آخرین خبرها

در عصر ارتباطات بربریت بجای دموکراسی

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
در عصر ارتباطات بربریت بجای دموکراسی

Gunaz.tv
حقوق بشر نوع خاصی از استحقاق حقوق اخلاقی غیر قابل انتقالست، این نوع حقوق برای همه اشخاص آنهم صرفاً بخاطر انسان بودن و بدون توجه به ملیت یاعضویت آنها در هر گروه اجتماعی خاصی، یکسانست. تا زمانی که در ایران تربیت دموکراتیک نباشد، ایجاد دموکراسی ممکن نیست و عبارات دموکراسی، برابری و برادری هر قدر محکمتر ادا شوند فریبکارانه ترند. دولت در جامعه ای که نهادهای مدنی پایدار در آن وجود دارد قادر نیست دست بهر کاری بزند و عدم وجود سازمانهای مخالف در کشورمان، عاملی برای گسترش استبدادست، استبداد یعنی از دست رفتن آزادی و شأن فردی شهروندان. استبداد، اخلاق و فرهنگ عمومی را فاسد میکند و با توسعه مغایرت دارد، همچنین با دینداری نیز معارض است. اما در یک نظام خبری که بر پایه آزادی و رقابت سالم بنا شده باشد مخفی کردن حقیقت بسیار دشوارست، هنگامیکه هیچ صدایی برای مخالفتگویی در ایران بر نمیخیزد و هنگامی که حقیقت را نمیتوان باز شناخت، دروغگویی آسانست، وقتی دروغگویی بسیار دشوار میشود که صداهای دیگری به گوش برسند و سخنان دیگر را اصلاح کنند. در حکومت استبدادی کشورمان وسایل خبری توده گیر در انحصار دولتست و هدف تبلیغات از طریق رسانه های دولتی گرفتن بیعت یکپارچه شهروندان برای حکومتست، این تبلیغات به ظاهر، از وحدت ملت دم میزند. تحمل همدیگر و تسامح زیباترین جلوههای مدنیت است و هنر اینست که چگونه با مخالفین خود در این حلقه کوچک، تعامل ایجاد کنیم. در انتخابات اخیر مقامات ارشد میهنمان چنان با مردم رفتار کردند که گویی مردم ایران کودکند و هیچی نمیفهمند. « جناب آقای خامنه ای »، هرگز نمیتوان مدعی یک نظام دموکراتیک بود اما خود را از وجود انتخاباتی آزاد و سالم بی نیاز دانست! بزرگترین گناه دیکتاتوران در وطنمان اینست که از آزادی سخن میگویند و آزادی را بر دیگران روا نمیدارند، افکار عمومی را نمی توان بطور دائمی گمراه کرد، هنگامی بین اقشار مختلف جامعه وحدت وجود دارد، راه رسیدن به یک دموکراسی باثبات هموارتر میشود. راه آزادی آزادی است و اسیری جاده ایست که ملت را به لب گور انهدام و نیستی دلالت میکند، پس قیام برای کسب آزادی و استقلال اولین شرط پیمودن راه ترقی است. یکی از ویژگیهای توسعه جامعه مدنی استقلال نسبی اقتصادی مردم از دولتست و پیشرفت اقتصادی بعنوان شرط اساسی توسعه سیاسی محسوب میشود، توسعه اقتصادی عنصر اصلی بازی دموکراسیست و استقلال اقتصادی مبنای دموکراسی و شرط سرنگونی استبداد است. هر حکومتی که بر پایه عدل بنا نشده باشد پایدار نخواهد ماند و آنچه که یک جامعه را پایدار نگه میدارد عدلست و وقتی انسان از عدالت به دور باشد، از کلیه حیوانات شرورتر می باشد، علت اصلی بی عدالتی حاکمان در ایران ناشی از قدرت پوشالی آنهاست. در کشورمان حیله گرانی مثل احمدی نژاد برای فریب مردم لباس تقدس به تن کرده و مردم را استثمار نموده اند که شکل خاصی از بی عدالتیست و این نوع مملکت داری، بربریت ( وحشیگری ) را برای ما به ارمغان آورده است، که نمونه آنرا در تهاجم و تعرض نیروهای دولتی به مردم تهران و کشتار آنها دیدیم. اگر در یک جامعه بی تفاوتی زیاد باشد تحول ایجاد نمیشود و جوامعی که آمادگی تغییر نداشته باشند هرگز رشد نخواهند کرد، تاریخ علم سیاست نشان داده که هیچ نیرویی قویتر از وطن دوستی برای تحول ملی وجود ندارد. حیوانات هم از کاشانه خود پاسداری میکنند مگر انسانهایی که به درجه ای از پستی برسند که خود را در خدمت استبداد و در برابر میهن و ملت خود قرار دهند، ملعون و نفرین شده آن کسیست، که با فرو بردن نان خود در خون برادران خویش، نجات خود را انتخاب میکند! « ای شیادان »، بگذارید وطن ما پایگاه خوشبختی مشترکمان باشد که ما آنرا بوسیله آزادی، اندیشه و کارخانه خواهیم ساخت، ما میاندیشیم پس هستیم و میتوانیم و باید تا میتوانیم به وطنمان و هدفمان عشق بورزیم، ما وطنمان را دوست داریم و وطن دوستی انعکاسیست از انتقال مفهوم روابط پدر و فرزندی. اما بی تفاوتی نسبت به سیاست در بین روشنفکران ایران رایج است، روحیه غلامی و حلقه به گوشی در کالبد برخی از ایرانیهاست، یک مثل ترکی وجود دارد و میگوید زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند، ایدهها را هرگز نمیتوان ریشه کن کرد و عقیده تحمیل شدنی نیست، بلکه امری ذهنیست و باید آنرا در ویژگیهای فردی جستجو کرد. صلح دوستی لازمه طبع آرام انسانست و سرچشمه بروز فتنه ها و جنگها بی حرمتی به حقوق انسانست، ساکت کردن و سرکوب عقیده ای غارت کردن بشریتست اما حقیقت با وجود سرکوبی همیشه در پایان پیروز میباشد. آنچه باعث شکوفایی استعدادها و توسعه تمدنها میشود کامرانیست نه سرکوب، زیرا سرکوب میل به تخریب را افزایش داده و تمدنها قربانی نظام سرکوب خود خواهند شد. یکی از دلایل گسترش رأی عمومی در انتخابات اخیر ایران فساد مالی گسترده دولت نهم بود، مرتجعان و متحجران ( ضدانقلابها ) در ایران روز بروز داراتر و اصلاح طلبان و چپگرایان ( انقلابیون واقعی ) روز بروز ندارتر میشوند. اگر دولت فاسد شود جامعه را فاسد میکند و اگر دولت اصلاح شود جامعه را اصلاح میکند و به جرأت میتوان گفت عامل فساد در بخشهایی از جامعه ما دولت میباشد. فرهنگ ایرانیها با نقد آشنا نیست و لذا اگر نقد صورت نگیرد و عیبها یافت نشود، اصلاحات هرگز صورت نمیگیرد. ایرانیان قبل از آغاز بحران، دست به شناخت آن نمی زنند لذا پیش بینی بحران آنها را با مشکل مواجه میسازد و اغلب پس از وقوع بحرانست که بدنبال اصلاح و درمان آن میروند. در میهنمان چون مخالفت قانونی امکان ندارد، توطئه و شورش و خشونت تنها راههای ممکنست که اقدام میشوند. منتظر ماندن برای انقلاب، تا وضع موجود را تغییر دهد موضعی انقلابی نیست. در کشورمان آنان که به قدرت میرسند، میکوشند تا قدرت را هر چه بیشتر در دست نگه دارند، معترضان و مخالفان همگی دشمن مردم نامیده میشوند. پنهان شدن پشت سر دشمن و مطرح ساختن مترسک دشمن ( آمریکا ) از استراتژیهای پنهانکاری میباشد، تصویر اجنبی در توسعه همبستگیها و منحرف کردن افکار عمومی اهمیت فراوانی دارد، در ایران یکی از شیوههای پنهانکاری اینست که مسئولان دشمنی اختراع کرده اند و به اسم جلوگیری از خطر این دشمن یعنی آمریکا، تدابیری که در عالم واقع به سود طبقه حاکمست اتخاذ شده و توجیه میگردد، با فریاد « گرگ آمد، گرگ آمد » توجه مردم منحرف میشود و مسئولان میتوانند در آن هنگام که مردم تنها به فکر حفظ جان خویش هستند، بار و بنه مردم را بغارت ببرند. بنظر ما دشمن ایران و ایرانی کسانی هستند که فضای بسته و نامناسبی را در کشورمان بوجود آورده اند که موجب می شود سالانه دهها هزار نخبه و صدها میلیارد دلار سرمایه از میهنمان خارج و باعث عقب ماندگی تمام عیار و دائمی وطنمان شود. بنابراین، چون قدرت نفوذ و سلطه می آورد ما نمیتوانیم جلوی قدرت و نفوذ را بگیریم مگر اینکه قوی باشیم و اعتماد به نفس داشته باشیم. در دنیای امروز، فقط قدرتست که دیگران را به عقب نشینی وا میدارد و این قدرت نیز میتواند در شکل اتحاد در ما ایرانیان تبلور یابد، اما تودههای فاقد تشکل و هویت مانند گله گوسفندی هستند که فقط به یک چوپان احتیاج دارند. برخیها مثل خامنه ای، از داشتن سمت و مقام لذت میبرند و از اینکه دیگران را نفی کنند و سهم آنها را ندهند لذت میبرند، ما نیز بسیاری از بلاها را تحمل میکنیم چون میخواهیم از دردسر تلاش برای از میان بردن آن شانه خالی کنیم. بسیاری از دردها و رنجهایی که از مستبدان بما میرسد نتیجه عملکرد خودمانست اگر ما متحد شویم و علیه ظلم بشوریم دیگر ظلمی نخواهد بود. اسلام نه تنها ظلم را منع میکند بلکه پذیرش ظلم و زیر بار ظلم رفتن را نیز محکوم میکند، خداوند میفرماید نباید ظلم کنید و نباید به ظلم تن دهید به آنها که ظلم پیشه اند تکیه نکنید که آتش آن شما را نیز فرا میگیرد، اما خداوند به مردم چیزی را میدهد که سزاوارند. اجرای قانون مستلزم قدرتست، ولی بکار بردن خشونت نمایانگر این حقیقتست که در زمان پیدایی خشونت راه دیگری برای رسیدن به سازش برای مبارزان عرصه سیاست یافته نشده است. میتوان قدرت را با قدرت مهار کرد و مهار قدرت مستلزم بکار بردن زورست، هنگامیکه اصلاح طلبان از بکارگیری وسایل قانونی محرومند، پیکارهای سیاسی شهروندان شکل نظامی بخود میگیرد. هر چه قدرت انسان بیشتر باشد احتمال حمله بوی کاهش مییابد و پیش دستی مانع از عمل مشابه دشمن میشود. برای رسیدن به هدف از دو راه میتوان رفت یکی از راه قانون و دیگری از راه زور. جنگ با ستمگر عادلانه ترین جنگهاست، هر فردی برای زنده ماندن باید با دیگران پیکار کند و در بسیاری از جماعات بشری اقتدار بر خشونت جسمی تکیه میزند. سلاحهای نظامی، سرچشمه قدرتند و قدرت بیش از هر چیز بر آنها استوارست و برای از میان بردن نظام ستمگری و استثمار خشونت ضروری میباشد، همه مرتجعان از جمله در ایران از دیدگاه استراتژیک ببرهای کاغذی هستند. هدفهای مبارزه با رژیم در کشورمان، لزوماً انقلابیست و نظم موجود در ایران را میتوان بطور خشونت آمیز و ناگهانی سرنگون کرد و با همان خشونت نظم سراسر نوینی را جایگزین آن ساخت. از اصولگرایان و بسیجیان خط امامی حامی مهندس موسوی

اخبار منتخب

Most Read