ونس: جنگ با ایران باید برای جلوگیری از احیای برنامه هستهای تهران ادامه یابد
حمله اعضای تیم کُرد «روناهی» به اعضای تیم «امیدآفرین» قوشاچای
بازگشت بیسروصدای ماشینآلات معدنی به جنگلهای حسنو؛ این بار شرکت فولاد اردکان یزد و سازمان انرژی اتمی ایران به جان جنگلهای قاراداغ افتادند
قهرمان پاورلیفتینگ تورک آذربایجانی به سه سال حبس محکوم شد
نتانیاهو: رژیم ایران سرطانی است که اگر از آن خلاص نشویم، بازمیگردد
وزیر دفاع اسرائیل: کارمان با ایران تمام نشده؛ اینبار همه تاسیسات انرژی را هدف قرار خواهیم داد
وزیر خارجه یمن: تسلیحات خود را از یمن خارج کنید و در امور کشورمان دخالت نکنید
مرز زمینی ایران با پاکستان بسته شد
یادبود حمله موشکی به گنجه؛ انتشار پیام مهربان علیوا در ششمین سالگرد این حمله
مراسم بزرگداشت پروفسور محمدتقی زهتابی در دانشگاه آنکارا برگزار میشود
ترامپ از توافق هستهای میان آمریکا، روسیه و چین خبر داد
نماینده مجلس ایران: مذاکرات با آمریکا ادامه دارد
ششمین سالگرد آزادسازی فضولی از اشغال
تعطیلی ۸ مدرسه ابتدایی اقلیت تورک در تراکیه غربی یونان
جوان نروژی مامور به قتل برای شبکه تبهکاری مرتبط با ایران به ۲۰ سال زندان محکوم شد
دیدار فعالین آذربایجانی با «سیامک میرزایی» پس از آزادی با وثیقه ۱۰ میلیاردی
قطع و فروش درخت ۸۰۰ ساله روستای زگلیک اهر با هماهنگی بخشداری برای تأمین هزینه ساخت سرویس بهداشتی؛ در کنار بزرگترین معدن مس خاورمیانه!
حزبالله از نیروهای امنیتی لبنان خواست ۴۵۰ کیلو موادمنفجره توقیفی را پس بدهد؛ اختلافهای علنی بالا گرفت
ترامپ: از تمام کارهای مقامهای ایرانی خبر داریم و تمام حرفهایشان را میشنویم
سنتکام: فشار اقتصادی بر ایران به حدی رسیده که سپاه حقوق نیروهایش را نمیدهد و نیابتیها پولهای دریافتی را پس میدهند
حزب دموکرات کردستان ایران بار دیگر ادعای ارضی علیه آذربایجان جنوبی مطرح کرد
بلومبرگ: انتشار گزارش حمله به مدرسه میناب تا پس از انتخابات آمریکا به تعویق میافتد
شهروند ترکیه به دلیل دعوت به کودتا در آذربایجان تحت تعقیب بینالمللی قرار گرفت
لیبرمن: نتانیاهو برای حفظ قدرت بهدنبال اقدام نظامی علیه ایران است
اینترنت در ایران گران شد؛ افزایش ۴۰ درصدی تعرفهها
نتانیاهو در دومین سالگرد کشته شدن سنوار: خامنهای، هنیه و نصرالله را هم از میان بردیم
آمریکا مجوز تراکنشهای مالی «بانک توسعۀ عراق» با ایران را لغو میکند
دیدار پزشکیان با پاشینیان در ارمنستان
برگزاری تجمع علیه آذربایجان در مشهد و تبریز
نظرسنجی دولت: ۵۴ درصد مردم آذربایجان شرقی احساس نابرابری میکنند
پزشکیان: آمریکا به دنبال ایجاد اعتراضات اجتماعی در ایران است؛ هیچگاه با چنین شدتی از گرفتاریها قرار نداشتهایم
آغشین آغکمرلی، نویسنده و پژوهشگر آذربایجان جنوبی درگذشت
«آذربایجان جنوبی» در کتابهای درسی جدید ترکیه؛ معرفی تبریز بهعنوان قلب آذربایجان جنوبی
مشاور نتانیاهو با اشاره به فشارهای اقتصادی و نظامی: اسرائیل در حال ایجاد شرایط «تغییر رژیم» در ایران است
ترامپ: از سلاح هستهای علیه ایران استفاده نمیکنیم؛ تاسیسات «کوه کلنگ» را به سرعت نابود خواهیم کرد
ارائه طرحی برای مقابله با قطع اینترنت و سانسور در ایران توسط دو نماینده کنگره آمریکا
رئیسجمهوری اسرائیل: آذربایجان رشد اقتصادی چشمگیری داشته است
تداوم محرومیت عباس لسانی از درمان؛ مخالفت دادیار ناظر زندان با اعزام این فعال آذربایجانی به بیمارستان
رئیسجمهور آذربایجان: ارمنستان ما را به جنگ مجبور کرد؛ جنگ انتخاب ما نبود
تمجید رئیسجمهوری اسرائیل از آذربایجان و نقش باکو در صلح جهانی
حملات هوایی اسرائیل به مواضع حزبالله در جنوب لبنان
نماینده مازندران به صداوسیما: نام این دریا خزر است، نه کاسپین!
ترامپ: قول دادم دیگر رهبران ایران را هدف قرار ندهم!
گزارش "صفيه قره باغي" يكي از اعضاي گروههاي امداد مردمي در كمك به زلزله زدگان آذربايجان
اینجا ورزقان ...
سه شنبه ساعت 2 با مداد . اینجا ورزقان . در بدو ورود چادرهای سفیدی دیده می شوند که با نور خفیفی روشن شده اند . به محدوده ی زمین لرزه وارد شده ایم . در میان تاریکی ، دیوارهای خراب شده و خانه های ویران شده دیده می شوند. انگار همین الان متوجه زلزله شده و همه ی آنچه را که شنیده ام باور کرده ام . با اینکه می دانم مرحله ی آوار برداری به پایان رسیده اما چیزی مرا به خود می خواند . گویی این آوارها جان دارند و نفس میکشند . کسی زیر این آوارها هنوز نفس می کشد. دهانی پر از خاک که تلاش می کند زنده بماند اما خاک مجالش را گرفته است .
با شنیدن صدای غریبه ای که آشنا سخن میگوید چشمانم را باز میکنم . چند دقیقه ای طول میکشد تا متوجه شوم در کنار دانشگاه آزاد ورزقان و در ماشین خوابیده ام . مرد تبریزی می گوید : کمک های مردمی به داد مردم رسید . نیروهای دولتی و هلال احمر خیلی دیر اقدام کردند . آنها اقلام و کمک ها را انبار می کنند و در اختیار مردم قرار نمی دهند . با دست به دانشگاه اشاره میکند و ادامه می دهد که اینجا یکی از همان انبارهاست که پر از اقلام کمکی است اما توزیع نمی شود . مرد غریبه می گوید ما چندیدن بار مراجعه و اعلام کردیم حاضریم در پخش این مواد کمک کنیم اما موفق نشدیم . در لابلای حرف هایش متوجه شدم آنها هر روز پس از اتمام کار و بستن زود هنگام مغازه شان به مناطق زلزله زده مراجعه و اقلامی را که با خود آورده اند تقسیم میکنند و شب هنگام بازمی گردند . مرد تبریزی می گوید این کارِ بیشتر تبریزی هاست .
صبح شده و جلوی دانشگاه شلوغ است . مردمی که برای دریافت کمک آمده اند و ماشین هایی که پر از کمک های مردمی است . در میان مردم نیروهای هلال احمر تک و توک به چشم می خورند که برای راهنمایی مردم به مناطقی که هنوز کمکی دریافت نکرده اند آمده اند . توسط دوستی به روستایی راهنمایی شدیم که در آن گروه های مختلف مردمی کمک های خود را در ساخنمان نیمه تخریب شده ای جمع کرده و سپس نسبت به پخش آن اقدام می کنند . تک اتاقی پر از کنسرو ، آب ، نان ، لباس ، کفش ، پتو و .. که توسط مردم از مناطق مختلف آذربایجان جمع آوری شده است و صاحب آن پیرزنی ست که در گوشه ای از زمینش چادر زده و با دختر و پسر و نوه هایش در آن زندگی میکند . پس از تحویل و بارگیری تجهیزات گروه بندی شده راهی می شویم .
در مسیر خود به جمعیتی بر می خوریم که در میانشان نیروهای امنیتی به چشم می خورند. آقای عبدی ( راهنمای ما که اهل اهر است و از موقع وقوع حادثه همراه با دوستان خود در تلاش برای کمک رسانی به مردم روستاهای مختلف است ) توضیح می دهد که اینجا فرمانداری است و این مردم برای اعتراض به کم کاری نیروهای دولتی اجتماع کرده اند . او توضیح می دهد که تعدادی زیادی از روستاها به دلیل دوری و صعب العبور بودن مسیر پس از گذشت دو روز هیچ کمکی دریافت نکرده اند که با کمک مردم این مناطق شناسایی شده و برایشان تجهیزات فرستاده می شود . نیروهای هلال احمر بیشتر به روستاهای نزدیک مراجعه می کنند .
روستای توخمادیل . این روستا در 12 کیلومتری ورزقان واقع شده و خوشبخاته تلفات جانی نداشته است . 3 نفر از اهالی این روستا زخمی شده اند . مردمی که دورمان میکنند عنوان میکنند از نظر مواد غذایی مشکلی ندارند اما نیاز به چادر و لوازم بهداشتی دارند . آنها با طعنه و کنایه از نیروهای دولتی و هلال احمر یاد می کنند که کمک های آنها حتی شامل یک درصد از کمک هایی که دریافت کرده اند نمی شود . بیشتر خانه های این روستا تخریب شده و بقیه دچار ترک و شکاف شده اند بطوریکه مردم می ترسند وارد خانه هایشان شوند. مردی که جلوتر از همه ایستاده و لباس قهوه ای به تن دارد می گوید : بیز ائولریمیزه گئده بیلمیرک . ننه باجیملاریمیز دا ائشیکده قالیر . بیزیم بوردا چادر یوخوموزدو . دستشویی یوخوموزدو . بیز کیشیلیر بیر جور گئچینیریک آمما آروادلاریمیز ... ( ما نمی توانیم به خانه هایمان برویم . زنانمان نیز با ما بیرون می مانند. ما چادر نداریم . سرویس بهداشتی نداریم . ما مردها زیاد سختمان نیست اما زنانمان ... )
زنی که بچه اش را بغل کرده و با فاصله ایستاده توجهم را جلب میکند. نزدیک می شوم و سلام میدهم و از اوضاعشان پرس و جو میکنم . او میگوید خانه هایمان خراب شده و چادر برای اسکان نداریم . مادر متین می گوید چادر و لوازم بهداشتی نداریم . او می گوید ما از چادر هلال احمر چیزی درخواست نمی کنیم . وقتی علت را می پرسم ادامه می دهد که وقتی چیزی درخواست میکنیم درخواستمان را می نویسند و نمی دهند . یا می گویند نداریم و یا می گویند باید صبر کنید . چادرهای هلال احمر پر از تجهیزات است ولی ما تاکنون موفق نشده ایم چیزی دریافت کنیم . من چندین بار برای متین درخواست شیرخشک و پوشاک کرده ام و آنها گفته اند صبر کنم . خدا مردم را خیر بدهد تا کنون چندین بار با ماشین های خود برایمان مواد خوراکی آورده اند . مقداری پوشاک و لوازم بهداشتی می دهم و سوال میکنم که مواد غذایی نیاز دارد که می گوید نه ، به ما مواد غذایی رسیده است اینها را به روستاهایی برسانید که نیازمند ترند .
راهی روستای آغ بولاق می شویم . در مسیر گفته های مادر متین را بازگو کردم . راهنما برایمان توضیح میدهد که با نیروهای هلال احمر در این باره صحبت کرده است و آنها عنوان کرده اند هلال احمر قبل از اقدام به فرستادن تجهیزات ، از مرکز بهداشت استعلام کرده و تعداد خانوارها را جویا می شود و به تناسب جمعیت تجهیزات می فرستد اما چون این آمارها با تعداد خانوارهای روستا مطابقت ندارد تجهیزات فرستاده شده کفاف مردم روستا را نمی کند . او همچنین در لابه لای سخنانش از کمک های مردم مراغه می گوید که فرمانداری مانع از خروج ماشین های آنها شده و با اصرارِ مردم یک روز بعد این کمک های راهی مناطق زلزله زده شده است .
به روستای آغ بولاق می رسیم . اینجا خانه ای ویران نشده است . و تعداد اندکی چادر در وسط روستا به چشم می خورد . وقتی جمعیت مردان متوجه ما می شوند بر می خیزند . همگی آنها به اتفاق می گویند سقف خانه هایمان ترک برداشته است . زمین مدام می لرزد . ما نمی توانیم در خانه هایمان بمانیم . چون خانه هایمان تخریب نشده است هلال احمر به ما چادر نمی دهد . تنها تعداد کمی چادر به روستای ما فرستاده شده که آن هم در اختیار شورای روستا ، دهیار و فامیلهایشان است . آنها عنوان میکنند همه چیز دارند و نیازی به کمک ندارند و تنها چیزی که می خواهند چادر است .
در مراجعه به بیشتر روستا متوجه شدیم بیشتر روستا تا بیش از 24 ساعت پس از حادثه هیچ کمکی از نیروهای امدادی و هلال احمر دریافت نکرده اند و تنها کمک های مردمی به دادشان رسیده است . از نظر مواد غذایی و خوراکی در حال حاضر کمبودی نداشته و نیاز اصلیشان چادر و لوازم بهداشتی ست . در بین مسیرها ماشین هایی دیده می شدند که حامل کمک های مردمی بودند . همه ی آسیب دیدگان از مردم تبریز یاد میکردند که بلافاصله پس از حادثه به دادشان رسیده و از گرسنگی نجاتشان داده بودند . آنها همچنین از دریافت کمک از سایر شهرهای آذربایجان می گفتند .
همراهانم مشغول پخش کمک های آورده شده می شدند و من سعی میکردم با زنان روستا صحبت کنم. بیشتر آنها از نبود مواد بهداشتی علی الخصوص نوار بهداشتی و پوشک بچه می گفتند . روستای صیفار یکی از روستاهایی بود که صحنه های آن و زنانش را هیچ گاه فراموش نخواهم کرد . 90 درصد روستای صیفار تخریب شده بود . در میان صحبت با زلزله زدگان فهمیدم آنها تاکنون لوازم بهداشتی دریافت نکرده اند . کارتن های نواربهداشتی را برای توزیع به جمعشان بردم . بسته های نوار بهداشتی که معمولا در میان شرم و حیایِ نایلون های مشکی حمل می شود چه گستاخانه در میان دست ها فریاد میشد . فقط من و همجنسانم می توانیم درک کنیم که چه باید بشود تا نوار بهداشتی اینگونه از زبان زن روستایی فریاد شود .
در میان یکی از چادرها زنی را دیدم که بچه ی چند ماهه ای در بغل داشت و به من نگاه می کرد. به طرفش که رفتم دو دختر بچه ی دیگر 5 و 8 ساله دورش را گرفتند . مادرِ ملیحه ، مهتاب و زهرا کوچولو پرسید شیر خشک و پوشک بچه دارید ؟ برایش مقداری پوشک و شیرخشک بردم . بی مقدمه برایم از لحظه ی زلزله گفت که بیرون خانه بوده و دختر 5 ساله اش مهتاب در خانه تنها بوده است . می گفت خیلی ترسیدم وقتی به خودم آمدم دیدم جلوی خانه ام . هراسان به داخل خانه رفتم و مهتاب را که در کنار دیوار ریخته شده گریان ایستاده بودم بیرون آوردم . به خاطر ترس شیرم کم شده و زهرا گرسنه می ماند . چندین بار از نیروهای هلال احمر درخواست شیرخشک کرده ام اما موفق به دریافت آن نشده ام . وقتی پرسیدم اگر مواد غذایی نیاز داری بگو گفت نه این ها را به کسانی بدهید که تاکنون مواد غذایی دریافت نکرده اند . مردم به ما می رسند .
در گوشه ای دیگر دخترانی دیدم که لباس می شستند و وقتی متوجه نگاه من شدند خود را مشغول به کار نشان دادند . به سراغشان رفتم . در میان گفتگو ، یکی شان گفت خانوم ما رویمان نمی شود بیاییم آنجا . می شود برای ما هم از آن پوشک های بهداشتی بیاوید ولی تو رو خدا داخل کارتن یا نایلون بیاورید نمی خواهیم کسی ببینید !
...
روستای آغ بولاق علیا . نزدیکی روستا زنی با دست اشاره می کند و داد میزند بورا گتیرمه یین آپارین هئریسه ( اینجا نیاورید ، به هئریس ببرید )
زن " رباب " نام دارد . پدر و مادر و خانواده اش در یکی از روستاهای هئریس زندگی می کنند. رباب می گوید مسیر روستای ما صعب العبور است و گمان نمی کنم تاکنون کسی به آنجا رفته باشد .از ما می خواست به روستایشان برویم . نام روستا در خاطرم نماند . رباب نگران پدر و مادر و خانواده اش بود . تا کنون نتوانسه بود باهاشان ارتباط بگیرد و فقط می دانست که زنده اند. خیلی نگران بود و قرار بود دو ساعت دیگر همراه همسرش راهی روستایشان شود .
زهرا دختر 12 ساله هم به کنارمان آمد . زهرا تعریف میکرد که موقع زلزله بیرون بوده و خیلی ترسیده بود. می گفت دوستش ریحانه زیر آوار مانده بود . همه ترسیده بودند . به کمک اهالی ریحانه از زیر آوار سالم بیرون آمده بود اما مادر ریحانه که حامله بوده است از حال رفته و بچه ی در شکمش مرده بود . زهرا می گفت ریحانه و مادرش را که هر دو وحشت زده بودند برای درمان راهی تبریز کردند .
لزگی بولاغی . همه ی خانه های روستای لزگی بولاغی تخریب شده بود و دو زن جان خود ر از دست داده بودند . زنان روستا درخواست لباس و کفش و یا جوراب می کردند . زنی که روسری سفید و سیاهی بر سر داشت می گفت به خدا خانوم ما انسانهای شریفی هستیم برای خودمان خانه و کاشانه داشتیم و به چیزی نیاز نداشتیم . اما چه کنیم که همه چیزمان زیر آوار مانده است . یخچالمان همیشه پر بود هنوز هم پر است اما زیر آوار مانده است . او از نداشتن کفش یا جوراب خیلی رنج می برد . می گفت با این دمپایی ها معذبم چون پاهایم دیده می شود . به اینجا که رسید بقیه زنان حرفش را تایید کردند و گفتند برای ما یا جوراب بیاورید یا کفش . زن دیگری از نبون چادراسکان شکایت می کرد که تعداد چادرهایمان خیلی کم است . به بزرگ هر خانواده یک چادر داده اند که همه پسرها به همراه زن و بچه هایشان در آن چادر زندگی میکنند . زن جوان می گفت چادرِما کوچک است و تعدادمان زیاد . من همه ی شب را بیرون از چادر می مانم و نمی توانم بخوابم . روزها هم که نمی شود خوابید . یکی از دیگر می گوید خواهرش زیر آوار مانده بود و پاهایش آسیب دیده بود بطوریکه نمی توانست راه برود . ما هم نمی توانستیم او را به بیمارستان برسانیم که امروز صبح توسط نیروهای امدادی به بیمارستان تبریز منتقل شد و ما خبری از حالش نداریم .
با زینب 12 ساله حرف میزنم و او برایم از دو نفری که مرده اند می گوید و اینکه مدام احساس میکند زمین میلرزد که مرد جوانی نزدیک می شود : "خانوم مادرِ همسر من زیر آوار ماند و مرد . می توانید با او صحبت کنید شاید کمی آرام شود . " نگاهش را که دنبال میکنم به زن جوانی میرسم که بی تابی میکند و چشمانش قرمز است . تسلیت می گویم . مادرش آسم داشته و زیر آوار مانده بود . با کمک اهالی توانسته بودند 4 ساعت پس از زلزله مادرش را از زیر آوار بیرون بکشند اما مادرش لحظاتی بعد جان داده بود . در میان هق هقِ آرامش می گفت هنوز از مرگ پدرم یکسال نمی گذرد و خواهرانم بی سرپرست شده اند . دو خواهر کوچک داشت که من موفق به دیدنشان نشدم و البته ترس از مواجه با دو کودک که شاهد نفس های آخر مادرشان بوده اند مانع از اصرار من برای دیدنشان شد .
ساعت ها گذشته و ما دیگر به دیدن خانه های ویران شده و روستاهای با خاک یکسان شده عادت کرده ایم . گروه های مختلف مردمی همچنان مشغول دهن کجی به چادر های امداد هلال احمر و نیروهای به ظاهر کمکیِ ارگان های خدمت به مردم! هستند که با لباس های فرم سعی در نمایش مشارکت خود دارند اما هرچه تلاش میکنند حقارتشان بیشتر نمایان می شود . مردم و کمک هایشان گویی همه را وادار کرده است از قافله عقب نمانند . اینجا نیروی مردمی ، بی تفاوتی در قبال جان انسان ها را به زانو در آورده است و اسلحه های آماده به شلیک و حقیر نیروهای انتظامی هنگام بازرسی ماشین های حملِ بارمردم ، ضعفِ هر آنچه در مقابل مردم بایستد را جلوه گر است .
عصر شده و ما به انبار همان پیرزن بازگشته و درحال استراحتیم که زمین صدای مهیبی داد و لرزید . در اطراف ما نه دیواری ست و نه ما زیر سقفیم ، اما ترس ما را وادار کرد برخیزیم . زمین زیر پاهایم به وضوح می لرزید و من با اینکه می دانستم نه زیر آواری میمانم و نه اتفاقی برایم می افتد وحشت زده بودم . خدایا این چه مصیبتی ست ...
جاده ی ورزقان به تبریز شلوغ است . نیسان ها و کامیون های خالی بازمی گردند . در مسیر مخالف ، آمبولانس ها و ماشین های امدادی آژیرکشان می روند و جاده را پر از اضطراب میکنند که این بار چه شده است . در سیاهی شیشه صحنه هایی که دیده ام جلوی چشمانم چون فیلمی مرور می شوند . ناگهان یادم می آید در یکی از روستاها زن و مردی را دیدم که در میان آوارها و دیوارهای نیمه ریخته شده در جستجوی وسایل خود بودند . فیلم همانجا گیر می کند . کاش هنگام زلزله آنجا نباشند ...
b.o
اکونومیست: گروههای نیابتی ایران در خاورمیانه از تهران فاصله میگیرند
فورچون: حتی مجتبی خامنهای هم از بحران اقتصادی در وحشت است
جروزالم پست: یک جبهه متحد علیه ملاهای ایران و رژیم بیرحم آنها ایستاده است - دیدگاه
جروزالم نیوز: در موضوع مذاکرات ایران و آمریکا، به دوحه اعتماد نکنید - دیدگاه
اسرائیل سپر دفاعی یونان را میسازد
آمریکا به مواضع سپاه در جنوب ایران حمله کرد
آیا حمله زمینی روسیه به کییف نزدیک است؟
نتانیاهو: ایران قصد کشتن یکی از پسرانم را داشت
تلویزیون ایران به کشتن پسر ترامپ فراخوان داد
روسیه دیگر در مدیترانه حضور نظامی ندارد
گزارش تکاندهنده از تعرض جنسی به زنان در زندانهای ایران
واکنش معنادار رئیس پارلمان عراق به قالیباف: خلیج «خلیج العربی» است
از همکاری تا رویارویی؛ چرا اسرائیل و ترکیه مقابل هم ایستادهاند؟ | تحلیل
افشای پشت پرده یک کانال محرمانه میان ترامپ و سپاه
ناو هواپیمابر دیگری از ژاپن به خاورمیانه اعزام میشود
زیادهخواهی احزاب کردی و موانع اصلی ائتلاف بین ملل غیر فارس در ایران- جروزالم پست
مجتبی خامنهای در اسفندماه مرده است - لیساک
توافق مکه؛ آیا یک پیمان دفاعی جدید، معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر میدهد؟ - تحلیل
یک مداح حکومتی ربوده و کشته شد
رئیسجمهور لبنان در سفرش به ترکیه به آتاتورک ادای احترام کرد
فاکسنیوز: ارتش آمریکا راهنمای شناسایی نیروهای زمینی ایران را منتشر کرد
محسن رضایی: به زیرساختهای دیجیتال خاورمیانه حمله میکنیم
وقتی ملاهای عراق هم نگران پوشش دانشآموزان آذربایجان میشوند!
بلومبرگ: روسیه در حال تأمین موشک برای ایران است
روبیو: هخامنشیان غارتگر بودند
اعلام جرم علیه یک بلاگر در تهران به دلیل تقلید صدای خامنهای
کارگران معترض در ایران ۷۴ ضربه شلاق خوردند
سفر پزشکیان به تبریز لغو شد
حدود ۱۸ میلیون نفر در ایران تاکنون ازدواج نکردهاند!
نماینده مازندران به صداوسیما: نام این دریا خزر است، نه کاسپین!
صدمین سالروز تولد سهند در ازمیر؛ گرامیداشت شاعر ملی آذربایجان جنوبی با محوریت زبان مادری و حافظه تاریخی
پنج فعال ملی مدنی آذربایجان به حبس و تبعید محکوم شدند
آغاز انتشار بینالمللی «توروک»؛ مجله علمی مستقر در کانادا در آذربایجان و کانادا چاپ شد
وزیر کشور ایران وارد جمهوری آذربایجان شد
مراکز دینی وابسته به قم علیه آذربایجان وارد عمل شدند
روایت کارگردان تبریزی از مهاجرت کارگران به ترکیه در جستوجوی کار
بانک مرکزی ایران: اقتصاد کشور ۱۲ درصد کوچک شد
«آذربایجان جنوبی» در کتابهای درسی جدید ترکیه؛ معرفی تبریز بهعنوان قلب آذربایجان جنوبی