آخرین خبرها

ریچارد هاس: دیگر کافی است. تغيير رژيم ایران، تنها راه حل معضل است.

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
ریچارد هاس: دیگر کافی است. تغيير رژيم ایران، تنها راه حل معضل است.

Gunaz.tv
گونازتی وی :ریچارد هاس رئیس سازمان شورای روابط خارجی اخیرا تحلیلی درمورد وضعیت رژیم ایران اراۀ داده که جالب توجه میباشد.ایشان که یکی از برجسته ترین سیاستمداران امریکا میباشد، بانگارش يادداشتي راهكارهاي حمايت از معترضان داخلي براي تغيير رژيم در ایران را بررسي كرده است. با توجه به اهمیت موضوع گونازتی وی متن كامل اين تحلیل را كه با عنوان "دیگر کافی است" در جديدترين شماره نيوزويك منتشر شده درزیر می آورد. دیگر کافی است. ما نباید در نبرد برای تغییر نظام در ایران در حاشیه باقی بمانیم. همواره دو نوع طرز فکر به طور سنتی برای تعيين نحوۀ رويکرد ايالات متحده به دنيا، با يکديگر رقابت داشته اند. واقعگرايان و نومحافظه کاران ، واقعگرايان معتقدند ما باید در مورد اینکه کشورها چه اقداماتی فراتر از مرزهایشان انجام می دهند، دقت بیشتری کنیم. اما نومحافظه کاران اغلب برعکس این موضوع را اعتقاد دارند: آنها می گویند: خصوصیات و ویژگی های دیگر کشورها و اتفاقات درون آنها مهمتر است من در اين زمينه واقع گرا هستم و می گویم تغيير يک رژيم و جايگزين کردن آن با حکومتی از نوع بهتر، شيوه آسانتری است. ضمناً اعتقاد دارم واشنگتن در اغلب موارد، امکان پيگيری چنين رويکردی را ندارد. برای مثال، ايالات متحده بايد برای مهار کره شمالی با چين غيردموکراتيک همکاری کند و برای کاهش ظرفيت زرادخانه ها، با روسيۀ تک محور کار کند. این مبحث اصلا رنگ و بوی علمی ندارد. آنچه در محوريت پيچيده ترين موضوع بين المللی سال 2010 قرار گرفته، ايران است در بحبوحه حوادث 11 سپتامبر 2001، دولت بوش در مورد اینکه ایران در آستانه یک انقلاب است، ارزیابی های نادرستی مطرح کرد و به این نتیجه رسید که تعامل مستقیم با تهران باعث افزایش طول عمر نظام فعلی در ایران خواهد شد. در نتیجه یک فرصت ارزشمند برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران به نظر رسید که از دست رفت. پس از بوش، اوباما به قدرت رسید و با به روی کار آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا، نگرش کاخ سفید در قبال ایران تغییر کرد و اوباما حاضر شد بدون ارائه پیش شرط با ایران وارد مذاکره شود. اوباما( همچون جورج اچ. دبلیو بوش " بوش پدر" که نماینده هایش اندکی پس از حادثه میدان "تیان آن من" با نمایندگان چین دیدار کردند) با این اقدام خود را از اعتقاد رئالیست ها بیشتر دور کرد. برآوردهای اين رئيس جمهور نيز از واقع نگری به دور است. به نظر نمی رسد دموکراسی و مذاکرات ابزار مناسبی باشند. گزينۀ ديگر، استفاده از نيروی نظامی عليه تأسيسات هسته ای و يا کنار آمدن با ايران مجهز به بمب هسته ای است. استدلال اوباما بر اين اساس بود که اگر ديپلماسی شکست بخورد، کسب پشتيبانی داخلی و خارجی از تحريم های بيشتر، کار ساده تری خواهد بود. من تا پيش از اين، با ديدگاه اوباما موافق بودم. اما حالا نظرم را عوض کرده ام گفتگوهای هسته ای به جائی نمی رسند. به نظر می رسد ايرانی ها عزم خود را برای توسعه ابزار ساخت تسليحات هسته ای جزم کرده اند. هيچ توجيه ديگری برای وجود تأسيسات مخفی غنی سازی اورانيوم در نزديک شهر مقدس قم وجود ندارد. خوشبختانه به نظر می رسد برنامه هسته ای آنها با مشکلات فنی روبرو شده است و اين خود، لزوم تصميم گيری برای دست زدن به يک حمله پيشگيرانه را از دستور کار خارج می کند. در عوض، ما بايد بر روی حقيقت ديگری تمرکز کنيم: شايد به احتمال ايجاد يک تغيير سياسی در ايران، بيش از هر زمان ديگر از ابتدای انقلاب نزديک شده باشيم مقامات ايران نتايج انتخابات خرداد ماه گذشته را دستکاری کردند و سپس با سرکوب وحشيانۀ معترضان، کار را برای خود سخت تر کردند. آيت الله علی خامنه ای رهبر عالی ايران و نيز محمود احمدی نژاد رئيس جهور، مشروعيت خود را از دست رفته می بينند. جنبش سبز بيش از هرآنچه پيش بينی می شد، بزرگتر و قدرتمندتر شده است. ايالات متحده، دولت های اروپائی و سايرين بايد سياست خود در قبال ايران را به گسترش دورنمای تغييرات سياسی در آن کشور معطوف کنند. رهبران بايد صريحاً از مردم ايران و حقوق آنها سخن بگويند. اوباما پس از وقوع چندين تظاهرات، نظير تظاهرات روز عاشورا، در روز 28 دسامبر همين کار را کرد. بقيه نيز بايد اين شيوه را ادامه دهند. رهبران کنگره و جهان نيز بايد اين کار را انجام بدهند. بايد عليه سپاه پاسداران ايران تحريم وضع شود. می توان فهرست منابع مالی آنها رادر اينترنت منتشر کرد. ايالات متحده بايد برای بازداشتن تجارت و تأمين مالی شرکت های مشکوک و تحت کنترل سپاه، به اتحاديه اروپا و ساير کشورها فشار وارد کند. سپاه پاسداران اکنون صاحب قسمت عمده سهام شرکت مخابرات است. هيچ شرکتی نبايد سپاه را در محروم ساختن و يا زيرنظر گرفتن استفاده از اينترنت، تجهيز کند. افزايش دانسته های مردم ايران امری حياتی است. می توان از خارج برای دسترسی مردم به اينترنت، رسانه ای که مهمترين ابزار انتقال اطلاعات به ايران و نيز ارتباط مخالفان با يکديگر است، کمک کرد. انجام ندادن بسياری از کارها نيز به اندازه انجام دادن برخی کارهای ديگر حائز اهميت است. نمايندگان کنگره و مقامات ارشد دولت بايد از ديدار با مسؤولان رژيم ايران خودداری کنند. هرگونه کمک به مخالفان ايران بايد به دور از وجوه خشونت طلبی باشد. مخالفان ايران بايد تحت حمايت دولت های غربی قرار بگيرند نه تحت رهبری آنها. نبايد به هيچکاری جزء حمايت از دموکراسی و پايان دادن به بازداشت های خشونت بار و غيرقانونی دل بست. هم اکنون کنگره آمريکا به بحث درباره تحريم واردات بنزين و محصولات پالايشی توسط ايران مشغول است. موضوعاتی از اين دست بايد در سازمان ملل دنبال شوند تا تمرکز بين المللی از رفتار غيرقانونی ايران به ايراد ابهام درباره مشروعيت تحريم های يکجانبه آمريکا، منحرف نشود. مذاکرات بر سر برنامه هسته ای بايد ادامه پيدا کند. اما اگر پيشرفت غيرمنتظره ای هم پيش آمد، پاداش به ايران بايد اندک و محدود باشد. عادی سازی کامل روابط با رژيم، بايد به انجام اصلاحات واقعی در سياست های ايران و نيز پايان دادن تهران به پشتيبانی از تروريسم منوط شود. منتقدان می گويند پيشبرد سياست تغيير رژيم، به باز گذاشتن دست ايران در زدن برچسب جاسوسی به معترضان منجر خواهد شد. اما رژيم همين حالا هم اين اتهامات را وارد کرده است. خارجی ها بايد در جهت تقويت مخالفان و تشديد شکاف های موجود ميان حاکمان ايران حرکت کنند. چنين پيشرفتی قريب الوقوع است. هرچند زمان گير است، اما اولين شانس دهه گذشته را برای تبديل ايران به يک کشور بهتر در داخل و خارج از مرزهايش به ارمغان خواهد آورد. حتی يک واقعگرا نيز تصديق می کند اين فرصتی است که نبايد از دست برود. منبع: نيوزويک- 22 ژانويه 2010

اخبار منتخب

Most Read