ميباشد، ولي، فارسها براي خود آرمان ملت-دولت فارس را ايجاد کرده اند و سخت به آن پايبند ميباشند.

 

فعالان متعلق به نيمچه ملت کرد نيز همانند رضاخان، هم اجرا کننده اوامر اين و آن هستند و هم به دنبال ايجاد منافع براي خود! هنوز چگونگي عملي شدن ساقط کردن صدام حسين از مسند قدرتي که از سوي غربيها به وي اعطا شده بود زمان زيادي سپري نشده است. رهبران تروريست کرد مانند سگهاي پاچه خواري هستند که به دنبال به دست آوردن تکه استخواني، کفشهاي هر جنبنده اي را ليس ميزنند. و واضحانه در راه آرمان خود، که همانا ايجاد کشوري به نام “کردستان بزرگ” که آن نيز در داخل خاکهاي دنياي تورک واقع شده است ثابت قدم ميباشند. در هر برهه اي، يکي از اين رهبران پاچه خوار توانسته است با به کار بردن ترفندهاي سياسي، تروريستي و اقتصادي، بخشي از اين آرمان جعلي را به واقعيت نزديکتر نمايد. اين اقدام آنها به چشم ما يک اقدام سخيف، کثيف و به دور از منش انساني ميباشد. ولي، در نظر يک کرد، اين افراد هر کدام به عنوان يک ناجي محترم قابل ستايش هستند. يعني، رهبران و افراد فعال ميبايستي به هر قيمتي که شده به آرمانهاي ملي خود وفادار مانده و براي حصول به آن به هر اقدامي دست بزنند.

 

متاسفانه، ما، يعني انسانهايي که به عنوان ملت تورک در سرزميني به نام دنياي تورک زندگي ميکنيم، هميشه در لاک دفاعي خود فرو رفته ايم و با هر حمله و حتي خواهش بيگانگان، بخشي از دارائيهاي خود را بخشيده ايم و به آن افتخار نيز کرده ايم! و من هميشه مدعي شده ام که بهترين دفاع حمله است. نمونه کاملا زنده و به قولي تازه از تنور درآمده، اقدامات دولت آمريکا در مقابل دشمنان خود ساخته و خياليش، يعني القاعده، طالبان و اسلامگرايان منحرف ميباشد.

 

من کاملا آگاهانه، اقدامات سيد جعفر پيشه وري در خصوص واگذاري ساده لوحانه سويوق بولاغ (مهاباد) به اکراد را به عنوان يک خيانت قلمداد کرده ام. آقاي پيشه وري به عنوان رهبري که توانسته بود با کمک گيري از دول بيگانه بخشي از خاک آذربايجان را به صورت موقت مستقل گرداند، اشتباهاتي نيز در زمينه ملي مرتکب شده است که بعضا غيرقابل جبران مينمايند. واگذاري سويوق بولاغ به اکراد براي تشکيل جمهوري خودمختار در داخل دولت ملي آذربايجان يکي از بزرگترين اشتباهاتي است که آينده آذربايجان را تهديد ميکند. امروز نيز ما شاهديم دولت ديکتاتور و وابسته اليئو در آذربايجان شمالي در حال تکرار همان اشتباه ميباشد.

 

دولت جعلي ارمنستان به کمک روسيه، آمريکا، فرانسه، اسرائيل و ايران توانست بخشهاي مهمي از خاک آذربايجان شمالي را اشغال نمايد. اشغالي که چند سال طول کشيد و جامعه مسخره جهاني خود را به نفهمي و کوري زد! ولي، همان جامعه جهاني در مقابل حمله دولت گرجستان به آبخازيا و اوستيا مانند برق از خود عکس العمل نشان داد! البته عکس العمل بعد از آن نشان داده شد که دولت روسيه رسما به گرجستان لشکر کشي کرد. وگرنه کشتار ارتش گرجستان در آبخازيا و اوستيا از چند روز قبل از واکنش جامعه مسخره جهاني شروع شده بود ولي هيچ خبري در خصوص اين کشتار و اقدامات مخالف با مقررات جنگي که توسط سازمان بازيچه ملل مشخص شده اند منتشر نميشد! ميبينيم که دول خارجي جنگ خود را در خاک ديگران انجام ميدهند و خسارات آنرا نيز مردم بدبختي تحمل ميکنند که هيچ خبري از خود ندارند!

 

انتقاد از رهبران ملي مان، که متاسفانه به خاطر وابستگي شديد سياسي-اخلاقي آنها متحمل خسارتهاي فراواني شده ايم، نبايد به عنوان “حمله دشمن به آذربايجان” تلقي نمائيم. انتقاد صحيح و به موقع است که ميتواند ما را از شکست و زبوني در آينده برهاند.

 

و اما،

 

امروز مسئله جالبي نظرم را به خود جلب کرد. صدا و سيماي رژيم اشغالگر فارس شبکه هاي متعددي ايجاد کرده است. يکي از اين شبکه ها که براي ايجاد ناامني و اغتشاش در آذربايجان شمالي ايجاد شده است معرف حضور همه هست و نيازي به بازگو کردن خاصيت آن نيست! ولي، ايجاد کانالهاي تلويزيوني و راديويي براي استانهاي مسئله دار! بايد که حساسيت مخاطب را برانگيزد.

 

شبکه اي براي تبريز ايجاد شده است که در آن به غير از تورکي به هر زباني سخن گفته ميشود! فارسي، عربي، انگليسي، روسي و حتي ارمني!

 

شبکه اي براي اردبيل ايجاد شده است که در آن به غير از تورکي به هر زباني سخن گفته ميشود! فارسي، عربي، انگليسي، روسي و حتي ارمني!

 

شبکه اي براي استانهاي تورک نشين محصور در مرکز ايجاد شده است. اين شبکه |فارس| نام دارد و وظيفه آن نيز فارس سازي رسمي در منطقه ميباشد!

 

شبکه اي نيز براي ايجاد خلسه در استانهاي تورکمن ايجاد شده است به نام “گلستان” که تنها کارش تبليغ فارسيسم و اسلاميسم ميباشد!

 

ولي، شبکه اي براي استان کردستان ايجاد شده است که به صورت علني به تبليغ کرديسم مشغول است. حجم استفاده از زبان کردي نسبت به زبان فارسي بيشتر است، برنامه هايي براي تفهيم تاريخ ساختگي و دروغين منطقه پخش ميشود که در آنها، آگاهانه وجود تاريخي تورکها ناديده گرفته شده و هر چه تورکها ساخته و آفريده اند به اسم اکراد به نمايش در ميايد! و مهمتر اينکه، آريايي-اروپايي بودن اکراد به هر بهانه اي تبليغ ميشود. شهرهای تورک محصور در خط کشیهای شوونیستهای فارس مجبورند کرد شوند!

 

اين مسئله را شايد برخي از دوستان حاصل “کمکاري تورکها در آذربايجان بدانند که اهميت چنداني به مسائل ملي در محدوده ايران نميدهند”. ولي، آيا اين وظيفه آحاد ملت نيست که از هويت و حقوق خود دفاع نمايد؟

 

واقعيت ديگر راجع به اين شبکه هاي تلويزيوني مربوط به اينترنت و پخش زنده آنها ميباشد. شبکه هاي متعلق به استانهاي آذربايجان داراي نواقص، مشکلات و تساهلهاي بيشماري است. ولي، کانالهای کردي با تمام قوا در تمامي بخشهاي مربوطه پخش زنده دارد!

 

ولي، مسئله اي که مرا بيشتر متعجب کرده است لوگوهاي طراحي شده براي کانالهاي تلويزيوني میباشند. لوگوهاي شبکه هاي استاني آذربايجاني بدون مفهوم، گاها مذهبي و تداعیگر فرهنگ ساختگی ایران=فارس=شیعه هستند. ولي، لوگوي کانال کردستان با رنگ آمیزی بسیار مشابهی با رنگ پرچم کردستان خيالي طراحي شده است. و از آن مهمتر، کلمه “کرد” برای مهر تائید زدن به “کرد بودن تمام استان”، و به رنگ زرد و به شکلي نوشته شده است که در نظر فرد آگاه به مسائل ملي، تداعيگر نقشه کردستان جعلی ميباشد که بخشی از آذربایجان شرقی-شمالی، تمامی آذربايجان غربي، همدان، زنگان و بخش شرقی تورکیه و حتی استان ايلام را در خود جاي داده است! کلمه “الله” نیز به نقش دریاچه اورمو (اورمیه) مورد استفاده قرار گرفته است تا بار دیگر استفاده ابزاری از دین و نیز غصب دارئیهای تورکها را شاهد باشیم!*

 

آيا اين اقدام مسئولان صدا و سيماي رژيم اشغالگر فارس حاوي پيامي به اکراد نميباشد؟ آيا اين اقدام به عنوان يک هشدار به تورکها نيست؟ آيا ميتوان اين واقعيت را نتيجه يک اشتباه، شباهت تصادفي و يا اقدامي بي هدف دانست؟

 

سوالي است که جوابش را بايد از فعالان ملي پرسيد و آنرا را براي بررسي توسط فعالان ملي در داخل آذربايجان ارسال کرد.

 

براي دفاع از خود، لازم است که قوي بود و خطر را در نطفه خفه کرد

 

تبريزلي باي بک

۲۰۱۰/۰۳/۲۵

 

 

 

اخبار منتخب

Most Read