تیراندازی مقابل دادگستری مهاباد؛ یک کشته و چهار زخمی
شریعتمداری از سران قوا خواست مشق حجاب کیهان را خودشان بخوانند
کاهش دوباره حجم آب دریاچه اورمیه؛ ۱۵۰ میلیون مترمکعب در ۱۵ روز
والاستریت ژورنال: ترامپ برای ازسرگیری حملات به ایران در نوامبر آماده میشود
برو و در لانهات پناه بگیر؛ کنایه پسر پزشکیان به مجتبی خامنهای
ترامپ: تأسیسات هستهای ایران «کارخانههای تولید مواد مخدر» هم بودند
علمالهدی: به مذاکرهکنندگان اجازه مذاکره داده نشده بود
نماینده مجلس ایران: امارات را تصرف میکنیم!
اشکان هلالی شهروند تورک آذربایجانی به یک سال حبس محکوم شد
رئیس اتاق بازرگانی تبریز: سرانه وام بانکی تهران بیش از ۸ برابر آذربایجان شرقی است
قوه قضائیه ایران سیاوش جمشیدی از معترضان دیماه را اعدام کرد
گزارش رسانههای آمریکا از اعزام ناو هواپیمابر سوم آمریکا؛ گروه آبیـخاکی تفنگداران دریایی و هزاران نیروی دیگر به خاورمیانه
بریتانیا علیه دو ایرانی به اتهام توطئه تروریستی علیه جامعه یهودیان منچستر اعلام جرم کرد
اکسیوس: نشست امنیتی محرمانه آمریکا درباره گامهای بعدی جنگ با ایران برگزار شد
طرح روسیه برای خاموشکردن اوکراین فاش شد
عبور کشتیهای حامل گاز مایع از تنگه هرمز افزایش یافت
پروازهای ایران به نجف دوباره برقرار میشوند
گروه هفت بار دیگر حملات جمهوری اسلامی به کشورهای همسایه را محکوم کرد
نزدیک به ۵۰ کشور علیه موج اعدامها در ایران موضع گرفتند
هپکو اراک زیر تحریم آمریکا رفت
علیاف: تمامی سلاحها را به قیمت جهانی و بدون تخفیف خریدهایم
زنجان؛ قطب نساجی آذربایجان، اما با زنجیرهای که هنوز کامل نشده است
افزایش تردد کشتیهای گاز در تنگه هرمز
آمریکا برای اعزام 20 هزار نیروی نظامی دیگر به خاورمیانه آماده میشود
یک مرد ایرانی-بریتانیایی به ظن طرحریزی حمله تروریستی به پایگاه «فیرفورد» بازداشت شد
سحر ممیزاده شهروند تورک آذربایجانی به ۲۵ ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد
اعتراض یک پدر تورک به مخالفت ثبت احوال ایران با اسامی ترکی
آمریکا صنایع خودروسازی و ریلی ایران را هدف تحریم قرار داد؛ ایرانخودرو، سایپا و راهآهن تحریم شدند
ترامپ: اگر قرار نیست ایران به قرارداد پایبند باشند، توافق نمیکنیم و کار را تمام میکنیم
آمریکا دو سامانه پاتریوت را به عربستان و قطر منتقل کرد؛ کشتیهای جنگی، جنگندهها و نیروهای بیشتر عازم خاورمیانه شدند
شورای امنیت ملی ترکیه درباره ادامه جنگ هشدار داد
عراق گروههای مسلح غیرعراقی را خلع سلاح میکند
حوثیها به مدینه حمله کردند
قیمت نفت خام سقوط کرد
محاصره دریایی ایران به روایت سنتکام؛ ۱۲۵ کشتی تغییر مسیر دادند
ترکیه میزبان دیدار محرمانه سوریه و نیابتیهای ایران شد
تهدید حکومت به قطع سراسری برق در بحران بعدی
جهش لجامگسیخته دلار؛ اقدامات دیرهنگام حکومت برای مهار بازار ارز
پیام محرمانه واشنگتن به تهران رسید
اوکراین و اتحادیه اروپا بر سر تأمین نیازهای مالی و دفاعی کییف توافق کردند
آمریکا سومین ناو هواپیمابر را به خاورمیانه اعزام میکند
اعتراض اهالی ورزقان به تخریب «حسنو مئشهسی» و محوطه تاریخی آغجا قالا توسط شرکت فولاد غیربومی
حمله مسلحانه در راسک؛ یک مأمور کشته شد؛ معاون استاندار بلوچستان: هیچگونه خسارت یا اتفاق خاصی رخ نداده
ادای سهم ناچیزی در بزرگداشت تبدیل فکر به عمل نزد براهنی.
...........................
اویان، آییل، یئری! از براهنی چه چیزی را در یاد نگه داریم؟
ویدئوهای متعددی که از رضا براهنی* و سخنرانیهایش اینجا و آنجا دیدم، مرا به یاد مرد سالخورده ای از ژاپن انداخت که به نوبت به مدارس و دبیرستان ها دعوت میشد تا برای نسل های جدید ژاپنی روایت خود و هم نسلانش را بگوید و به این ترتیب فاجعه ی هیروشیما و ناگازاکی را از فرایند فراموشی برکنار نگه دارد. هم آن پیرمرد و هم براهنی از ” هنر تکرار” بهره میبردند تا دیده ها و زیسته های خود و مردمانشان را به میانجی تکرار خاطره انتقال دهند و جعل تاریخ و تحریف آن را مانع شوند. قصد هر دو ایجاد حافظه ی جمعی بود.
براهنی در باره ی زندان های رژیم شاهنشاهی و حاکمیت دجالان و رجاله ها خاطراتی را بیان کرده که خشم و سبعیت زبانی طیف فرومایگان و اوباشان پیشواپرست را در ایران و خارج از آن برایش تدارک دید. به کشتار آذربایجانی ها در آذر ماه ۱۳۲۵ و کتاب سوزان گسترده ای که ارتش شاه در شهرهای آذربایجان به راه انداخت شهادت داد (که به بیان هراکلیت شهادت چشم بر شنیده های گوش برتری دارد) و از به دار کشیدن آزادیخواهان آذربایجانی نوشت. کودکان وحشت زده ای که شاهد تاب خوردن پیکرهای بی جان فداییان در هوای سرد آذرماه آذربایجان بوده اند. به جز این، خاطره ی اتوبیوگرافیک منحصر به فردی داشت که در هر فرصتی آن را در همراهی تاثیرگذار چشمان فروزان خود با مخاطبانش به اشتراک می گذاشت. اینجا هم نویسنده ی “روزگار دوزخی آقای ایاز” ناباورانه اهانت و خوارداشتی هولناک را تجربه کرد.
تشابه وضعیت آن سالخورده و براهنی ما در همین جا پایان می یابد. در حالی که امکان فراموشی فاجعه در ژاپن ممکن نبوده و نیست در آذربایجان چنین “امکان”ی وجود داشته. چه در ژاپن دولت و جامعه در کلیت خویش بر سر وقوع فاجعه توافق دارند، کسی فاجعه را انکار نمی کند. در حالی که در ایران خاطره ی سرنگون کردن حکومت ملی آذربایجان و فجایع ناشی از آن، ضدروایتی است که روایت مدرنیته ی ایرانی (در نسخه های چپ و راست اش) را به منزله ی یک ابرروایت از هم بر می درد و به یک وضعیت ذهنی منشعب و پاره پاره در باشندگان این جغرافیا منجر می شود. از آنجا که این واقعه چوب لای چرخ تاریخ نگاری جریان غالب می گذارد، به همین سبب نیز این پویش بیقرار در آذربایجان؛ منطقه ای یوروآسیایی (اوراسیایی) که در طول تاریخ در معرض ناهمسانی و تنوع و دگرگشت های منطقه ای و تفکیک و تمایز از مرکز ایران بوده است و همواره ساکنین آن با نیاز دائمی به بازتعریف هویت و سیاست خود مواجه بوده اند؛ یا از “ابرروایت مدرنیته ایرانی” (که در اصل و اساس روایتی بسیار نحیف است) کاملاً حذف و طرد میشود یا در صورت یادآوری تلاش میشود تا خیال پردازی های پرزور آذربایجانی ها خاصه رهبران و هواداران فرقه ی دمکرات بدقواره و دست ساز بیگانه جلوه کنند. بنابراین بیان مکرر این خاطرات برای “اخلال گری” در ساختار آن ابرروایت ضرورت داشته و دارد.
حافظه در اینجا به معنای ظرفیت حفظ گذشته و رویدادهای پراهمیت آن از دستبرد تحریف، جعل و فراموشی است. قابلیت استفاده از ذهن است برای آفرینش یا بازآفرینی گذشته. اما این قابلیت به معنای آن نیست که همه ما ضرورتاً از تجارب و رویدادهای دوران ساز و دوران سوز گذشته ی مشترک و یا موروثی (قومی-ملی) خویش باخبرهستیم. کسانی باید تا ما را به آن رویدادهای دوران ساز و دوران سوز آشنا سازند و به این معنا آن تاریخ را به اشتراک بگذارند.
بنابراین خاطره گویی سیاسی، سیاست وفاداری به یک جغرافیای سیال بین مرزهای گوناگون و مردمان این و آن سوی سرحدات؛ وفاداری به آغازگاه های جدید، سیاست دریاد نگه داشتن و تربیت اخلاقی-روحی نسل بعدی به واسطه ی انتساب آنان به یک مردم معین (بی اینکه ضرورتا در تضاد با مردمانی دیگر درآیند) با فرایند هویت یابی، سازمانیابی و عمل سیاسی متعاقب درهم تنیده اند. خاطرات به واسطه ی “ضدسوسیالیزاسیون” [منظور ضد تربیت دستگاه عظیم آموزش و رسانههای گروهی جریان غالب و تاریخ نویسی ایرانشهری] از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابند و نسل های جوان تشویق می شوند تا ازله شدن در چرخه ی حافظه زدایی و خشونت و تحقیر نهفته در فرایند آسیمیلاسیون تن بزنند. این خاطرات به حافظه جمعی یک مردم تبدیل میشود و سیاست آنها یا رهبران و روشنفکران شان را شکل می دهد. دلایل آن قتل عام، آن ملیت زدایی، آن کشتار زبانی، آن کتاب سوزان برای نسل های پیاپی شرح داده میشود و عواطفی را در آنان برمی انگیزد، تصویرهایی در اذهان شان میسازد و انگیزه بخش امیدها و آرزوهایی برای آینده میشود و “سلاح آبایی را صیقل می دهد” برای بازاندیشی زخم ها و تراژدی ها و آماده شان میکند برای رویارویی با آینده.
خاطره ی اتوبیوگرافیک مکرر بازگو شده ی براهنی مبتنی است بر مفهومی از “من، مادر و زبان ام”. اما چرا این تجربه نزد براهنی تکرار و بازتکرار می شود؟ برای خاطر تکینه گی آن تجربه و شوک ناشی از سبعیت رفته بر چشمها، گلو، حنجره، زبان، گردن و چهره ی شاعری که قرار است در آینده به رغم تعلق قومی-ملی اش، فارس گردد، برای خاطر مضمون احساسی- عاطفی آن خاطره و برای خاطر کرامت انسانی لگدمال شده ی براهنی، برای خاطر اعمال آپارتاید از سوی عنصر فارسی بر عنصر ترکی، برای خاطر داغ لعنتی که از فرایند مدرنیته ی ایرانی نصیب او و مادرش، او و جغرافیایش، او و مردم و زبانش گردید. همین داغ مشترک است که در نسل های بعدی هم ” تحریک عصبی-عاطفی” را سبب می شود. او با تکرار این خاطره برای بازخوانی گذشته ی شخصی و جمعی تقلا می کند.
براهنی فرایند تاریخی تراژیکی را در دل یک خاطره گنجانده است. او در باره یک جغرافیای معین در باره یک مردم مشخص در باره یک بازه زمانی خاص و در باره یک حاکمیت مردمی سرنگون گردیده سخن می گوید. اقتدار رعب آور و منش پلیسی-امنیتی دستگاه آموزش پساسقوط و خفتی که به او چشاندند هنوز در یادش هست نوک زبانش می سوزد برای بازگویی آن همه.
اتوبیوگرافی: چشم ها
موضوعی که انتخاب کرده تا برای ما بازگو کند: چشمهای وحشت زده و روح ترس خورده ی یک کودک کلاس ششمی، لو رفته بابت نوشتهای که اصولاً به تشویق مادر به عالم وجود پا گذاشته است (نه اولار یاز، سن فارسی بیلمیسن تورکی یاز)، چشمها که ناباورانه خیره می نگرند به ناظم-پلیس بی رحم و سنگدلی که از رویت خطوط و کلمات ترکی تراوش کرده از ذهن شوریده و کنجکاو رضا، نقش بسته بر روی کاغذ دیواری، دستخوش جنون گشته. دقیقهای بعد پس گردنی ناظم است و فشار دست او بر گردن رضا و جوهر مالانده شده به روی چهره ی [ کوبیده شده]ی او به روی کاغذ و لیسانیدن کلمات ترکی به او و سرانجام قورت دادن مادر و کلمات هر دو با هم. (براهنی هم از لیسیدن کلمات ترکی گفته هم از قورت دادن زبانش).
براهنی در بسیاری از سخنرانیهایش به این نکته اشاره میکند که از آن پس هر کس از زبان مادری ام پرسشی کرد به او پاسخ دادم که مرا واداشتند تا آن را قورت بدهم و از آن پس زبانم را در شکمم حمل می کنم. با این اشاره او نویسنده ی ” تاریخ مذکر” به یکباره مونث می شود. حامله ی زبان مادری اش و شاید خود مادرش میشود که به بیان براهنی هرگز یک بیت از شعرهای شاعر فارس (زبان) شده را نتوانست که بخواند و اگر هم برایش میخواندند بیفایده بود. ترجمه نمیتواند آن سکوت هول آور بین مادر و فرزند از دست رفته را پر کند. مادر شهریار هم نالیده و التماس کرده بود که پسرکم، بچهکم چیزی هم به زبان من بگو. این چه زبان یاجوج ماجوجی است که با آن شعر می سرایی و مینویسی و من که زبان به تو آموختم از اشعار تو هیچ سر در نمی آورم؟
مادر براهنی و مادر شهریارهر دو برابر چشمان خود غریبه شدگی فرزندان خود را نظاره میکنند هر دو شاهد از دست رفتن ارتباط عاطفی و زبانی بینانسلی هستند شاهد گسست فرزند والحاق غیرداوطلبانه ی او به قومی دیگر هستند. سرنوشت یک جماعت انسانی یک قوم خاص یک ملت معین درواقع سرنوشت زبان او است و سرنوشت زبان منوط است به کمیت متکلمان آن. اگر نتوان زبان را به نسل بعدی انتقال داد زوال زبان و مردم و خاطره با هم فرارسیده است. براهنی زبان و مادرش را با هم از دست داد و آنها را برای همیشه در شکم خویش نگه داشت و انتظار روزی را میکشید که زبان مادری خود را از نو بزاید.
البته زمانه عوض میشود. تاریخ “پیش” میرود وکودک آذربایجانی، براهنی ما زبان فارسی را عرق ریزان یاد می گیرد و آن را به زیبایی می نویسد ولی همواره سوگوار آن کودک غرور باخته است سوگوار مادری است که فرزندش را به زبان و جماعتی دیگر باخت. رویداد تروماتیک او را به زنجیر کشیده، لایههای زبانی دیگری روی آن لایه مادری خوارگشته ی “مغولی-مهاجم-غیرتاریخی!!” انباشته شده اند. در زبان فارسی و زبان انگلیسی تبحر حس میکند مهارت دارد اما سیاست آپارتاید و سیادت “زبان قاتل” در همدستی با یکدیگر، زبان مادری اش را از هم بردریده اند. به جز نخبگان زبان ترکی آذربایجانی و به جز مردمان اعماق آذربایجان (این دو گروه مهم)، دیگران با زبانی فقیر، نحیف، ابتدایی، نامتوازن ، التقاطی و بدقواره می نویسند و تکلم می کنند. براهنی هم از این قاعده برکنار نیست. او داغ دار این شکستخوردگی است، براهنی داغ دار این خفت و خوارگشتگی ملی است، براهنی داغ دار میراث تجدد ایرانی برای آذربایجان است.
درک او از زمان تک خطی و ممتد و پیش رونده نیست ذهن او از “پیشرفت و تجدد” استنباطی مکانیکی ندارد زندگی در منطقه ای بینابین و درون سرحدات و فراسوی مرزها وامیداردش تا رو به عقب برگرداند و آنچه را بر او و مادر و مردمش رفته طبیعی و ناگزیر و تأثیر ناگزیر تجدد یا تنبیه بسزایی در تلافی “تجزیه طلبی” نداند. هیئت مندی زمان نزد او پیچیده و چندسویه است.
رو به عقب می نگرد به یاد می آورد و برای اینک و فردا، سیاست دادخواهی و نه کین ستانی را پیش می کشد. خواستار تغییر نظم سیاسی مستقر می شود. به آغازگاه به معصیت بزرگ به قتل عام ملت اش و سیاست ترور زبانی بازمیگردد. فعالیت انسانی خود را بازگو می کند که در جوهر[ دوات] مالانده و تحقیر میشود همانطور که فعالیت خلاقانه ی آذربایجانی ها و رهبران شان در خون هزاران هزارشان غوطه خورد. از منظر او، تاریخ به منزله ی کنش بررسی میشود. فعالیت غرورانگیز مردم و رهبران فرقه، کنش تاریخی و متحول گر آنان، به نظام آموزشی جدیدی میانجامد که آزادی بیان و نوشتار به زبان مادری را به کودکان هم نسل براهنی هدیه می کند. براهنی از آزادی زبان مادری بهره میبرد روزنامه دیواری به زبان ترکی مینویسد. متلاشی کردن فرقه و حاکمیت آن همزمان میشود با کیفر دیدن رضای ده دوازده ساله: قورت دادن زبان بومی و ملی اش، و ایجاد گسستی عمیق در مسیر زندگی شخصی و قومی او. با بازگشت به گذشته و بیان مکرر خاطره اش براهنی در صدد غلبه بر آن شکاف و گسست تاریخی است.
خاطره ی براهنی به این ترتیب به گذشته معنا می دهد و امکاناتی را برای آینده تدارک می بیند. او نه تنها از آرمان گرایی ها و اندیشه پردازی های پرزور فرقه ای ها پشیمان و نادم نیست که با قدرت لب به اعتراض می گشاید و از ملت سازی مبتنی بر آپارتاید زبانی و نسل کشی فرهنگی و الحاق اجباری فرزندان ملل دیگر به ملت حاکم انتقاد میکند و میکوشد تا از خلع مالکیت ذهنی و تاریخی آذربایجان ممانعت به عمل آورد. میراث جماعت گرایانه ی فرقه و میراث صد و اندی سال مبارزات آذربایجانی ها را هلهله می کند. به صراحت از یک جمهور چندملیتی و از دو زبانه شدن تهران (ترکی و فارسی) دفاع می کند. خاطرات او نهیب زننده اند: بیدار شو آذربایجان، هان به هوش باش آذربایجان، راه برو آذربایجان. از مرگ و انقراض تن بزن آذربایجان.
براهنی گذشته را درحال و آینده و آینده را در گذشته و حال می جوید و دیالکتیک زیبایی از تاریخی که باید زایانده شود را به نمایش می گذارد. من این براهنی را در یاد نگه می دارم.
***
*رضا براهنی در حیات اجتماعی-سیاسی خود راه دراز و پرپیچ و خمی پیمود و مراحل گوناگونی را از سر گذراند. قصد من در اینجا بررسی آن راه دراز و آن مراحل مختلف نیست. در این مطلب او به عنوان راوی و کسی که در تشکیل حافظه ی جمعی در آذربایجان نقش بازی کرده مورد تأکید است.
فروغ اسدپور
گوناز تی وی
E.Y
اکونومیست: گروههای نیابتی ایران در خاورمیانه از تهران فاصله میگیرند
فورچون: حتی مجتبی خامنهای هم از بحران اقتصادی در وحشت است
جروزالم پست: یک جبهه متحد علیه ملاهای ایران و رژیم بیرحم آنها ایستاده است - دیدگاه
جروزالم نیوز: در موضوع مذاکرات ایران و آمریکا، به دوحه اعتماد نکنید - دیدگاه
اسرائیل سپر دفاعی یونان را میسازد
آمریکا به مواضع سپاه در جنوب ایران حمله کرد
آیا حمله زمینی روسیه به کییف نزدیک است؟
نتانیاهو: ایران قصد کشتن یکی از پسرانم را داشت
تلویزیون ایران به کشتن پسر ترامپ فراخوان داد
روسیه دیگر در مدیترانه حضور نظامی ندارد
گزارش تکاندهنده از تعرض جنسی به زنان در زندانهای ایران
واکنش معنادار رئیس پارلمان عراق به قالیباف: خلیج «خلیج العربی» است
از همکاری تا رویارویی؛ چرا اسرائیل و ترکیه مقابل هم ایستادهاند؟ | تحلیل
افشای پشت پرده یک کانال محرمانه میان ترامپ و سپاه
ناو هواپیمابر دیگری از ژاپن به خاورمیانه اعزام میشود
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
توافق مکه؛ آیا یک پیمان دفاعی جدید، معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر میدهد؟ - تحلیل
یک مداح حکومتی ربوده و کشته شد
رئیسجمهور لبنان در سفرش به ترکیه به آتاتورک ادای احترام کرد
پس از شکنجه و اعتراف اجباری: دیوان عالی حکم اعدام مژده هاشمی بازرگانی را تأیید کرد
جشنواره انگور اورمیه هدف جریانهای «سلطنت طلبان و ارزشیها» قرار گرفت
بلوار اورمیه در شانلیاورفا؛ جلوهای از پیوند آذربایجانجنوبی با جهان تورک
کنسرت «کتی پری» خواننده مشهور آمریکایی در باکو و اهتزار پرچم آذربایجان
انبارهای تسلیحاتی حوثیها بمباران شد
مزد زحمات کشاورزان آذربایجانجنوبی را واسطهها میبرند
پاسخ عضو شورای شهر تبریز به تحریفات صداوسیمای ایران: مادر من اصلاً فارسی بلد نیست؛ بچههایم تورکی حرف میزنند
کارشناس تلویزیون ایران: حریم هوایی آذربایجان میتواند اهرم فشار بر غرب باشد (ویدیو)
مسعود مهدی علمدارلو، خواننده و هنرمند پیشکسوت تورک قاشقایی درگذشت
دو فعال ملی آذربایجان سه ماه است در زندان اردبیل بلاتکلیفاند
ایران برای تامین برق زمستان به آذربایجان و ترکیه متوسل شد؛ پتروشیمیها چشمانتظار برق همسایگان
مالک باشگاه تراختور آذربایجان: با هزینه من برای استقلال یک جام بخرید
ترکیه تودی: انتظار میرود همه پروازهای ایران به ترکیه از اوایل ماه آینده میلادی لغو شوند
نماینده حکومتی تبریز: از فرمانده انتظامی تبریز خواستار برخورد با کافی شاپهای تبریز شدم
علیاف با پزشکیان تلفنی گفتوگو کرد
سهم صفر ایران از عبور نفتکشها از تنگه هرمز
تشکیل جلسه بازپرسی «سیامک میرزایی» و «علی واثقی» در دادسرای اردبیل
بازگشت هواپیماهای سوخترسان آمریکا به اسرائیل