آخرین خبرها

صدایی که بلند است و کم نمی شود .

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
صدایی که بلند است و کم نمی شود .

Gunaz.tv

صدایي که بلند است                                     

 

از این پس بخش جام جهانی هایلایت های هر مسابقه را ارائه خواهد داد.

 

روز شنبه مورخ پنجم تیر ماه راس ساعت 17:30 ورزشگاه اختصاصی پتروشیمی تبریز شاهد یکی از حساس ترین رقابتهای لیگ دسته اول باشگاههای کشور خواهد بود و تکلیف سقوط یا ابقای تیم فوتبال پتروشیمی تبریز در این روز مشخص خواهد شد.

 

 

فرزند ماوي پوش آذربايجان را فراموش نكنيد.

 

 

تراختور تو ورزشگاه سهند بازی داشت , مثل همیشه ورزشگاه مملو از تماشاگر , همه پرحرارت و خستگی ناپذیر.فریادها چندین ساعت قبل از شروع بازی در ورزشگاه طنین انداز شده بود.صدایی که بلند بود! و نمی شد کمش کرد! کودکی را در نزدیکی خود دیدم , با نگاهی زلال مثل آب , چشمانی که برقش مثل پرتو آفتاب.دستش از دست پدرش جدا نمی شد , در میان خیل جمعیت احساس غریبی داشت , هر صدایی نظرش را به خود جلب میکرد , با کنجکاوی بحث هایی که در اطرافش بود را دنبال می کرد , گوش می داد ولی مشخص بود که چیز زیادی عایدش نمی شد از آن بحثها و تحلیلها. کم کم داشت به جو ورزشگاه عادت می کرد و یخش در حال آب شدن بود. به همراه هواداران گاه گداری تیراختور را صدا می زد آنهم به آرامی , خجالت می کشید فریاد بزند. بازی شروع شد و من مدتی غرق در تماشای بازی و تشویق بودم.اواسط نیمه اول بود که هواداران روبروی جایگاه فریاد یاشاسین را و سمت خودمان فریاد آزربایجان سر می دادند. فریادی در کنار گوشم مثل غرش ابرها می غرید.وقتی برگشتم دیدم همان کودک خجالتی است که دارد آزربایجانش را فریاد می زند.در فریاد او عشق به وطنش را شنیدم و از برق نگاهش مهر به آزربایجان را. آزربایجان را با تمام وجود صدا می زد , گویی منتظر جوابش بود , گویی می خواست با آزربایجانش حرف بزند , گویی می خواست بیدارش کند. از آن پس وقتی از تلوزیون شاهد بازی تیراختور هستم و موقعی که صدا و سیما صدای یاشاسین آزربایجان را قطع می کند بی اختیار یاد آن کودک می افتم , یاد فریادش , یاد برق چشمهایش که با ندای آزربایجان تو گویی جرقه می زد و مثل آفتاب شعله ور می شد و از حنجره کوچکش نعره شیر بیرون می زد.یاد صدایی که مثل غرش ابرها می غرید ولی صدایش را قطع می کنند.چرا؟ نمی دانم , نمی دانم شاید آن کودک سیاسی باشد , شاید تجزیه طلب باشد , شاید از ما نباشد , شاید اهداف بدی در سر داشته باشد , نمی دانم. ولی نیک می دانم که چرا توهینهایی که در شهر های دیگر به آن کودک می شود را با صدای رسا به گوش همگان می رسانند , آری می دانم که می خواهند آن کودک از آزربایجانش بیزار شود , آری می دانم که می خواهند آن کودک دیگر آزربایجانش را فریاد نزند تا زحمت کم و زیاد کردن صدایش را نکشند, یبزار شود از قومش , از نژادش از زبانش. زبانی که مادرش به وی آموخته , زبانی که در گوشش لالایی را ترنم کرده : لای لای چاللام یاتارسان / قیزیل گوله باتارسان قیزیل گولین ایچینده /شیرین یوخو تاپارسان .... و نمی دانند آن مسئولان صدا و سیمای سهند , آنها هم نمی دانند که روزی فریاد یاشاسین آزربایجان را در خانه خود از زبان فرزندانشان خواهند شنید و دیگر تلوزیونی نیست و پیچ ولومی نیست که خاموشش کنند. آری امثال آن کودک در همه خانه ها هستند و فریاد می زنند و ..... صدایی که بلند است و کم نمی شود .

 

میانالی آراز

سایت متحد هواداران تراکتور

اخبار منتخب

Most Read