ایران باز هم به اسرائیل حمله کرد
مقامهای آمریکایی پس از حمله ایران خواستار خویشتنداری شدند
ترامپ خواستار توقف درگیری میان تهران و تلآویو شد
حملات اسرائیل صدای انفجار را در چندین شهر ایران به گوش رساند
اسرائیل به حملات موشکی ایران پاسخ داد | غرب و مرکز ایران بمباران شدند
واکنشها در اسرائیل پس از حملات موشکی ایران
ایران به اسرائیل حمله کرد
پنتاگون از آمادهباش نیروهای آمریکا خبر داد
حمله اسرائیل به پایگاه حزبالله در جنوب بیروت
مسعود پزشکیان: به دلیل ملاحظات ملی و امنیتی امکان بیان برخی واقعیتها را نداریم
پاشینیان: امیدوارم در نشست باکو شرکت کنم
کشت خشخاش در ایران ۲۴۶ درصد افزایش یافته
پیامی محرمانه و مهم از پاکستان برای رهبر غایب ایران
فلسطین حمله موشکی ایران به بحرین و کویت را به شدت محکوم کرد
وضعیت فعلی مجتبی خامنهای چگونه است؟ چرا هنوز تصویری از او منتشر نمیشود؟
جمهوری اسلامی هرگز با حسن نیت مذاکره نکرده است
شنود محرمانه مقامهای ارشد آمریکا توسط اسرائیل
دادخواستی برای لغو احکام زندانیان سیاسی و مدنی تورک آذربایجانی منتشر شد
محکومیت یک سال حبس «یوسف سلحشور» فعال تورک آذربایجانی در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد
مخالفت با درخواست آزادی مشروط «فاطمه آتشی خیاوی»؛ تداوم حبس این فعال تورک آذربایجانی در زندان اوین
فشار برای اعزام دو فعال حرکت ملی آذربایجان به دادگاه دوباره بینتیجه ماند؛ عباس لسانی و یوسف کاری: ابزار مشروعیتبخشی به دادگاههای غیرعادلانه نخواهیم شد
سنتکام از سرنگونی دو پهپاد ایرانی بر فراز تنگه هرمز خبر داد
رویترز: آمریکا داراییهای مسدودشده ایران را برای جبران خسارات حملات ایران به کشورهای منطقه میدهد
جروزالم پست: گروههای قومی ایران میتوانند موازنه قدرت را تغییر دهند – دیدگاه
سقوط بیشتر ارزش ریال؛ منات آذربایجان از ۱۰۳ هزار تومان گذشت
کویت حملات ایران را محکوم کرد
روسیه: آمریکا از بحران ایران دهها میلیارد دلار سود میبرد
قرارداد نظامی ۲ میلیارد دلاری میان واشینگتن و کویت
قیمت لوازم خانگی در ایران دوباره جهش کرد
نیویورک تایمز از نقش آمریکا در هرمز خبر داد
اتهامسازی تازه علیه وکیل آذربایجانی؛ پرونده جدیدی برای محمد طریقت اسفنجانی گشوده شد
تلاش برای ورود مخفیانه از ایران به آذربایجان ناکام ماند
ترامپ از ضربه سنگین به توان نظامی ایران گفت
افزایش چشمگیر ذخایر ارزی جمهوری آذربایجان
رایزنی ایران، روسیه و چین با آژانس هستهای
ترامپ: کار ایران تقریباً تمام شده است
آمریکا مواضع راداری سپاه را هدف قرار داد
اعدام مخفیانه یک زن ۲۲ ساله در زندان تبریز
تصادف مرگبار تریلی و پژو پارس در جاده زنجان – میانه؛ هر ۴ سرنشین پژو پارس کشته شدند
ویتکاف و کوشنر با کارشناسان هستهای آمریکا دیدار کردند
«ائلیار» پس از ۲۷ روز مجادله حقوقی صاحب شناسنامه شد؛ دادگاه هشترود: انتخاب نام دلخواه جزو حقوق شهروندی است
آذربایجان گزارش سیانان درباره استفاده اسرائیل از خاک این کشور علیه ایران را رد کرد
آمریکا به رئیس سپاهی فدراسیون فوتبال ایران و برخی مقامات این فدراسیون ویزا نداد
ادای سهم ناچیزی در بزرگداشت تبدیل فکر به عمل نزد براهنی.
...........................
اویان، آییل، یئری! از براهنی چه چیزی را در یاد نگه داریم؟
ویدئوهای متعددی که از رضا براهنی* و سخنرانیهایش اینجا و آنجا دیدم، مرا به یاد مرد سالخورده ای از ژاپن انداخت که به نوبت به مدارس و دبیرستان ها دعوت میشد تا برای نسل های جدید ژاپنی روایت خود و هم نسلانش را بگوید و به این ترتیب فاجعه ی هیروشیما و ناگازاکی را از فرایند فراموشی برکنار نگه دارد. هم آن پیرمرد و هم براهنی از ” هنر تکرار” بهره میبردند تا دیده ها و زیسته های خود و مردمانشان را به میانجی تکرار خاطره انتقال دهند و جعل تاریخ و تحریف آن را مانع شوند. قصد هر دو ایجاد حافظه ی جمعی بود.
براهنی در باره ی زندان های رژیم شاهنشاهی و حاکمیت دجالان و رجاله ها خاطراتی را بیان کرده که خشم و سبعیت زبانی طیف فرومایگان و اوباشان پیشواپرست را در ایران و خارج از آن برایش تدارک دید. به کشتار آذربایجانی ها در آذر ماه ۱۳۲۵ و کتاب سوزان گسترده ای که ارتش شاه در شهرهای آذربایجان به راه انداخت شهادت داد (که به بیان هراکلیت شهادت چشم بر شنیده های گوش برتری دارد) و از به دار کشیدن آزادیخواهان آذربایجانی نوشت. کودکان وحشت زده ای که شاهد تاب خوردن پیکرهای بی جان فداییان در هوای سرد آذرماه آذربایجان بوده اند. به جز این، خاطره ی اتوبیوگرافیک منحصر به فردی داشت که در هر فرصتی آن را در همراهی تاثیرگذار چشمان فروزان خود با مخاطبانش به اشتراک می گذاشت. اینجا هم نویسنده ی “روزگار دوزخی آقای ایاز” ناباورانه اهانت و خوارداشتی هولناک را تجربه کرد.
تشابه وضعیت آن سالخورده و براهنی ما در همین جا پایان می یابد. در حالی که امکان فراموشی فاجعه در ژاپن ممکن نبوده و نیست در آذربایجان چنین “امکان”ی وجود داشته. چه در ژاپن دولت و جامعه در کلیت خویش بر سر وقوع فاجعه توافق دارند، کسی فاجعه را انکار نمی کند. در حالی که در ایران خاطره ی سرنگون کردن حکومت ملی آذربایجان و فجایع ناشی از آن، ضدروایتی است که روایت مدرنیته ی ایرانی (در نسخه های چپ و راست اش) را به منزله ی یک ابرروایت از هم بر می درد و به یک وضعیت ذهنی منشعب و پاره پاره در باشندگان این جغرافیا منجر می شود. از آنجا که این واقعه چوب لای چرخ تاریخ نگاری جریان غالب می گذارد، به همین سبب نیز این پویش بیقرار در آذربایجان؛ منطقه ای یوروآسیایی (اوراسیایی) که در طول تاریخ در معرض ناهمسانی و تنوع و دگرگشت های منطقه ای و تفکیک و تمایز از مرکز ایران بوده است و همواره ساکنین آن با نیاز دائمی به بازتعریف هویت و سیاست خود مواجه بوده اند؛ یا از “ابرروایت مدرنیته ایرانی” (که در اصل و اساس روایتی بسیار نحیف است) کاملاً حذف و طرد میشود یا در صورت یادآوری تلاش میشود تا خیال پردازی های پرزور آذربایجانی ها خاصه رهبران و هواداران فرقه ی دمکرات بدقواره و دست ساز بیگانه جلوه کنند. بنابراین بیان مکرر این خاطرات برای “اخلال گری” در ساختار آن ابرروایت ضرورت داشته و دارد.
حافظه در اینجا به معنای ظرفیت حفظ گذشته و رویدادهای پراهمیت آن از دستبرد تحریف، جعل و فراموشی است. قابلیت استفاده از ذهن است برای آفرینش یا بازآفرینی گذشته. اما این قابلیت به معنای آن نیست که همه ما ضرورتاً از تجارب و رویدادهای دوران ساز و دوران سوز گذشته ی مشترک و یا موروثی (قومی-ملی) خویش باخبرهستیم. کسانی باید تا ما را به آن رویدادهای دوران ساز و دوران سوز آشنا سازند و به این معنا آن تاریخ را به اشتراک بگذارند.
بنابراین خاطره گویی سیاسی، سیاست وفاداری به یک جغرافیای سیال بین مرزهای گوناگون و مردمان این و آن سوی سرحدات؛ وفاداری به آغازگاه های جدید، سیاست دریاد نگه داشتن و تربیت اخلاقی-روحی نسل بعدی به واسطه ی انتساب آنان به یک مردم معین (بی اینکه ضرورتا در تضاد با مردمانی دیگر درآیند) با فرایند هویت یابی، سازمانیابی و عمل سیاسی متعاقب درهم تنیده اند. خاطرات به واسطه ی “ضدسوسیالیزاسیون” [منظور ضد تربیت دستگاه عظیم آموزش و رسانههای گروهی جریان غالب و تاریخ نویسی ایرانشهری] از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابند و نسل های جوان تشویق می شوند تا ازله شدن در چرخه ی حافظه زدایی و خشونت و تحقیر نهفته در فرایند آسیمیلاسیون تن بزنند. این خاطرات به حافظه جمعی یک مردم تبدیل میشود و سیاست آنها یا رهبران و روشنفکران شان را شکل می دهد. دلایل آن قتل عام، آن ملیت زدایی، آن کشتار زبانی، آن کتاب سوزان برای نسل های پیاپی شرح داده میشود و عواطفی را در آنان برمی انگیزد، تصویرهایی در اذهان شان میسازد و انگیزه بخش امیدها و آرزوهایی برای آینده میشود و “سلاح آبایی را صیقل می دهد” برای بازاندیشی زخم ها و تراژدی ها و آماده شان میکند برای رویارویی با آینده.
خاطره ی اتوبیوگرافیک مکرر بازگو شده ی براهنی مبتنی است بر مفهومی از “من، مادر و زبان ام”. اما چرا این تجربه نزد براهنی تکرار و بازتکرار می شود؟ برای خاطر تکینه گی آن تجربه و شوک ناشی از سبعیت رفته بر چشمها، گلو، حنجره، زبان، گردن و چهره ی شاعری که قرار است در آینده به رغم تعلق قومی-ملی اش، فارس گردد، برای خاطر مضمون احساسی- عاطفی آن خاطره و برای خاطر کرامت انسانی لگدمال شده ی براهنی، برای خاطر اعمال آپارتاید از سوی عنصر فارسی بر عنصر ترکی، برای خاطر داغ لعنتی که از فرایند مدرنیته ی ایرانی نصیب او و مادرش، او و جغرافیایش، او و مردم و زبانش گردید. همین داغ مشترک است که در نسل های بعدی هم ” تحریک عصبی-عاطفی” را سبب می شود. او با تکرار این خاطره برای بازخوانی گذشته ی شخصی و جمعی تقلا می کند.
براهنی فرایند تاریخی تراژیکی را در دل یک خاطره گنجانده است. او در باره یک جغرافیای معین در باره یک مردم مشخص در باره یک بازه زمانی خاص و در باره یک حاکمیت مردمی سرنگون گردیده سخن می گوید. اقتدار رعب آور و منش پلیسی-امنیتی دستگاه آموزش پساسقوط و خفتی که به او چشاندند هنوز در یادش هست نوک زبانش می سوزد برای بازگویی آن همه.
اتوبیوگرافی: چشم ها
موضوعی که انتخاب کرده تا برای ما بازگو کند: چشمهای وحشت زده و روح ترس خورده ی یک کودک کلاس ششمی، لو رفته بابت نوشتهای که اصولاً به تشویق مادر به عالم وجود پا گذاشته است (نه اولار یاز، سن فارسی بیلمیسن تورکی یاز)، چشمها که ناباورانه خیره می نگرند به ناظم-پلیس بی رحم و سنگدلی که از رویت خطوط و کلمات ترکی تراوش کرده از ذهن شوریده و کنجکاو رضا، نقش بسته بر روی کاغذ دیواری، دستخوش جنون گشته. دقیقهای بعد پس گردنی ناظم است و فشار دست او بر گردن رضا و جوهر مالانده شده به روی چهره ی [ کوبیده شده]ی او به روی کاغذ و لیسانیدن کلمات ترکی به او و سرانجام قورت دادن مادر و کلمات هر دو با هم. (براهنی هم از لیسیدن کلمات ترکی گفته هم از قورت دادن زبانش).
براهنی در بسیاری از سخنرانیهایش به این نکته اشاره میکند که از آن پس هر کس از زبان مادری ام پرسشی کرد به او پاسخ دادم که مرا واداشتند تا آن را قورت بدهم و از آن پس زبانم را در شکمم حمل می کنم. با این اشاره او نویسنده ی ” تاریخ مذکر” به یکباره مونث می شود. حامله ی زبان مادری اش و شاید خود مادرش میشود که به بیان براهنی هرگز یک بیت از شعرهای شاعر فارس (زبان) شده را نتوانست که بخواند و اگر هم برایش میخواندند بیفایده بود. ترجمه نمیتواند آن سکوت هول آور بین مادر و فرزند از دست رفته را پر کند. مادر شهریار هم نالیده و التماس کرده بود که پسرکم، بچهکم چیزی هم به زبان من بگو. این چه زبان یاجوج ماجوجی است که با آن شعر می سرایی و مینویسی و من که زبان به تو آموختم از اشعار تو هیچ سر در نمی آورم؟
مادر براهنی و مادر شهریارهر دو برابر چشمان خود غریبه شدگی فرزندان خود را نظاره میکنند هر دو شاهد از دست رفتن ارتباط عاطفی و زبانی بینانسلی هستند شاهد گسست فرزند والحاق غیرداوطلبانه ی او به قومی دیگر هستند. سرنوشت یک جماعت انسانی یک قوم خاص یک ملت معین درواقع سرنوشت زبان او است و سرنوشت زبان منوط است به کمیت متکلمان آن. اگر نتوان زبان را به نسل بعدی انتقال داد زوال زبان و مردم و خاطره با هم فرارسیده است. براهنی زبان و مادرش را با هم از دست داد و آنها را برای همیشه در شکم خویش نگه داشت و انتظار روزی را میکشید که زبان مادری خود را از نو بزاید.
البته زمانه عوض میشود. تاریخ “پیش” میرود وکودک آذربایجانی، براهنی ما زبان فارسی را عرق ریزان یاد می گیرد و آن را به زیبایی می نویسد ولی همواره سوگوار آن کودک غرور باخته است سوگوار مادری است که فرزندش را به زبان و جماعتی دیگر باخت. رویداد تروماتیک او را به زنجیر کشیده، لایههای زبانی دیگری روی آن لایه مادری خوارگشته ی “مغولی-مهاجم-غیرتاریخی!!” انباشته شده اند. در زبان فارسی و زبان انگلیسی تبحر حس میکند مهارت دارد اما سیاست آپارتاید و سیادت “زبان قاتل” در همدستی با یکدیگر، زبان مادری اش را از هم بردریده اند. به جز نخبگان زبان ترکی آذربایجانی و به جز مردمان اعماق آذربایجان (این دو گروه مهم)، دیگران با زبانی فقیر، نحیف، ابتدایی، نامتوازن ، التقاطی و بدقواره می نویسند و تکلم می کنند. براهنی هم از این قاعده برکنار نیست. او داغ دار این شکستخوردگی است، براهنی داغ دار این خفت و خوارگشتگی ملی است، براهنی داغ دار میراث تجدد ایرانی برای آذربایجان است.
درک او از زمان تک خطی و ممتد و پیش رونده نیست ذهن او از “پیشرفت و تجدد” استنباطی مکانیکی ندارد زندگی در منطقه ای بینابین و درون سرحدات و فراسوی مرزها وامیداردش تا رو به عقب برگرداند و آنچه را بر او و مادر و مردمش رفته طبیعی و ناگزیر و تأثیر ناگزیر تجدد یا تنبیه بسزایی در تلافی “تجزیه طلبی” نداند. هیئت مندی زمان نزد او پیچیده و چندسویه است.
رو به عقب می نگرد به یاد می آورد و برای اینک و فردا، سیاست دادخواهی و نه کین ستانی را پیش می کشد. خواستار تغییر نظم سیاسی مستقر می شود. به آغازگاه به معصیت بزرگ به قتل عام ملت اش و سیاست ترور زبانی بازمیگردد. فعالیت انسانی خود را بازگو می کند که در جوهر[ دوات] مالانده و تحقیر میشود همانطور که فعالیت خلاقانه ی آذربایجانی ها و رهبران شان در خون هزاران هزارشان غوطه خورد. از منظر او، تاریخ به منزله ی کنش بررسی میشود. فعالیت غرورانگیز مردم و رهبران فرقه، کنش تاریخی و متحول گر آنان، به نظام آموزشی جدیدی میانجامد که آزادی بیان و نوشتار به زبان مادری را به کودکان هم نسل براهنی هدیه می کند. براهنی از آزادی زبان مادری بهره میبرد روزنامه دیواری به زبان ترکی مینویسد. متلاشی کردن فرقه و حاکمیت آن همزمان میشود با کیفر دیدن رضای ده دوازده ساله: قورت دادن زبان بومی و ملی اش، و ایجاد گسستی عمیق در مسیر زندگی شخصی و قومی او. با بازگشت به گذشته و بیان مکرر خاطره اش براهنی در صدد غلبه بر آن شکاف و گسست تاریخی است.
خاطره ی براهنی به این ترتیب به گذشته معنا می دهد و امکاناتی را برای آینده تدارک می بیند. او نه تنها از آرمان گرایی ها و اندیشه پردازی های پرزور فرقه ای ها پشیمان و نادم نیست که با قدرت لب به اعتراض می گشاید و از ملت سازی مبتنی بر آپارتاید زبانی و نسل کشی فرهنگی و الحاق اجباری فرزندان ملل دیگر به ملت حاکم انتقاد میکند و میکوشد تا از خلع مالکیت ذهنی و تاریخی آذربایجان ممانعت به عمل آورد. میراث جماعت گرایانه ی فرقه و میراث صد و اندی سال مبارزات آذربایجانی ها را هلهله می کند. به صراحت از یک جمهور چندملیتی و از دو زبانه شدن تهران (ترکی و فارسی) دفاع می کند. خاطرات او نهیب زننده اند: بیدار شو آذربایجان، هان به هوش باش آذربایجان، راه برو آذربایجان. از مرگ و انقراض تن بزن آذربایجان.
براهنی گذشته را درحال و آینده و آینده را در گذشته و حال می جوید و دیالکتیک زیبایی از تاریخی که باید زایانده شود را به نمایش می گذارد. من این براهنی را در یاد نگه می دارم.
***
*رضا براهنی در حیات اجتماعی-سیاسی خود راه دراز و پرپیچ و خمی پیمود و مراحل گوناگونی را از سر گذراند. قصد من در اینجا بررسی آن راه دراز و آن مراحل مختلف نیست. در این مطلب او به عنوان راوی و کسی که در تشکیل حافظه ی جمعی در آذربایجان نقش بازی کرده مورد تأکید است.
فروغ اسدپور
گوناز تی وی
E.Y
اسرائیل به حملات موشکی ایران پاسخ داد | غرب و مرکز ایران بمباران شدند
ایران به اسرائیل حمله کرد
عراقچی: هنگام کشته شدن علی خامنهای در دفترش بودم
برگزاری «سه روز مراسم بدرقه و تشییع جنازه» علی خامنهای
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
آیا شهردار نیویورک به دروغ خود را فعال حقوق بشر میخواند؟- احمد اوبالی
گزارش آمریکایی: تفلیس به بستر فعالیتهای تروریستی ایران تبدیل شده است
دادگاهی در ایران: زن نمیتواند مالک موتور باشد!
ترامپ ایران را با پرچم آمریکا به اشتراک گذاشت
سپاه قدس قصد حمله به یهودیان در آلمان را داشت
ترامپ: ذخایر اورانیوم ایران را نابود میکنیم
مجتبی خامنهای با انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از ایران مخالفت کرده است
مجتبی خامنهای برای زنده مانده از الگوی بنلادن استفاده میکند
مقامات ایرانی: مجتبی خامنهای قطع عضوی ندارد!
امارات: پهپادهای حملهکننده به نیروگاه هستهای از عراق بودند
اسرائیل آماده جنگ با ایران میشود
ترامپ: ایران میداند بهزودی چه اتفاقی خواهد افتاد
یوروپل به شبکه تبلیغاتی سپاه ضربه زد
آکسیوس: مذاکرات ممکن است با بمب ادامه یابد
سیانان: پنتاگون برای جنگ آماده است
جمعآوری کمک در تبریز برای مرمت آثار تاریخی اصفهان
پزشکیان به شایعات استعفا واکنش نشان داد
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
پنج روز انتظار؛ پایان تلخ برای سلنای کوچک در اردبیل
درگیری مسلحانه در آذربایجانغربی دو کشته برجا گذاشت
توافقهای میلیاردی میان باکو و واشنگتن
قتل و خودکشی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین
ترامپ راهی آنکارا میشود
عکاس این صحنه اعتراضی به ۱۰ سال زندان محکوم شد
برگزاری «سه روز مراسم بدرقه و تشییع جنازه» علی خامنهای
سپاه پاسداران «رستوران پلو» زنجان را پس از بازداشت مالکش به مزایده گذاشت
النینو در راه است؛ آیا بارندگیهای کمسابقه امسال ادامه خواهد داشت؟
وضعیت حقوق کودک در ایران همزمان با روز جهانی کودک
سفر دستیار وزیر خارجه آمریکا به آذربایجان
الهام علیاف: کریدور زنگزور حتماً ساخته خواهد شد
فرصت ژئوپلیتیک؛ افزایش اهمیت آذربایجان در سایه بسته شدن تنگه هرمز و جنگ روسیه و اوکراین
حمله آمریکا به قشم رسماً تأیید شد
شبکه تأمین فناوری آمریکایی برای برنامه هستهای و نظامی ایران فاش شد