پیامرسان دولتی روسیه از فروشگاه اپل حذف شد
حزبالله: توافق لبنان و اسرائیل را قبول نداریم
حملات اسرائیل به جنوب لبنان پس از توافق آتشبس!
۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ایران کجاست؟ آژانس از تهران پاسخ فوری خواست
عراقچی: هنگام کشته شدن علی خامنهای در دفترش بودم
روبیو: چین و روسیه نیز با هستهای شدن ایران مخالفاند
پیشنهاد اتحادیه اروپا برای مینروبی تنگه هرمز به رهبری فرانسه
محاکمه نوجوان نروژی به اتهام "طراحی قتل" از جانب حکومت ایران
سوری بابایی چگینی شهروند قزوینی به سه سال حبس محکوم شد
شکنجه وحشتناک «مژده هاشمی بازرگانی» برای گرفتن اعتراف اجباری از این شهروند قزوینی
مجلس نمایندگان آمریکا قطعنامه محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ درباره ایران را تصویب کرد
رایزنی اردوغان و پاشینیان درباره روند عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان
توافق اسرائیل، لبنان و آمریکا بر سر آتشبس؛ اقدامات بیثباتکننده رژیم ایران محکوم شد
بازداشت یک تاجر ایرانی در عمارت ۳۵ میلیون دلاریاش در آمریکا به اتهام کمک به برنامه هستهای تهران
صرافیهای بزرگ رمزارزی ایران تحریم شدند
شبکه تأمین فناوری آمریکایی برای برنامه هستهای و نظامی ایران فاش شد
واشینگتن هنوز منتظر پاسخ نهایی تهران است
حملات مرگبار ایران به کویت دهها کشته و زخمی برجای گذاشت
النینو در راه است؛ آیا بارندگیهای کمسابقه امسال ادامه خواهد داشت؟
ترامپ: ممکن است با مجتبی خامنهای دیدار کنم
کویت دو دیپلمات ایران را اخراج کرد
جنگ ایران و درآمد ۵.۹ میلیون دلاری دمشق
بلومبرگ: آمریکا بیسروصدا در حال باز کردن مسیر هرمز است
تعلیق پروازها در کویت پس از حملات پهپادی و موشکی ایران
جلالی: علی لاریجانی، ۷ سفر محرمانه به روسیه کرده
سرریز شدن تالاب سولدوز آذربایجان پس از ۱۵ سال؛ آب مازاد راهی دریاچه اورمیه شد
سپاه پاسداران «رستوران پلو» زنجان را پس از بازداشت مالکش به مزایده گذاشت
«کباب بناب» ثبت جهانی می شود
پس از تحمل یکونیم سال حبس «محمدرضا فقیهی» دیوان عالی کشور اعلام کرد عمل ارتکابی این وکیل آذربایجانی جرم نیست
وزیر خزانهداری آمریکا: هرج و مرج اقتصادی فعلی ایران گواه موفقیت کارزار «فشار حداکثری» ترامپ است
سنتکام از شکست حملات سپاه خبر داد
حمله آمریکا به قشم رسماً تأیید شد
پایگاههایی در عراق هدف قرار گرفتند
انفجارها در قشم؛ ایران به کویت و بحرین حمله کرد
حمله موشکی آمریکا به یک نفتکش عازم خارک (ویدیو)
آمریکا نگران حضور نیروهای سپاه در کاروان تیم ملی ایران است
نتانیاهو از حمله احتمالی به بیروت خبر داد
بحرین سفر به ایران را ممنوع کرد
اعتراض استادان اخراجی مقابل وزارت آموزشوپرورش
توافقهای میلیاردی میان باکو و واشنگتن
ترامپ راهی آنکارا میشود
ترامپ ادعای تهران را رد کرد
فشار آمریکا به عمان برای قطع روابط با ایران
سخنان انتقادی محمود وحید نیا یکی از دانشجویان ریاضی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی ریاضی در بیت رهبری، توسط فرزند یکی از دوستانم و همچنین دوست جوان دیگری که در همایش نخبگان ملی حضور داشتند تایید شد. این دو منبع برای من بسیار موثق و قابل اعتماد است . برای همین این فراخوان می تواند دفاعی باشد از دانشجوی شجاعی که در بیت رهبری انتقادات منطقی خود را با ادبیاتی پسندیده مطرح کرد. گزارش فرزند نازنین دوستم که از نخبه گان سبز این جمع بود را در انتهای متن بخوانید. گفته می شود در دیدار همایش ملی نخبگان ایرانی با رهبری ایران، دانشجویی از جای برخاست و چشم در چشم آقای خامنه ای ایستاد و از او نهادهای تحت نظارت او همچون صدا و سیما و نیروی انتظامی، انتقادات صریح و بی پرده ای را مطرح کرد. این خبر تا چه اندازه صحت دارد را هنوز هیچ کس نمی داند اما آنچه را که بسیاری می دانند این است که این روزها انتقاد از رهبری ایران کم نیست و به همان اندازه لکنت زبان آنان که از فرجام بیان این انتقادات می ترسند نیز کم نیست. بر این اساس از آنجایی که خود ایشان در همین جلسه معروف اعلام کرده است که از انتقاد به خود استقبال می کند و از آنجایی که ممکن است به زودی از دل صدا و سمیای تحت نظارت ایشان نیز قصه ای مشابه قصه سعیده پور آقایی یا اعتراف گیری های معروف تهیه شود، به نظر می رسد شایسته باشد وبلاگستان در کنار بازی تلخی که این روزها آغاز کرده است بازی منطقی و خردگرای دیگری را آغاز کند تا در آن همه کسانی که به رهبری ایران انتقاد و اعتراض دارند به آقای خامنه ای نامه بنویسند. قاعده ما همان قاعده پیشین است : نامه می تواند تند و نشان دهنده تمامی فشارهای این سالها باشد اما عاری و تهی از فحش تا مجموعه این نامه ها یک جا و درکنار هم منتشر شود و نشانگر میزان متانت کلامی و توانمندی منتقدان منطقی آقای خامنه ای باشد. چنانچه سمبل انتقاد و اعتراض به سیاست های کلی رهبری ایران را هم می توان احمد زید آبادی و یا عیسی سحرخیز برشمرد که زاویه نقد این دو روزنامه نگار منتقد از داخل ایران به رهبری به گونه ای متین و به دور از توهین و پرهیز از به کارگیری واژه های آلوده بوده است که البته همان هم تحمل نشد و این روزها این منتقدان منطقی با منطق حبس و زندان آقایان دست و پنجه نرم می کنند و حتی از زندان نیز خبر می رسد که احمد زید آبادی برای عذر خواهی از رهبری تحت فشار است. لذا پیشنهاد می کنم برای خنثی شدن این بازی اعتراف گیری از روزنامه نگار منتقد و خنثی شدن سناریوی احتمالی دانشجوی منتقد آقای خامنه ای در نشست نخبگان، وبلاگستان می تواند در کمال زیبایی و متانت موج نامه نگاری به آقا را آغاز کند.. از یکی از فرزندان سران حاکمیت در نشستی شنیده ام آقای خامنه ای به شدت از نامه نگاری ناراحت می شوند و دلگیری عجیبی به سراغ شان می رود وقتی نامه هایی را خطاب به خودشان می خوانند. من نه برای دلگیری آقا بلکه برای آنکه دل خودمان سالها گرفته است، جسارت می کنم و همان نامه نخوانده شده ام تحت عنوان ” پایان یک آقا ” را اینجا می گذارم و از دوستانی که مایل اند به این بازی وبلاگی و موج نامه نگاری به آقای خامنه ای بپیوندند هم دعوت می کنم که به یاد زید آبادی و همه دانشجویانی که منتقدانه و مودبانه نقد کرده اند و هزینه داده اند، چند خطی به کسی که میگوید از انتقاد استقبال می کند، بنویسند. بی حوصله نباشیم و نگوییم بی فایده است که همه یاران با حوصله ما در بند اند این روزها و برای همین است که آقا از انتقاد استقبال کرده اند. به یاد منتقدان دربند به آقای خامنه ای نامه بنویسیم *********** آقای خامنه ای! جای روزنامه، دیوارهای شهر را بخوانید آقا! اینجا دفتر روزنامه است. زمان : فرقی نمی کند چه انتهای شب باشد و چه لحظه های پایانی بستن صفحات روزنامه، آنگاه که خبر و نظری از بیت شما برسد ما پله ها را دوتا یکی می دویم، با سر می پریم و چون باد و برق خودمان را به بچه های فنی روزنامه می رسانیم و آنها نیز چشم اگر شده با چوب های باریک کبریت باز و بیدار نگاه دارند، کلمه به کلمه از بیانات گهربار آقا را به صفحه کلید ها التماس می کنند تا مبادا یک نیمچه گام از همکارانمان در نشریه بغلی عقب اقتیم و خبر و عکس شما خدای نکرده از قلم بیفتند. این همه می پنداری برآمده از هوا و فتوای قلب مان بود ؟ یکبار هم که شده می خواهم با شما روراست باشم و صادقانه بنویسم: قلب کجا بود ما از ترس قلم نشدن پایمان و نشکستن قلم هایمان تا نوک قله هم در همان نیمه شب های آشنا و مکرر می دویدم، پله های حقیر ساختمان فقیر روزنامه که سهل است، حاضر بودیم هفت طبقه تا خود آسمان بدویم تا هرچه شما فرمودید، فردا به نام تیتر نخست روزنامه، یا گوشواره روزنامه، جایی آن بالای بالا که قادر به درخشش در تمام رونامه فروشی های شهر باشد، منتشر کنیم. از صبح سگ دو می زدیم، سوز و ساز و سور و ساط آفتاب و برف و باران، سفرهایدراز در مناطق زلزله زده و آوار شده، قطاهر های از ریل منحرف شده، صحنه های دأ آزار هواپیماهای سقوط کرده، همه یک طرف، مصاحبه های به سختی شکل گرفته و گزارش های جان از ما گرفته تا مهیا شده، همه و همه را به آنی مچاله می کردیم و از صدر به ذیل می بریدم آنگاه که افاضه فیض آقا از راه می رسید حتی اگر تنها دو خط بود روی سر ما و رسانه ما جا داشت. اینها را از هیچ مکتب و مدرسه روزنامه نگاری نیاموخته بودیم. به یاد ندارم در هیچ یک از کلاس های درسم فریدون صدیقی، یونس شکرخواه، حسین قندی یا علی اکبر قاضی زاده ما را به چنین تیزی و فرزی دیده باشند که خبری را روی هوا چنان رندانه بقاپیم و برایش یک گزارش خبری و تحلیلی پر ملاط بنویسیم. فرقی نمی کرد چه فرموده باشید ما در هر صورت ایفای وظیفه می کردیم. مثلا بعد از اظهار نظر شما راجع به فلان پیشرفت تکنولوزی گرفته تا تاسف تان از فلان فعالیت سیاسی و فرهنگی، این ما بودیم که دوره می افتادیم میان نماینده های مجلس و محفل سیاسی با یک سوال روشن:ارزیابی شما از بیانات اخیر آقا چیست؟ و بعد خبر اعظم مان، بازتاب گسترده فرمایشات مقام معظم رهبری در محافل سیاسی بود. کسی از کار اگر در می رفت فردا کل کار را از ما می گرفتند پس چه عشقی بالاتر از عشق ما مجنونان به نویسندگی و روزنامه نگاری سراغ دارید که برای ماندن و نفس کشیدن و توقیف نشدن مجبور بودیم برای هر نفس شما صد قصه بسازیم برای هر شک شما هزار شعر بسراییم تا بدتان نیاید از این پایگاه های دشمن و ما را با خاک یکسان نکنید. حضرت آقا! یادم هست آن روز که ما را با واژه بی نظیرتان به لجن پراکنی متهم کردید ما حتی آن روز هم در ساختمان های کوچک روزنامه هایمان بال بال می زدیم تا لجن مورد نظری که از دهان مبارک شما تقدیم ما شد به جا و به موقع بنشیند روی پیشانی ما جا بگیرد در بالاترین نقطه روزنامه تا حسابی در خورمان باشد و خاطر و خیال شما نیز آسوده باشد که ما لجن پراکنان در خبرپراکنی آن شب دست از پا خطا نکرده ایم و فردا صحبت های گهربار شما در تمام کوچه پس کوچه های کشور خوب پراکنده شده باشد. دیدید چه رعیتان سر به راهی هستیم که درد آورترین و دشوار ترین کلمات تان را هم بی منت به سینه می چسبانیم و در صفحه آرایی هم هرگز شیطنت نمی کنیم تا مبادا تنها کمی از غلظت آنچه بر ما تاخته بودید کم شود؟ اصلا در تمام سالهای آقایی تان، حتی یک بار دیده اید که در تمام کشور کسی یک خط ناچیز در حاشیه روزنامه ای نوشته باشد و یک اما و اگر کوچک از ما در هیچ یک از روزنامه های داخلی خوانده اید که شکی بر شرح آنچه شما فرموده اید روا بدارد؟ بی شک نه. می پندارید اینها هم بر آمده از هوا و فتوای قلب ما بود؟ بگذار باز هم صادقانه عرض کنم ؛نه، که ما به بودن به ازنبود شدن می اندشیدیم، خاصه در بهار و باورمان این بود که سالها آقایی را بی نقد و نقب منتشر ساختن، خود بهترین شیوه نقد تمام آقایان جهان است. مردم و ملت هیچ کجای جهان هنوز آنقدر کور و کر نشده اند که چشم و چنته شان تنها با نوشته و گفته جماعتی پر شود که زیر شمشیر داموکلس نفس می کشند. حتما یادتان هست ما بی آنکه خودمان چیزی گفته باشیم نامه ۱۲۱ نماینده مجلس مورد تایید شورای نگهبان تحت نظارت آقا را منتظر کردیم، فردا روی میز های تحریریه، شکم های خالی مان را ضرب گرفته بودیم و ساز بیکاری های مکررمان را کوک می کردیم و دنبال این نشریه و آن نشریه برای پی کار و باری می گشتیم. در جوانی خامی کردیم و روی دیوار های شهر یک بی احترامی مختصر سه کلمه ای به آقا کردیم، علاوه بر یک سال زندان تعلیقی به اتهام توهین به رهبری، تمام آینده و پیری مان را هم در آن کشور باختیم و چهار سال که در مجلس خبرنگار بودیم هر روز به عنوان مهمان با یک کاغدیکه به امضای روزانه می رسید عبور و مرور در راهروهای پارلمان میسر می شد و عاقبت هم هیچ جواب مثبتی از وزارت اطلاعات حامی امنیت ملی، استعلام نشد به خاطر همان سه کلمه شعار در نوزده سالگی، تا خود سی سالگی از درس و مدرسه و مجلس رانده شدیم. از جنس نسل من کم نیستند آنانی که در روزنامه ها شان پا به پای کلمات از راه رسیده از بیت آقا دویدند تا با انتشار برجسته شما در بهترین جای روزنامه، بهترین شیوه روزنامه نگاری در جهان سوم را مشق کنند. ما آنقدر به دنباله نامتان اعظم و معظم و حضرت افزودیم تا آنکه عاقبت خودتان ملت خودشان دست به کار شدند. از همان روز که به نام دفاع از دولت، دل ملتی خون شد، همه آن الفاظ و صفات کشدار پشت نام آقا را خودشان به کمک بیانات این جمعه و آن جمعه تان، حذف کرده اند و بر دیوارهای شهر جور دیگری نوشته اند. من که از روزنامه شیخ مهدی کروبی رانده و مانده ام اما باقی همکارانم این روزها هرچقدر هم مجبور باشند ادب و قانون نیم بند میهن هزارپاره شان را پایبندی کنند و در گوشواره و بالای روزنامه، آقایی تان را به گزارش مردم برسانند با دیوارهای شهر که به روزنامه های واقعی ایران بدل شده اند چه می کنید؟ گیریم ما هنوز به ماندن و از دست ندادن می اندیشیم و آقا خطابتان می کنیم با مردمی که چیزی برای ازدست دادن ندارند و بر دیوارهای شهر نامتان را طور دیگری می نویسند و دیکتاتور ها را امر به معروف و نهی از منکر می کنند، چه خواهید کرد؟ برای جامعه ای که مردمشرونامه نویس شده اند و همه دیوارهای شهرش به صفحات روزنامه تبدیل شده است نمی توان یک مدعی المعموم خیالی گمارد. مرتضوی برای اهل رسانه جواب می داد اما برای اهل خانه صد مرتضوی هم دیگر جواب نمی دهد. اگر در تمام این سالها ما روزنامه نگاران به حکم دادستان معروف و محبوب حضرت آقا متهم به تشویش اذهان عمومی بوده ایم امروز عموم مردم خودشان مشغول تشویش ادهان آقای شهرشان هستند و آنکه دلش مشوش شده عموم نیستند خواص اندکی هستند که هنوز باورشان نمی شود که دیگر آقای معظم ایران نیستند که شاید آقای ویران یک سرزمین معظم اند. آقایی که خود به ویرانی خویشبرخاسته است ورنه در همین نشریه اینترنتی روز، بی سایه سانسور و دادستان هم تا همین دیروز کسی حرمت آقا به این اندازه که خود این روزها به نام دفاع از احمدی نژاد دارد می شکند، نمی شکست. آقای خامنه ای! از همین راه دور لکنت زبانم ببین! با اینکه فرسنگ ها از خانه دور مانده ام و مسافر موقت دیار غربتم اما ترس، چنان در من نهادینه شده که اگر همین چند کلام را هم قرار بود کمی نزدیکتر به شما بر زبان جاری سازم، لکنت ام رسوایم می کرد. حالا در حیرتم از شجاعت ملتی که در حوالی شما، چگونه بی لکنت، کمر همت به خلق روزنامه های دیواری بسته اند و به همان اندازه که شما ترسیده اید آنها نترس شده اند و بر دیوارهای شهر مشق می کنند پایان یک «آقا» را. + روایت یک دانشجو از مراسم دیدار خامنه ای با نخبگان!!!بروایت یک دانشجوی نخبه و شاهد عینی از مراسم دیدار رهبری با نخبگان: «آقا» نماز نخوانده مراسم را ترک کرد!من توی جلسه همایش ملی نخبگان دیروز و دیدار با خامنه ای شرکت داشتم و اینجا قصد دارم ماوقع را توضیح دهم.تعدادی برای صحبت کردن از قبل انتخاب شده بودند و حتی صحبتها و متن سخنرانی اونها هماهنگ شده بود . این افراد یکی یکی رفتند و همان صحبتهای کلیشه ای وخسته کننده همیشگی را (همگی از روی کاغذ واو ننداز) خواندند. در پایان خامنه ای پرسید کس دیگری صحبتی نداره؟ تعدادی دست بلند کردند و یک نفر بلند شد ایستاد که خامنه ای گفت برود صحبت کند. این دانشجو سخنان شدیدا انتقادی را شجاعانه و درکمال خونسردی بر زبان راند. وی خود را دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه شریف معرفی کرد و در ابتدای صحبت گفت که این کسانی که از طرف نخبگان آمدند و از روی کاغذ حرفهایی زدندنماینده تمام نخبگان نبودند و ما آنها را انتخاب نکرده بودیم. این حرف با تشویق شدید و استقبال حضاری که قبل از آن با صحبتهای خواب آور کسل شده بودند همراه شد. سپس وی حرفهای خود را به این شکل ادامه داد( که من سعی می کنم تا جای ممکن عین جملات وی و در غیر این صورت نقل به مضمون بیاورم) :"حرفهای من در زمینه متفاوتی نسبت به آنچه که دوستان مطرح کردند می باشد و صحبتهای خود را در 3 بخش ارایه می کنم.1- متاسفانه صداوسیمای ما بازتاب دهنده ی آنچه که درکشور ما میگذرد نیست. آیا به نظر شما صدا وسیما وقایع اخیر را به همان شکلی که در جامعه ما وجود داشت نشان داد ؟ یا خلاف واقع بود؟ درسته که حرفهای من به صورت سوالی هست اما منظور بنده از لحنم کاملا مشخصه . متاسفانه زمانی که رسانه مادرو مهمترین عنصر اطلاع رسانی مردم بدین شکل رفتار میکند انتظاری از دیگر رسانه های خرد نمی رود. صدا وسیما یی که زیر نظر شما کار میکند و رییس آن را شما تعیین می کنید ، دو حالت دارد : یا به دستور شما این گونه عمل میکند و یا نظارتی بر آن ندارید. این سوال مطرح است که در این 30سال آیا واقعا جامعه ما به سمت اسلامی شدن و اخلاقی بودن پیش رفته؟ اگر ذره ای هم جواب به این سوال منفی باشد باید به عملکرد خود در این 30 سال شک کنیم.2 - مساله دوم را من با مثالی در یک مقیاس کوچکتر مطرح می کنم. در یک خانواده زمانی که دو برادر با یکدیگر مشکل دارند اگر پدر خانواده با برادر کوچکتر برخورد خشنی کند ، برادر بزرگتر هم به خود این اجازه را می دهد که با برادر کوچکتر رفتار خشونت آمیز داشته باشد. شما که مقام پدری دارید وقتی با مخالفان خود آن گونه برخورد می کنید عوامل پایین تر نیز به طبع آن رفتاری دارند که همه میدانند درزندانها چه گذشت. در مورد وقایع زندانها من به یاد دارم که در یکی از سخنرانی ها فرمودید که با مسببان این گونه وقایع و متخلفان زندانها به شدت برخورد می شود اما.. منخودم در یک تظاهرات سکوت در تاریخ (...) حضور داشتم. اونجا لباس شخصی ها و افراد لباس دار ریختن و همه ما رو زدند.3- من نمیدانم چرا در این کشور اجازه ابراز هیچ گونه انتقادی در مورد شما داده نمی شود؟ من دراین 5 سالی که روزنامه ها را مطالعه می کنم ندیدم که کسی نقدی به شما وارد کند حتی یک جمله مجلس خبرگان که وظیفه آن نقد و نظارت بر عملکرد رهبری است عملا مشاهده می شود که این کار را انجام نمی دهد. "دربین صحبتها بسیجی هایی که بین حاضران پخش بودند پارازیت می انداختند و داد میزدن که تمومش کن . وسط صحبتها یک برگ کاغذ به اون دانشجو دادند. اونم رو کرد به خامنه ای و گفت که به من گفتن که وقتت تمومه اما اگر اجازه میدین هنوز صحبت دارم. همین موقع بسیجی ها هم صلوات فرستادن که تمومش کنن .خامنه ای گفت از اول هم وقت تموم بود ولی حالا شما صحبتها تو ادامه بده در پایان صحبتهای وی با تشویق شدید وبسیارطولانی نخبگان همراه شد. بعد خامنه ای شروع کرد به جواب دادن و اظهار ناراحتی کرد که اینجا ما نمیخواستیم از این دست صحبتها مطرح بشه و دوست داشتم که درزمینه مسایل نخبگان و علمی بحث بشه و در جواب به اون دانشجو همون حرفهایی رو زد که توی خبرها دیدیم. یعنی در واقع به خاطر صحبتهای اون دانشجو بود که خامنه ای مجبور شد درباره انتخابات حرف بزنه و ...وی پاسخ داد کی گفته از ما انتقاد نمی کنن ؟! من خودم گفتم برید کرسی های آزاد اندیشی تو دانشگاهها بزنید. چرا راه ننداختین خودتون؟ برید انتقاد کنید و...یک بسیجی ذوب در ولایت هم گفت آقا میخوام بیام دست بوسی . خامنه ای هم چفیه اش رو در آورد گذاشت برای اون و فورا از پرده پشت سرش غیبش زد. به نخبگان گفته بودند انتهای مراسم قراره نماز جماعت به امامت آقا برپا بشه ما سرگردون مانده بودیم که حالا چی به چیه و قراره چی بشه... اونا هم گفتن دیگه تمومه ، نمازی در کار نیست خودتون برید بخونید.در ادامه همایش من دیگه اثری از اون دانشجویی که رفته بود صحبت کرده بود ، در همایش ندیدم
مسیح علی نژاد
حمله موشکی آمریکا به یک نفتکش عازم خارک (ویدیو)
برگزاری «سه روز مراسم بدرقه و تشییع جنازه» علی خامنهای
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
آیا شهردار نیویورک به دروغ خود را فعال حقوق بشر میخواند؟- احمد اوبالی
گزارش آمریکایی: تفلیس به بستر فعالیتهای تروریستی ایران تبدیل شده است
دادگاهی در ایران: زن نمیتواند مالک موتور باشد!
ترامپ ایران را با پرچم آمریکا به اشتراک گذاشت
سپاه قدس قصد حمله به یهودیان در آلمان را داشت
ترامپ: ذخایر اورانیوم ایران را نابود میکنیم
مجتبی خامنهای با انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از ایران مخالفت کرده است
مجتبی خامنهای برای زنده مانده از الگوی بنلادن استفاده میکند
مقامات ایرانی: مجتبی خامنهای قطع عضوی ندارد!
امارات: پهپادهای حملهکننده به نیروگاه هستهای از عراق بودند
اسرائیل آماده جنگ با ایران میشود
ترامپ: ایران میداند بهزودی چه اتفاقی خواهد افتاد
یوروپل به شبکه تبلیغاتی سپاه ضربه زد
آکسیوس: مذاکرات ممکن است با بمب ادامه یابد
سیانان: پنتاگون برای جنگ آماده است
پاکستان جنگنده و ۸ هزار نظامی به عربستان فرستاد
حمله به نیروگاه هستهای امارات
جمعآوری کمک در تبریز برای مرمت آثار تاریخی اصفهان
پزشکیان به شایعات استعفا واکنش نشان داد
آیا شهردار نیویورک به دروغ خود را فعال حقوق بشر میخواند؟- احمد اوبالی
مکزیک هم به تیم ملی ایران ویزا نداد
پولوشرت رئیسجمهور ایران در جلسه رسمی جنجالساز شد
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
پژوهشگر و فعال فرهنگی آذربایجان جنوبی درگذشت
تیم تراختور در یک قدمی بزرگترین رقابت آسیا
تأکید لندن بر جایگاه راهبردی جمهوری آذربایجان
کاخ سفید: رسانههای ایران دروغ میگویند
ترامپ خطاب به سیانان: ناوهای ایرانی ته اقیانوساند
ایران این موشکها را به ارمنستان داده است
ایران دهها ورودی پایگاه موشکی زیرزمینی را بازگشایی کرد
سنگ مزار مبین قنبری فوتبالیست تورک آذربایجانی کشته شده در اعتراضات دیماه تخریب شد
پنج روز انتظار؛ پایان تلخ برای سلنای کوچک در اردبیل
درگیری مسلحانه در آذربایجانغربی دو کشته برجا گذاشت
الیاس بهرامپور «لاچین» شاعر و پژوهشگر برجسته تورک قشقایی درگذشت
توافقهای میلیاردی میان باکو و واشنگتن