آخرین خبرها

تبعیض جنسی در کتاب‌ های درسی

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
تبعیض جنسی در کتاب‌ های درسی

Gunaz.tv
شهرزادنیوز: از واژه "تبعیض جنسی" پندار و کرداری را در نظر داریم که بر اساس آن زنان فرودست‌تر از مردان قلمداد می‌شوند و مردان بر آنان تسلط دارند. زن در این بینش کم‌ارزش‌تر از مرد است و مرد با اعمال و رفتار و پیشداوری‌های خود می‌کوشد، ایدئولوژی ویژه‌ای را بر جامعه حاکم گرداند: ایدئولوژی مردسالاری. ایدئولوژی مردسالارانه حامی بی قید و شرطِ سلطه مردان بر زنان است. جامعه مردسالار، برای جنسیت، جامعه‌ای قطبی‌شده است. همه چیز به زنانه و مردانه تقسیم می‌شود. بر این اساس جنس‌ها از کلیشه‌ها پیروی می‌کنند و حاضر نیستند دیوار کلیشه را فرو ریزند. این کلیشه تبعیض‌آمیز بر تمامی عرصه‌های جامعه، از محیط آموزش و پرورش گرفته تا کار و زندگی خانوادگی، حاکمیت دارد و اعمال نفوذ می‌کند. قوانین و رفتار حاکم بر جامعه، خود در عمل، مردم را در دست‌یابی عمومی به کار و ارزش یکسان باز می‌دارد. استعدادها نه به میل فردی، بل به سلیقه جامعه انتخاب می‌شوند. جامعه عواطفی را می‌کشد تا رفتاری را چیره و غالب گرداند. در دنیای معاصر بر هیچ جامعه‌ای پوشیده نیست که کتب و مواد درسی مدارس و همچنین کتاب‌های کودکان و نوجوانان، دارای نقش اساسی در آموزش و انتقال هنجارها، ارزش‌ها و عقاید است. بیهوده نیست که ادبیات کودکان را در شمار مصالح آموزشی محسوب می‌دارند. در بینش حاکم بر کتاب‌های درسی ایران، دولت حاکم سرچشمه اصلی ستم بر زن و تبلیغ تبعیض جنسی است. از دیدگاه تفکر حاکمیت است که آزادی عمل زنان و چارچوب فعالیت‌های آنان تحت سلطه مردان محدود می‌شود. مردان با امکانات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بی حدی که دارند، عملاً راه هرگونه فعالیتی را بر زنان در خارج از محدوده خانه می‌بندند. جمهوری اسلامی در متون آموزشی خود، در کتاب‌های درسی، فرودستی زنان را تحتِ عناوینِ طبیعی، امری اجتناب ناپذیر می‌نمایاند. در متون درسی، هم‌چون جامعه، زنان بازیگران و نقش‌آفرینان متنی از زندگی اجتماعی هستند که از پیش برایشان در نظر گرفته شده است و آنان حق اعتراض به آن را ندارند. مرد سلطه خویش اعمال می‌کند و زن رنج و تحقیر را تجربه. اگر بپذیریم که اجتماعی شدن کودکان از همان سنین پایین آغاز می‌شود، پس به نقش آموزش‌های کلیشه‌ای نیز باید توجهی خاص مبذول داشت. در جوامعی چون ایران، پسر از بدو تولد، سروری و مقام برتری را نسبت به فرزند دختر داراست. این نقش در سال‌های بعد، با ورود کودک به مدرسه، با توجه به متون و مواد آموزشی، پی گرفته، ادامه می‌یابد. در این روند، شخصیت زن از همان ابتدا تا آن حد بی‌اعتبار می‌شود که اثرات منفی آن هیچگاه از بین نخواهد رفت. در فضای حاکم بر کتاب‌های درسی ایران نیز، هم‌چون جامعه، خانواده تنها اجتماعی است که زن می‌تواند در آن مورد توجه قرار گیرد. در این "اجتماع"، زن وظیفه پشتیبانی و اطاعت از پدر، شوهر و فرزندانش را بر عهده دارد، برایشان دل می‌سوزاند، موقعیت لازم را جهت آسایش تن و آسودگی خیال آنان فراهم می‌آورد و تنبیهاتشان را فروتنانه پذیرا می‌شود. کتاب‌های درسی به عرصه آموزش سلطه مرد بر زن بدل شده است. آنچه در این دروس اعتبار می یابد، قدرت و خلاقیت مرد است و آنچه به هیچ انگاشته می‌شود، زن است که در چارچوب سنت و روابط سنتی، نکبت‌بار به زندگی ادامه می‌دهد. جمهوری اسلامی توسط کتاب‌های درسی، نقشِ دانش‌آموزان در جامعه فردا را به آنان القاء می‌کند. در کتاب‌های درسی، بر عکس جوامع پیشرفته که تربیت دانش‌آموز را بدون هیچ کلیشه‌ای مد نظر دارند، ابتدا دختر و پسر را از هم جدا نموده و آنگاه برای هر کدام تصمیمات تربیتی ویژه‌ای پیش می‌گیرند. به عبارت دیگر به جای تربیت کودک، تربیت پسران و تربیت دختران را سازماندهی می‌کنند. در این نوع از تربیت، دختر همسر و مادر شدن، آشپزی و خانه‌داری می‌آموزد و پسر کار در بیرون از خانه و چگونگی حمایت از همسر و سرپرستی او را. نقش زن ایرانی در کتاب‌های درسی محدود است به، همسر شدن، مادر شدن، خواهر بودن، خانه‌دار گشتن. سایه کم‌رنگی از معلم شدن در چند تصویر از کتاب‌های درسی نیز به چشم می‌خورد. بر اساس کلیشه رایج، زن، مادر و یا کدبانویی است فداکار که از خود می‌گذرد تا مردان خانه و جامعه‌اش ببالند و بشکوفند و بنازند و بمانند. جامعه مردسالار مادر را گرامی می‌دارد، نه به این سبب که زن است و انسان، بل که الگویی است برای دختران که تا مادر بشوند و در اصل از جامعه به دور بمانند. در جامعه چنین تبلیغ می‌شود که کارِ با ارزشِ مرد به نفع تمامی اهل خانواده است و اگر زن به کارِ بی‌اهمیتِ خارج از خانه تن در دهد، اساس و استحکام خانواده خلل پذیرفته، درهم می‌ریزد. در سراسر کتاب‌های درسی، بر اساس تنها الگویی که تبلیغ می‌شود، زن مادر است و خانه‌دار، مرد نان‌آور است و رئیس خانواده، دختر کمک مادر است در کارِ خانه و پسر مقلد کار پدر و در تدارک مرد فردا شدن. زنِ در این دروس، بدون نقش مادر و همسری، موجودی است فاقد هویت. در تمامی متون درسی، مردان و زنان نقش‌های سنتی خود را دارند. در کتاب‌های درسی، زنِ روشنفکر، مهندس، دانشمند، هنرمند، نویسنده و یا نقاش، ورزشکار و … وجود ندارد. زن اگر بسیار شجاع باشد، در پشتِ جبهه جنگ به مداوای مردان مجروح اشتغال دارد و یا برای "سربازان اسلام" آذوقه و لباس تدارک می‌بیند. با توجه به آنچه گفته شد، تبعیض جنسی را می‌توان به شکلی گسترده در کتاب‌های درسی ایران دید. و تبعیض جنسی، همچون تبعیض نژادی، بر نابرابری انسان‌ها استوار است که متأسفانه حاکمیت در ایران، خود مشوق و برنامه‌ریز آن است.

اخبار منتخب

Most Read