آخرین خبرها

ما و دمکراسی و مشارکت

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
ما و دمکراسی و مشارکت

Gunaz.tv
گونازتی وی

آیا دموکراسی  حکومت مردم است؟

آیا دموکراسی  حکومت نمایندکان مرد م است؟

یا دموکراسی  قضاوت مردم است؟

 

 

«کارل پاپر» فیلسوف معاصر میگوید دموکراسی هرگزحکومت مردم نبوده، و نه میتواند باشد، و نه بایستی که باشد.  این خطرناک است به مردم و به ویژه به کودکان بیاموزیم که دموکراسی به معنی حکومت مردم است، یعنی حکومت عموم، که حقیقت ندارد، و وقتی فرد از واقعیت مساله آگاه شود، احساس میکند فریب خورده است، و این احساس  میتواند حتی به تروریسم بیانجامد.  

درمورد تعریف دموکراسی تعریف مشهور آبراهام لین کلن از همه معروف تر است:   ((دولت مردمی ،بدست مردم ، برای مردم٠٠ ((

از طرف دیگر ، جیمز برایس واژه دموکراسی را در کتاب خود بنام ((دموکراسی های نوین)) با معنی سنتی و دقیق تری توصیف می کند: ((دموکراسی بر دولتی اشاره دارد که در آن میل و اراده اکثریت شهروندان با صلاحیت، حاکم باشد)).

یکی از اصول اساسی  و بنیادی و بسیار مهم  در دموکراسیِ  اصل «برابری» است. برابری در اصل به این معنی است که همه انسان ها، به حکم انسانیت خود، برابرند و بر یکدیگر برتری ندارند.ولی از لحاظ سیاسی، اصالت برابری به این معنی است که شهروندان در نزد قانون و از لحاظ حقوق و آزادی ها با هم برابرند.  در دموکراسی، شهروندان دست کم باید از لحاظ حقوقی با هم برابر باشند.

برابری در دموکراسی، برابری در فرصت هاست نه لزوماً در دستاوردها. کسانی که به طور برابر تحت حمایت قانون باشند می توانند از فرصت هایی که نظام اجتماعی و سیاسی فراهم می آورد بهره گیرند و به مشارکت و رقابت در زندگی  اقتصادی فرهنگی و سیاسی بپردازند.

 به عبارت دیگر برابری، مستلزم عدم تبعیض بین افراد از هر نوع، به ویژه از لحاظ نژاد، قومیت، جنسیت، مذهب و عقیده سیاسی، است.

اصل مهم دیگر در دموکراسی، اصل «آزادی» است. یعنی آزادی انسان از تقدیس و مقدسات. انسان در برابر سایر انسان ها  همه کسانی که شان و مقام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارند، مطیع و برده و کوچک نیست. چون انسان خلیفه خدا ست و مقام ارزشمندی دارد.

 موارد فوق گفتار بزرگان در باره دمکراسی است، که شاید در حد ایده ال باشد، اما اگر ما در دنیای عملی در همین کشور خودمان به این مورد فکر کنیم، درک این مفاهیم زیاد ساده نیست و تازه اگر آن را هم درک نماییم، به سبب سوابق فرهنگی و سنتی و تاریخی و ... ، باور آن نیز آسان نیست.

 آن چه من درک می کنیم( البته من صاحب نظر علمی و دمکراسی و ... ) نیستم، تنها به عنوان انسانی که خداوند به من حق حیات داده است، در این باره نظرم را بازگو می کنم و امیدوارم که به خواننده های صاحب نظر بر نخورد، که همین برخوردن خود خلاف دموکراسی خواهد بود. اشاره کردیم که یکی از اصول دموکراسی (برابری) در اظهار عقیده  است.

دموکراسی هدف نیست، دمکراسی مقصد نیست. دموکراسی یک وسیله است، یک روش و شیوه برای دستیابی به  شناخت طریقه مشارکت است برای یک زندگی بهتر  و والا تر می باشد. 

•          دموکراسی یک  روش کاربردی دانش مدار و خردمندانه  برای مردم است تا بتوانند در اموری که با زندگی و سرنوشت آنان بستگی دارد مشارکت کنند.

•          واژه مشارکت به معنای، شرکت کردن و  شرکت دادن،با هم سهیم شدن ،انجام کار به صورت گروهی و نیز بهره برداری گروهی است. مشارکت مردم به معنای شرکت داوطلبانه و ارادی آنها در امور مورد علاقه است. لذا مشارکت نمی تواند از روی اجبار باشد.

•          مشارکت یعنی «دخالت و درگیر شدن مردم در فراگردهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که بر سرنوشت آنان اثر می گذارد»

•          افراد در اشتراک مساعی و مشارکت، به جای آن که در برابر کار و وظیفه، احساس درگیری کنند، در مقابل شخصیت خود احساس مسئولیت می کنند. در جامعه ما به خصوص بیشتر فعالیت های افراد را کار های از پیش تعیین شده و روز مره و عادی تشکیل می دهد که بر آنان تحمیل شده است و آن ها در انتخاب این کار ها نقشی ندارند.

•          مشارکت،  وسیله ای است برای استفاده از ایده ها ، نظرها، خلاقیت ها و ابتکارات و همکاری مردم برای پیشرفت امور کشور و بالا بردن سطح آگاهی آنان و ایجاد فضای همکاری و همفکری بین مردم و مدیریت جامعه. مشارکت کلید ارتقاء بهره وری اقتصادی و فرهنگی و احتماعی در یک مملکت است.

•          به عبارتی مشارکت خود وسیله ای است برای:

          سهیم کردن همه وطنان یک کشور در تصمیمات مملکتی و

         سهیم کرده همه شهریان یک شهر در اداره امور شهری و استانی و روستایی و عشایری

         سهیم کردن همه کارکنان یک سازمان( دانشگاه – بیمارستان – کارخانه – دبیرستان- شرکت ها و .........)  در اداره امور آن سازمان

         مشارکت یعنی این که در هر جمع و دسته ای، همه به راحتی حرف و نظر خودشان بزنند و کسی از آن جمع ناراحت نشود، و همه تحمل سخنان مخالف را داشته باشند.  حتما این مطلب را شنیده اید که می گوید: من با تو مخالفم اما حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را بزنی. این همان مایه و شیره و چکیده دمکراسی است.

         مشارکت یعنی این که همه در خانواده در همه امور با هم تبادل نظر کنند، مرد و زن و بچه ها همه حق اظهار نظر داشته باشند.

و اما چرا این مشارکت مهم است و چرا در دنیا این همه کشورها به آن اهمیت می دهند و این همه هم مبارزه برای به دست آوردن آن صورت می گیرد:

o          اکنون در جهانی زندگی می کنیم که مرتب در حال دگرگونی است. این تحولات از طریق انسان، و به وسیله افکار و اندیشه های انسانی ایجاد می شود. و خود انسان ها نیز متحول و دگرگونه می شوند. انسان دوره صنتعتی و پسا صنعتی، دیگر افراد دوره های تاریخی نیستند. بنا بر این با این انسان ها نیز باید متناسب با زمان، برخورد و کار کرد.آیا می توان با  مردم همانند زمان ناصرالدین شاه به مانند رفتاری که در فیلم سلطان و شبان  نمایش داده شده است، بر خورد کرد؟  

 اگر کسانی باشند که در گوشه و کنار جهان به سبب شرایط و ویژگی های محیطی،  فقر و استیصال مردم، هنوز از این روش استفاده می کنند، جای تعجب و تاسف فراوان دارد، زیرا آن ها با دست خود نابودی خویش را فراهم می کنند. عصر ما گر چه عصر انقلاب پسا صنعتی نامیده شده است، اما این عصر در حقیقت عصر شکوفائی و توسعه جایگاه رفیع و ارزشمند انسانی است. باید پذیرفت که  تنها یکی از اهداف افراد از کار، کسب درآمد است، ولی همه اهداف آن ها نیست. همه انسان ها ، هم چنان که مازلو گفته است به دنبال شان و احترام، آزادی و برابری هم هستند و محیط زندگی در کشور باید به این نیاز ها پاسخ مناسبی دهد.

o          انسان ها بطور فطری و طبیعی از چیزهایی که متعلق به خود آن هاست حمایت و پشتیبانی می کند، مانند: فرزند، همسر، خانه، میهن، پست، نظرات و محصول ساخته شده به دست خودشان.  علاقمند هستند، حالا اگر این کشور، شهر و شرکتشان باشد همان عشق را خواهند داشت. اگر شما در سازندگی چیزی دخیل نباشی، بود و نبودش برای شما یکسان خواهد بود. مشارکت است که عشق علاقه و وایستگی را بنا می نهد. و علاقمند است و برای حفظ این دستاورد حمایت و پشتیبانی می کند. و همچنین مدیران کشوری، سازمانی، عمومی و خصوصی  به دلیل محدودیت وقت و کمبود تخصص از بسیاری از فعالیت ها و مسائل تخصصی کوچک و بزرگ در اداره امور بی اطلاع هستند. لذا در تصمیم گیری های صحیح و مناسب آگاهی از نظرات متخصصین و مردم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. یکی از روشهای تصمیم گیری صحیح مشورت کردن با صاحب نظران است .

مزایای اصولی  مشارکت را به طور خلاصه چنین بر می شمارد:  

o          مشارکت موجب می شود که تصمیم های بهتری در محیط کار و کشور گرفته شود.

o          قوه ابتکار و خلاقیت جمیع مردم را به کار می اندازد.

o          احترام انسانی، شان و جایگاه اجتماعی، انگیزش و علاقه مشترک و متقابل مردم و دولت را تقویت می کند.

o          مردم را تحریک و ترغیب و آماده برای  قبول مسئولیت می کند.

o          روحیه افراد و کار گروهی آنها را بهبود می بخشد.

o          افراد را آماه می سازد که به هنگام لزوم تعییرات منطقی را به آسانی بپذیرند و در برابر این تغییرات مقاوت نکنند.

          نظر موافقین و طرفداران مشارکت (برای آزادی – برای دمکراسی) این است که همه چیز را همه گان می دانند و باید به همه گان این فرصت داده شود تا از شعور اندیشه و استعداد خود استفاده کنند و از این منابع عظیم انسانی که در اختیار است به درستی استفاده کرد و با تکیه بر این همه گان می توان کارها را بهتر و بهره ور تر ، مفید تر و درست تر انجام داد.

در یکی از دولت های گذشته ما هم شعار مردم سالاری را داشتیم که همان مشارکت و مدیریت مردم را جستجو می کرد، هم حزب مشارکت داشتیم. مشارکت ، مردم و مردم داری و دمکراسی مردمی و ... بود. و گویی مشارکت با تصدی مشارکتیان به اوج و کمال خود رسیده است، تصدی بسیاری از سازمان ها، موسسات و نهادی های دولتی و ملی را این مشارکت پناه هان  به دست گرفته بودند، که برخی از آنان مشارکت مدار، پاره ای مشارکت جو ، تعدادی مشارکت گرا و گروهی هم مشارکت نما بودند. اما حاصل آن در این دوره هم مانند گذشتگان، مشارکتیان ، شیوه مشارکت را در همان حوزه، آشنایان و اطرافیان خود پیاده کردند و مشارکت از صورت هدف و وسیله خارج و به شعار تبدیل گردید و دیگران را از مشارکت سهمی عاید نشد.

می دانید چرا چون ما  و آن ها هیچ یک تمرین مشارکت نداشتیم و خیلی از دولت مردانی که دم از مشارکت می زدند در عمل مشارکت پذیر نبودند، آنان خود را نخبه می پنداشتند، و نیازی به مشارکت نمی دیدند، در کشورهایی مانند ما با تاریخ کهن دیکتاتوری، همه در افکار و اندیشه های خود، خویش محوریم و باید برای رهای از این دام به مبارزه بر خواست. مبارزه با خویشتن خویش برای رهای از بیماری خود محوری و خود بزرگ پنداری. گویا این در گروه عظیمی از ما حکومت می کند و رهایی از آن راهی است به سوی تکامل.

o          از نظر مخالفین مشارکت قضیه طور دیگری است و آن ها معتقدند که نخبه گان مصلحت مردم را بهتر درک می کنند. مثلا در خانواده مرد خانواده خود را خبره تر از همه می داند. در مدرسه معلم خود را کامل و بی نقص می داند، در یک سازمان مدیر خود را علامه می داند. و در یک شهر، شهردار خود را یکه تاز می شمارد و در دولت نیز همه خود را همه دان می دانند.

o          در رابطه با انسان ها  و مشارکت آنان ، دولت مردها در کشور و مدیران در سازمان ها کار را بهتر می دانند و کار مردم این است که فرمان بری کنند. در غیر این صورت مردم به صورت منفعلانه و حتی اعتراض آمیز عمل می کنند و نیاز به هادی و راهنما دارند و همچنین پاداش، تنبیه و کنترل.

o          – افراد مردم، ماهیتا تنبل مى‏باشند و حتى‏الامکان سعى مى‏کنند کم‏کار باشند. و از زیر کار در بروند. از مسؤولیت گریزانند و باید تحت نظر و نظارت باشند. و مردم  ذاتا خود بین و خود مدار هستند و نسبت ‏به نیازهاى ملی و سازمانی بى‏تفاوت مى‏باشند.  و  از تغییرات خوششان نمی آید و در مقابل آن ها مقاومت نشان مى‏دهند.

بنا به این دلایل این گروه از مدیران و گردانندگان جامعه و سازمان ها نیازی به مشارکت مردم دیده نمی شود. و نخبه ها برای اداره امور، توسعه و پیشرفت آن کافی هستند.

اما در این دنیای پرتحرک و فعال که هر روزش از روز پیشین متفاوت است کدام دسته موفق هستند؟ آیا عربستان توسعه یافته است یا ژاپن و آیا شرکت تویوتا موفق است یا ایران خودروی خودمان؟

در بالا اشاره کردیم که  آبراهام لین کلن دمکراسی تعریفی جامع داده است: ((دولت مردمی ،بدست مردم ، برای مردم))  .

 و این درست کاری است که ژاینی ها در همه امور خود کرده اند و آن ها مدیریت ( مدیریت خانه، مدرسه، کارخانه، شهر و دولت و .....) چنین تعریف کرده اند:

مدیریت توسط همه (Total  Management)مدیریت جامع، برای همه . برای همین است که کشوری که فقیرترین سرزمین از نظر منابع طبیعی است، به سبب استفاده از همه مردم در همه کارها، برای همه کوس برابری با اولین کشور جهان می زند. و در شرکت تویوتا همین روش مدیریت با مشارکت همه به اجرا درآمده است. و فرق آن را با ایران خودرو و تولید پیکانش که به گورستان سپرده شد همه می دانیم.

خوب حالا در حال و احوال و روش و رفتار همه آن هایی که می شناسیم، و آن ها که باید بسناسیم و آن های که ما را می شناسند،  هم چنین در اندیشه و رفتار خودمان ، تفکر و کنکاش کنیم و ببینیم که چقدر به این کعبه آرزوهای انسانی نزدیک هستیم؟، و چقدر زمان می برد که من، ما و شما و دیگران به درک دمکراسی، که پایه اش آزادی است و آزادی که اساسش مشارکت است نزدیک خواهیم شد و چه زمانی به درازا خواهد کشید که ما به آن دستیابیم؟

و آیا امکان آن برای ما موجود است؟ و ما توان آن را داریم که به این آرزوی متعالی  برسیم؟

در همین بحث شرکت کنید تا  تمرین مشارکت را با هم شروع کنیم، از ابتدای ابتدا و به ببینیم که اندیشه های ما چگونه شکل گرفته است و دیگران چگونه در این باره برداشت دارند. ما باید جرات و جسارت و خواست شرکت در مباحث را در خود تقویت کنیم، و از اظهار نظر نهراسیم، چون همه عقاید و نظریات محترم و ارزشمند هستند، و کسانی که عقاید دیگران را به سخره می گیرند، هنوز به مفهوم آزادی و ارزش آن  دست پیدا نکرده اند. ما باید این سدها را درهم شکنیم و آن گاه به دمکراسی بپردازیم. من نظریات و تجربیاتی دارم که در فرصتهای بعدی اگر علاقمند داشته باشد و مشارکت کننده داشته باشیم با شما در میان خواهم گذارد.

اخبار منتخب

Most Read