پیامرسان دولتی روسیه از فروشگاه اپل حذف شد
حزبالله: توافق لبنان و اسرائیل را قبول نداریم
حملات اسرائیل به جنوب لبنان پس از توافق آتشبس!
۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ایران کجاست؟ آژانس از تهران پاسخ فوری خواست
عراقچی: هنگام کشته شدن علی خامنهای در دفترش بودم
روبیو: چین و روسیه نیز با هستهای شدن ایران مخالفاند
پیشنهاد اتحادیه اروپا برای مینروبی تنگه هرمز به رهبری فرانسه
محاکمه نوجوان نروژی به اتهام "طراحی قتل" از جانب حکومت ایران
سوری بابایی چگینی شهروند قزوینی به سه سال حبس محکوم شد
شکنجه وحشتناک «مژده هاشمی بازرگانی» برای گرفتن اعتراف اجباری از این شهروند قزوینی
مجلس نمایندگان آمریکا قطعنامه محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ درباره ایران را تصویب کرد
رایزنی اردوغان و پاشینیان درباره روند عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان
توافق اسرائیل، لبنان و آمریکا بر سر آتشبس؛ اقدامات بیثباتکننده رژیم ایران محکوم شد
بازداشت یک تاجر ایرانی در عمارت ۳۵ میلیون دلاریاش در آمریکا به اتهام کمک به برنامه هستهای تهران
صرافیهای بزرگ رمزارزی ایران تحریم شدند
شبکه تأمین فناوری آمریکایی برای برنامه هستهای و نظامی ایران فاش شد
واشینگتن هنوز منتظر پاسخ نهایی تهران است
حملات مرگبار ایران به کویت دهها کشته و زخمی برجای گذاشت
النینو در راه است؛ آیا بارندگیهای کمسابقه امسال ادامه خواهد داشت؟
ترامپ: ممکن است با مجتبی خامنهای دیدار کنم
کویت دو دیپلمات ایران را اخراج کرد
جنگ ایران و درآمد ۵.۹ میلیون دلاری دمشق
بلومبرگ: آمریکا بیسروصدا در حال باز کردن مسیر هرمز است
تعلیق پروازها در کویت پس از حملات پهپادی و موشکی ایران
جلالی: علی لاریجانی، ۷ سفر محرمانه به روسیه کرده
سرریز شدن تالاب سولدوز آذربایجان پس از ۱۵ سال؛ آب مازاد راهی دریاچه اورمیه شد
سپاه پاسداران «رستوران پلو» زنجان را پس از بازداشت مالکش به مزایده گذاشت
«کباب بناب» ثبت جهانی می شود
پس از تحمل یکونیم سال حبس «محمدرضا فقیهی» دیوان عالی کشور اعلام کرد عمل ارتکابی این وکیل آذربایجانی جرم نیست
وزیر خزانهداری آمریکا: هرج و مرج اقتصادی فعلی ایران گواه موفقیت کارزار «فشار حداکثری» ترامپ است
سنتکام از شکست حملات سپاه خبر داد
حمله آمریکا به قشم رسماً تأیید شد
پایگاههایی در عراق هدف قرار گرفتند
انفجارها در قشم؛ ایران به کویت و بحرین حمله کرد
حمله موشکی آمریکا به یک نفتکش عازم خارک (ویدیو)
آمریکا نگران حضور نیروهای سپاه در کاروان تیم ملی ایران است
نتانیاهو از حمله احتمالی به بیروت خبر داد
بحرین سفر به ایران را ممنوع کرد
اعتراض استادان اخراجی مقابل وزارت آموزشوپرورش
توافقهای میلیاردی میان باکو و واشنگتن
ترامپ راهی آنکارا میشود
ترامپ ادعای تهران را رد کرد
فشار آمریکا به عمان برای قطع روابط با ایران
در ایران همه شواهد نشان میدهند که نسل جدیدی از مدیران و کارگزاران مکتبی که به دانشگاهها و مؤسسات آموزشی خاص حکومتی (امام صادق، مالک اشتر، امام حسین، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، دانشگاه معارف اسلامی، دانشگاههای غیردولتی نزدیک به حکومت مانند رفاه) رفتهاند و یا کسانی که از طریق سهمیهها و رانت سیاسی به دانشگاهها راه یافتهاند و در بسیاری موارد هم بدون زحمت فراوان و بدون درس خواندن واقعی صاحب مدارک و عناوین دانشگاهی شدهاند، به تدریج دست بالا را در سلسله مراتب قدرت و مدیریتی از آن خود کردهاند.
یکدست شدن نهادهای اصلی قدرت از جمله مجلس، دولت و قوه قضائیه و مدیریت آشکار و پنهان آنها توسط نهاد رهبری پیامد قدرت گرفتن این طبقه جدید است.
دولت رئیسی از این نظر گوی سبقت را از دولتهای قبلی ربوده و شمار بزرگی از اعضای اصلی دولت، مسئولین اجرایی در دستگاههای مرکزی و محلی و نهادهای وابسته به آنها از این شبکه میآیند. «مدیران جوان بسیجی و انقلابی» که در اینجا و آنجا از آنها نام برده میشود، نورسیدگان طبقه جدید هستند.
طبقه اسلامگرایان حرفهای
ایدئولوژی طبقه جدید حکومتی ایران روایتی از اسلام شیعه است که میتوان به آن اسلامگرایی حرفهای نام داد. منظور از اسلامگرایی حرفهای استفاده ابزاری از دین و تظاهر به نوعی دینداری مناسکی است که همانند نشانه هویتی و متمایزکننده پدیدار میشود.
در اسلامگرایی حرفهای خوانشی از دین و تظاهر بیرونی آن به ابزار اصلی بالا رفتن از پلههای قدرت و دستیابی به منابع و امکانات دولتی و خصوصی تبدیل میشود. ویژگی مهم دیگر طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای رابطه تنگاتنگ آنها با اقتصاد و تجارت است.
شاید بتوان گفت که همین رابطه با پول، اقتصاد و اشکال گوناگون فساد هم سبب شده تا مدیران ریز و درشت حکومتی از نظر اخلاقی و ایدئولوژیک که تا این اندازه سقوط کنند. دین اسلامگرایان حرفهای بیشتر این دنیایی است و در خدمت «زر و زور» و منافع مستقیم حکومت دینی و وابستگان طبقه جدید.
اسلامگرایی حرفهای پیامد اجتنابناپذیر دخالت دین در حکومت و سیاست، حکومتی شدن دین و پیوند تنگاتنگ آن با قدرت سیاسی و اقتصادی است. بدین گونه دینی که قرار بود معنویت را به سپهر سیاست و حکومت بیاورد خود از اخلاق و معنویت تهی و به ابزار قدرت و بازیهای سیاسی حکومتی تبدیل شد.
تجربه ایران پس از ۱۳۵۷ نشان میدهد که کارکرد معنوی دین دولتی و ابزاری شده در زندگی جمعی افراد جامعه ضعیف و بیمعنا میشود و مناسک و آیینهای دینی بیش از در خدمت انسجام معنوی جامعه باشد، هدفهای سیاسی و کاسبکارانه فردی و جمعی دنبال میکند. آنچه در ادبیات گذشته ایران ریاکاری اهل دین و زهد ریاکارانه نام گرفته بود، به الگوی رفتاری غالب در حکومت ایران تبدیل شده است.
طبقه جدید حاکم در حکومت ایران دیگر باور چندانی هم به ایدئولوژی انقلابی سالهای ۱۳۵۰، انقلاب پابرهنه ها و مستضعفان ندارند و این گفتمان و این واژه ها هم در عمل از معنا تهی شده اند. عدالت اجتماعی که در آن زمان از آن سخن میرفت جایش را به چپاول نهادهای بزرگ اقتصادی دولتی و شبهدولتی و بانکها اقتصادی داده است.
این گروه قدرتمند با وجود ظاهر اسلامی گفتمان خود به قول عباس عبدی اصولگرایان بدون اصول هستند. پراگماتیسم ریاکارانه یکی از شاخصهای اسلامگرایی حرفهای طبقه جدید است و «ذوب بودن در ولایت» بیش از آنکه معنای دینی داشته باشد، به نوعی تعهد و سرسپردگی سیاسی و ایدئولوژیک میماند.
پاداش این وفاداری بیخدشه، حاشیه امن قضایی و امتیازات و رانتهای فراوان دولتی است که با دست و دلبازی در اختیار آنها قرار میگیرد. طبقه جدید بازیگر اصلی فساد فراگیری است که در همه نهادهای حکومتی رخنه کرده است.
سرنوشت دعوای قدیمی تعهد مکتبی و تخصص
غالب شدن اسلامگرایی حرفهای در چهارچوب قدرت گرفتن طبقه جدید پیامد مستقیم گردش محدود و بسته نخبگان هم هست. نگاه تقلیلی و گزینشی حکومت به نخبگان و متخصصان از همان دوران تحصیلی آغاز میشود. حتی در مراکزی که باید نخبگان حکومتی را تربیت کنند، هم رویکرد غالب نه گزینش برترینها و شایستهترین از نگاه علمی و تخصصی که جذب جوانان «مؤمن و بسیجی» است که باید در روند یک آموزش ایدئولوژیک به «سربازان ولایت» تبدیل شوند.
غربالگری برای گزینش «ژنهای خوب» بر پایه نوع باور به دین و میزان اطاعت از ولایت فقیه اصل تخصص، توانایی و کارایی را به معیار فرعی تبدیل میکند. دینداری کاسبکارانه و سازگار با نیاز و تعریف حکومت راه را برای ریاکاری کسانی باز میکند که در پی گنج بدون رنج هستند.
نبرد فرسایشی طولانی میان مکتبیها و متخصصین از همان روزهای پس از استقرار حکومت ایران آغاز شد. حکومت نوپای اسلامی ابتدا به سراغ متخصصین غیرمکتبی رفت تا آنها را به نام «طاغوتی» و وابسته به حکومت گذشته از کار کنار بگذارد و یا به حاشیه براند.
در آن زمان رفتار و هنجار غالب (به نام انقلاب)، تحقیر تخصص، دانش و تحصیلات آکادمیک در برابر تعهد مکتبی ظاهر «اسلامپسند» بود. این رویه اما در دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ جایش را به رفتار دیگری داد و مسئولین برای کسب اعتبار و مشروعیت بیشتر در میان افکار عمومی به سراغ مدرک و تحصیلات دانشگاهی هم رفتند.
اگر در دهه اول تعهد مکتبی و مذهبی جایگزینی برای تخصص بود در سالهای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، در کنار تعهد دینی و ظاهر اسلامی، مدرک گرفتن و داشتن عناوینی چون دکتر و مهندس هم به الگوی رفتاری اصلی وابستگان حکومتی تبدیل شد. از این دوران است که مسابقه مدرک گرفتن بیدردسر در میان مسئولین ریز و درشت به یک هدف عالی تبدیل شد. اتفاقی هم نیست که ما در این سالها شاهد هجوم شماری بزرگی از مسئولین روحانی، غیرروحانی و نظامی به دانشگاههای مکاتبهای مدرکفروش خارجی و نیز مراکز آموزش عالی داخلی هستیم.
بخش بزرگی از آنها بدون کنار گذاشتن فعالیتهای چندگانه حرفهای و سیاسی، بدون زحمت و «دود چراغ خوردن» صاحب مدارک دانشگاهی شدند، رساله نوشتند و کتاب به چاپ رساندند و به لقب دکتر و مهندس آراسته شدند. زمان کوتاهی لازم بود تا این الگوی رفتاری به سرمشق نسل جوان «مؤمن و بسیجی» و سهمیههای حکومتی در دانشگاه تبدیل شود.
بدین گونه بود که طبقه جدید جای کسب علم و تخصص را با کسب مدرک عوض کرد. گویی همه چیز حتی درس خواندن، پژوهش و کسب تخصص هم ظاهری، سطحی و ریاکارانه است.
خریدن مدرک یا مدرک گرفتن از راههای میانبُر، با اعمال نفوذ، پول و یا تهدید و با بهره بردن از رانت قدرت اما کسی را متخصص، اهل فن و صاحب نظر نمیکند. اتفاقی هم نیست اگر وابستگان طبقه جدید ناچارند با کسانی کار کنند که در قد و قواره خودشان باشند. این به معنای فقیر شدن منظم نظام مدیریتی، پایین آمدن سقف تخصص و مهارت در تشکیلات حکومتی، سقوط دانش تخصصی حکومت، و رواج حقهبازی علمی و شبهعلم و شبهتخصص است.
گروههای حاکم حتی نمیتوانند با متخصصین مکتبی هم کنار آیند و سرنوشت کسانی مانند ظریف که در دانشگاههای خارج از کشور تحصیل کردهاند و تکنوکراتهای وزارت خارجه نمونه کوچکی از ادامه جنگ فرسایشی است که از همان اولین روزهای پس از بهمن ۱۳۵۷ آغاز شد.
شبکههای آشکار و پنهان قدرت
رئیسی، مخبر دزفولی، قالیباف، زاکانی، یوسف نوری، علی عسگری، مهرداد بذرپاش، اسماعیل احمدی، کاظمی، باقری کنی، حسین امیرعبداللهیان، عبدالملکی نمادهای طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای هستند. نگاهی به رزومه و مسیر زندگی سیاسی و حرفهای تکتک آنها نشان میدهد که گروهی که به رأس نهادهای قدرت راه یافتهاند چگونه و کجا درس خواندهاند، وارد گود سیاست شدهاند و در درون شبکههای آشکار و یا ناآشکار قدرت و در روابط غیررسمی و مافیایی به تدریج در سلسله مراتب حکومتی رشد کردهاند.
در ایران برخلاف اتحاد شوروی حزب واحدی که بستر انسجام و سازماندهی طبقه جدید باشد وجود ندارد. نهادهای اقتصادی حکومتی، نیروهای نظامی، سازمانهای سیاسی-مذهبی حکومتی (انجمن های اسلامی)، شبکه نهادهای مذهبی، روحانیون و مداحان اصلیترین فضاهای شکلگیری نیروهای طبقه جدید را تشکیل میدهند.
این نهادها و شبکهها بیشتر از طریق روابط مافیایی و غیر شفاف اداره میشوند. یکی از هنجارهای رایج محافل سنتی و روحانیون پیوندهای خانوادگی بود. این سنت در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ به گونهای چشمگیر گسترش پیدا کرد و به یک الگوی رفتاری مهم تبدیل شد.
پدیده آقازادهها، خویشاوندسالاری، تقسیم مناصب میان خودیها و «ژنهای خوب» که این روزها در جامعه بسیار در مورد آن گفته و شنیده میشود، فقط نوک کوه یخی است که بخش اصلی آن از دید جامعه پنهان است. کتاب «ایران پسا انقلاب؛ دفترچه راهنما» نوشته مهرزاد بروجردی و کوروش رحیمخانی (۲۰۱۸، انتشارات دانشگاه سیراکوس) که نوعی نقشهبرداری موشکافانه گروههای حاکم بر ایران و اشکال وابستگی درونی میان آنهاست، به روشنی از چگونگی شکلگیری این شبکهها و روابط خانوادگی پرده برمیدارد. ما در ایران با گردش بسته و بسیار محدود نخبگان و سلطه اختاپوسی حلقهها و مراکز اصلی قدرت بویژه در نیروهای نظامی سروکار داریم.
جذابیت الگوی روسی-چینی برای طبقه جدید
چالش اصلی طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای ماندن در قدرت و پاسداری از ساختاری است که ادامه حیات جمعی آنها را تضمین میکند. نگاه آنها در تجربههای جهانی هم به طور طبیعی به سوی الگوهای حکمرانی جلب میشود که ساختارهای قدرت بسته و غیرشفاف دارند.
«چرخش به شرق» و جذابیت الگوی روسی و چینی از جمله به خاطر حفظ قدرت از طریق کنترل فراگیر جامعه و نوعی توسعه بدون جامعه باز و دموکراسی است. ساختار حکومتی حکومت ایران، جایگاه ولایت فقیه و نهادهای وابسته به آن و نیز نقشی که نیروهای نظامی در آن بازی میکنند به طبقه جدید امکان میدهد که از طریق ساز و کار گردش محدود و نظارتشده مدیران و کارگزاران مدعی جامعهای با انتخابات شوند؛ درست همان کاری که پوتین در روسیه انجام میدهد.
اتفاقی هم نیست اگر طبقه جدید جامعه مدنی، گردش آزاد اطلاعات، رسانههای مستقل، تشکلهای مستقل صنفی و سیاسی، متخصصین، روشنفکران و گروههای فرهیخته جامعه را رقیب اصلی خود برای ادامه حکمرانی میداند.
اصل فراموششده مصلحت و منافع جمعی و ملی
پیامدهای منفی سلطه طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای را نباید فقط به نبودن دمکراسی و جامعه باز و یا بیاعتمادی ژرف به جامعه مدنی فرو کاست. فروپاشی اتحاد شوروی از جمله به خاطر ناکارایی در حوزه توسعه و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی ژرفی بود که «سوسیالیسم واقعاً موجود» را به بنبست کشانده بودند.
وجود گروه بزرگی از مدیران وفادار به حکومت هر چند در نگاه اول تکیهگاهی برای ادامه حیات نظام دینی به شمار میرود اما همزمان به خاطر ناکارایی و فساد بزرگترین تهدید برای موجودیت آن هم به شمار میرود. کمسوادی و بیکفایتی نیروی مدیریتی در دستگاه عریض و طویل حکومتی و نهادیهای شبهحکومتی و نظامی پیامدهای هولناکی برای جامعه داشته است.
بحران توسعه، بحرانهای چندگانه اقتصادی، فقر رو به گسترش، بحران فراگیر زیست محیطی و تخریب نظاممند طبیعت ایران در چهار دهه گذشته، آسیبهای گوناگون اجتماعی، و فساد فراگیر در درون و بیرون حکومت، نتیجه حکمرانی نابخردانه و ویرانگرانهای است که بر ایران تحمیل شده است.
طبقه جدید اسلامگرایان حرفهای، نه دوراندیش و آیندهنگر است و نه دغدغه مصلحت و منافع جمعی و ملی دارد. نظامگسیختگی اقتصادی و فروپاشی اجتماعی و اخلاقی و بحرانهای سیاسی دهههای گذشته در هر جامعهای میتوانست یک پرسش اساسی را به میان کشد: چرا و چگونه کشور به این روز افتاد و مسئولیت آن با چه کسانی است؟
برای دست اندرکاران در ایران چنین پرسش اساسی مطرح نمیشود، چرا که معیار اصلی داوری درباره عمکرد آنها نه کاآرایی تخصصی و کارنامه عملی که مصلحت و بقای حکومت و میزان وفادارای به قدرت سیاسی است.
گوناز تی وی
M - منبع: رادیوفردا
M.S
حمله موشکی آمریکا به یک نفتکش عازم خارک (ویدیو)
برگزاری «سه روز مراسم بدرقه و تشییع جنازه» علی خامنهای
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
آیا شهردار نیویورک به دروغ خود را فعال حقوق بشر میخواند؟- احمد اوبالی
گزارش آمریکایی: تفلیس به بستر فعالیتهای تروریستی ایران تبدیل شده است
دادگاهی در ایران: زن نمیتواند مالک موتور باشد!
ترامپ ایران را با پرچم آمریکا به اشتراک گذاشت
سپاه قدس قصد حمله به یهودیان در آلمان را داشت
ترامپ: ذخایر اورانیوم ایران را نابود میکنیم
مجتبی خامنهای با انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از ایران مخالفت کرده است
مجتبی خامنهای برای زنده مانده از الگوی بنلادن استفاده میکند
مقامات ایرانی: مجتبی خامنهای قطع عضوی ندارد!
امارات: پهپادهای حملهکننده به نیروگاه هستهای از عراق بودند
اسرائیل آماده جنگ با ایران میشود
ترامپ: ایران میداند بهزودی چه اتفاقی خواهد افتاد
یوروپل به شبکه تبلیغاتی سپاه ضربه زد
آکسیوس: مذاکرات ممکن است با بمب ادامه یابد
سیانان: پنتاگون برای جنگ آماده است
پاکستان جنگنده و ۸ هزار نظامی به عربستان فرستاد
حمله به نیروگاه هستهای امارات
جمعآوری کمک در تبریز برای مرمت آثار تاریخی اصفهان
پزشکیان به شایعات استعفا واکنش نشان داد
آیا شهردار نیویورک به دروغ خود را فعال حقوق بشر میخواند؟- احمد اوبالی
مکزیک هم به تیم ملی ایران ویزا نداد
پولوشرت رئیسجمهور ایران در جلسه رسمی جنجالساز شد
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
پژوهشگر و فعال فرهنگی آذربایجان جنوبی درگذشت
تیم تراختور در یک قدمی بزرگترین رقابت آسیا
تأکید لندن بر جایگاه راهبردی جمهوری آذربایجان
کاخ سفید: رسانههای ایران دروغ میگویند
ترامپ خطاب به سیانان: ناوهای ایرانی ته اقیانوساند
ایران این موشکها را به ارمنستان داده است
ایران دهها ورودی پایگاه موشکی زیرزمینی را بازگشایی کرد
سنگ مزار مبین قنبری فوتبالیست تورک آذربایجانی کشته شده در اعتراضات دیماه تخریب شد
پنج روز انتظار؛ پایان تلخ برای سلنای کوچک در اردبیل
درگیری مسلحانه در آذربایجانغربی دو کشته برجا گذاشت
الیاس بهرامپور «لاچین» شاعر و پژوهشگر برجسته تورک قشقایی درگذشت
توافقهای میلیاردی میان باکو و واشنگتن